|
|
|
“
۲-۳-۵- مسیر آینده در توسعه سازمانی و شایستگی منابع انسانی
مسیر آینده در توسعه سازمانی به سوی مرزهای ادراکی گسترده تر و به سوی ابعاد اقتضایی تلفیقی و به سوی علم و ایجاد و تغییر و به سوی ترکیبی از تغییر برنامه ریزی شد و مدیریت استراتژیک و به سوی یادگیری عملی و سازمان های یادگیرنده و به سوی پاسخگویی بیشتر و ارزیابی سخت تر به مشتریان و رقابت بیشتر میباشد بدیهی که تمامی این موارد در سایه منابع انسانی و مدیر سازمان و اتخاذ بهترین تصمیم گیری و انتخاب افراد شایسته و بالا بردن رضایت کارکنان و تعیین خط مشی ها و فرهنگ سازمانی و تقویت دانش منابع انسانی خواهد بود .

بخش چهارم : پیشینه تحقیق
۲-۴-۱- سابقه تحقیق
تحقیق حاضر از زاویه ای که بدان نگریسته شده است موضوع جدیدی است و این تحقیق به دنبال رابطه میان شایستگ منابع انسانی و توسعه سازمانی و کمتر تحقیقی به صورت جداگانه صورت گرفته است شایستگی منابع انسانی در مدیران و منابع انسانی و تاثیر پذیری آن با توسعه سازمانی مورد بررسی قرار گرفته باشد .
۲-۴-۲- بخشی از تحقیقات انجام شده در داخل کشور
۱-در تحقیقی که تحت عنوان ( الگوی ارزیابی قابلیت های شایستگی های مدیران وزارت بازرگانی) انجام شده مفهوم شایسته سالاری به اجمال شناسایی ، گزینش ، جلب و جذب مداوم و سپس فراهم کردن زمینههای اعمال مدیریت بر حسب توانایی هایشان ارائه شده اهداف تحقیق شامل تحلیل وضعیت و آن گونه که هستند درک کنند و حتی الامکان از تحریف ادراک خود جلوگیری کرده و سعی کنند کارکنان را در شناخت نقاط قوت و دفع نقاط ضعف خود یاری نمایند و به کمک آموزش افراد را توفیق طلب و دوستدار موفقیت تربیت نمایند .
۲- در تحقیقی که تحت عنوان (بررسی رابطه بین ساختار سنتی و شایستگی میان افراد در سازمان های دولتی کرمان) توسط محمد حسین متقی انجام شده نتایج نشانگر وجود رابطه منفی بین ساختار سنتی و اطلاعات به دست آمده از شایستگی میان افراد در جامعه مورد پژوهش بود . همچنین نتایج نشان داد بین متغیرهای ساختاری شامل رسمیت تمرکز و پیچیدگی و شایستگی میان افراد در این جامعه رابطه منفی وجود دارد .
وجود شناسایی وضعیت مطلوب تجزیه و تحلیل شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب و ارائه راه حل های ممکن برای بهبود و توسعه و قابلیت های مدیران وزارت بازرگانی بود . روش تحقیق پیمایشی و از توصیفی و اکتشافی بوده و جامعه آماری پژوهش را مدیران و کاشناسان وزارت بازرگانی تشکیل میدادند. این تحقیق نشان دادن چون در سطح مدیریتی وظایف مدیران همانند مشاغل مجریان چندان ساختار یافته نیست شناسایی افراد شایسته امری بسیار مشکل و پیچیده است . در بسیاری از زمینه ها وضعیت کاری مدیران متاثر از عوامل مهار ناپذیر است ، در نتیجه امکان چیرگی روابط بر ضوابط بیشتر است بنابرین سنجش قابلیت ها و وشایستگی های مدیران بر اساس مدل های مناسب به صورت دوره ای میتوانند اثر بخشی و کارایی این منبع سازمانی را روشن تر کند و همچنین تأکید شد که استفاده از فن آوری اطلاعات علاوه بر کاهش خطاهای انسانی میتواند از فن آوری اطلاعات علاوه بر کاهش خطاهای انسانی میتواند به کاهش هزینه پردازش اطلاعات بیانجامد و ارزیابی های دقیق تر و سریع تر صورت پذیرد .

۳- در تحقیقی که تحت عنوان ( بررسی رابطه بین ادراک کارکنان از شایستگی خویش و ادراک مدیران از شایستگی آنان با رضایت شغلی کارکنان در ادرات آموزش و پرورش شهر کرمان) توسط صدیقه طاهری انجام شده . نتایج این پایان نامه نشانگر آن بوده است .
-
- کارکنانی که از دید خودشان و هم از دید افراد شایسته ای هستند همبستگی بین رضایت شغلی کارکنان با ادراک آن ها از شایستگی خویش مثبت و معنی دار است .
-
- کارکنانی که خود را افراد شایسته قلمداد میکنند ولی مدیر آن ها کم لیاقت درک میکند همبستگی بین نمره رضایت شغلی با ادراک کارکنان از شایستگی خویش مثبت وی معنی دار نیست .
-
- کارکنانی که خود را افراد شایسته قلمداد نمی کنند وی مدیر آن ها را افرادی شایسته میداند همبستگی بین نمره رضایت شغلی و ادراک کارکنان از شایستگی خویش منفی و معنی دار است .
- کارکنانی که هم خودشان و هم مدیر آن ها را افراد شایسته قلمداد نمی کنند همبستگی بین نمره رضایت شغلی با ادراک کارکنان از شایستگی خویش مثبت و معنی دار است . بر این اساس پیشنهاد می شود به کارکنانی که درک منفی از شایستگی خود دارند این نکات تذکر داده شود که در ازاء هم عیب و نقص به همان اندازه یا بیشتر امتیاز مثبت وجود دارد دیگر اینکه مدیران سعی کنند که کارکنان را جدای از تجربه ها و نیازهای خود
۴-عنوان تحقیق : شایستگی های منابع انسانی و رابطه آن ها با استراتژی های منابع انسانی و کسب و کار در شرکت ملی پتروشیمی
نویسندگان دکتر حسین درویش، دکتر علیرضا موعلی، دکتر محمد موسوی ، بلال پناهی
این مقاله به بررسی رابطه شایستگی های منابع انسانی با استراتژی کسب کار و استراتژی های منابع انسانی پرداخته است . در این راستا دفتر مرکزی شرکت ملی پتروشیمی در تهران به عنوان جامعه مورد مطالعه بوده که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد ۲۱۸ نفر از مدیران و کارشناسان ارشد به عنوان انتخاب گردید این تحقیق از نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی است که به منظور آزمون فرضیات تحقیق از آزمون رگرسیون همبستگی استفاده گردید با توجه به نتایج به دست آمده .
فرضیه اول تحقیق مورد تأیید قرار گرفت بنابرین استراتژی های کسب و کار استراتژی های منابع انسانی، شایستگی های منابع انسانی را به طور مثبت و مستقیم تحت تاثیر قرار میدهند .
همچنین این تحقیق نشان داد که استراتژی تمایز در مقایسه با استراتژی رهبری هزینه با شایستگی های منابع انسانی مربوطه استراتژی های کسب و کار و منابع انسانی خود را همسو ساخته ، در جذب مدیریت استعدادها دقت کنید و منابع انسانی خود را برای کسب شایستگی منابع انسانی کمک نموده و از آن ها حمایت نماید .
۵– عنوان تحقیق : درآمدی بر الزامات فرآیندی و معیارهای انتخاب مدیران منابع انسانی دولت
نویسندگان : دکتر عادل آذر ، میثم لطفی
انتخاب کارکنان و مدیران در بخش دولتی از ابعاد مختلفی همچون قوانین و مقررات فرایندها و حتی معیار شخصیتی و عملکرد با موارد مشابه در بخش های دیگر متفاوت است هر ساله تعدادی از مدیران دولتی در سطوح مختلف عالی و عملیاتی جابجا میشوند . سوال این است که آیا برای چنین عزل نصب هایی ملاک و معیار قابل قبولی وجود دارد ؟ در صورت مثبت بودن پاسخ معیارهای مذکور در مقایسه با یکدیگر از چه اهمیتی برخوردارند ؟ با عنایت بر شایسته سالاری در قانون خدمات کشوری و تعیین پست های مدیریتی حرفه ای و ثابت در قانون مذکور.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:13:00 ق.ظ ]
|
|
“
جلسه نهم و دهم
جلسات نهم ودهم به اعضای گروه کمک میکند تا با در نظر گرفتن تعاملاتی که با والدین و سایرین داشته اند، به فهم بهتری از خشم خود برسند. به آن ها کمک کنید تا متوجه شوند چگونه تعاملات گذشته، رفتار، افکار، احساسات و نگرش های کنونی آن ها را متأثر ساخته است . و همچنین متوجه این قضیه شوند که اکنون چگونه با دیگران همچون والدینشان برخورد میکنند. در واقع ارتباط تاریخچه یادگیری آن ها را با الگوهای رفتار کنونیشان یاداوری میکنیم. ممکن است در مواردی الگوهای ارتباطی خانواده در گذشته، خاطرات بغرنج و دردناکی را یاداوری میکند، لازم است در چنین مواقعی بگوییم لازم نیست فعلا در این خصوص جوابی بدهند و بهتر است آن را بعدا در جلسات فردی پیگیری کنند.

ارزیابی: گزارش بالاترین سطح خشم اعضا در هفته گذشته را بررسی میکنیم و برانگیزاننده، نشانگان و راهبردهای هر فرد را مورد بحث قرار میدهیم و در شناسایی و طبقه بندی هر چه بهتر به آن ها کمک میکنیم. همچنین از آن ها میخواهیم استفاده از مدل حل تعارض و پیشرفت در تکمیل برنامه کنترل خشم خود را گزارش دهند.
خشم و خانواده: در این جلسات اعضای گروه پی میبرند که چگونه شیوه ی ابراز خشم و سایر هیجاناتشان شبیه شیوه ابراز والدین است. تعاملات با والدین، قویا رفتار، افکار، احساسات و نگرش های ما را متأثر میکند. برای اینکه اعضا به خوبی متوجه موضوع جلسه شوند، یک سری سؤالات مربوط به والدین و خانواده پرسیده می شود(توجه کنید که زیاد وارد جزئیات نشویم).۱٫ خانواده خود را توصیف کنید. آیا با هر دو والد زندگی می کنید؟ آیا خواهر یا برادری دارید؟ کجا بزرگ شده اید؟ ۲٫ خشم به چه شکلی در خانواده شما ابراز می شود؟ پدر، مادر و سایر اعضای خانواده چگونه خشم خود را ابراز میکنند؟ ۳٫ هیجانات دیگر از قبیل شادی و ناراحتی، چگونه در خانواده شما ابراز می شود؟ آیا به کرات احساس هیجان صمیمانه داشته اید؟ ۴٫ آیا هیجانات مثبت در روزهای تولد یا تعطیلات ابراز می شود؟ ناکامی شما بازداری می شود؟ ۵٫

-
- ۱-Department of Health ↑
-
- ۱-Lamp & Weinberger ↑
-
- ۵-Raskin ↑
-
- John Hunter-2 ↑
-
- Barfoot-2 ↑
-
- Eaker, Sulliva, Kelly- Hayes, D Agostion & Benjamin-1 ↑
-
- Rosenberg et all-2 ↑
-
- ۴-Freiden ↑
-
- ۵-Schmitz ↑
-
- ۱-Anger Expression- in Scale ↑
-
- Cobb, Sample, Alwell & Johns-4 ↑
-
- ۵-Morrel, Elliott & Morphy ↑
-
- Acton & During-4 ↑
-
- Mitrani-5 ↑
-
- Nicolet-6 ↑
-
- Buss-Durkee Hostility Inventory ↑
-
- Miller Social Intimacy Scale-1 ↑
-
- Lefcourt-2 ↑
-
- Iterative review process-3 ↑
-
- Discriminant validity-3 ↑
-
- Convergent validity-4 ↑
-
- Statistical Package for Social Science-1 ↑
-
- ۱-Williams ↑
-
- ۲-Gaia ↑
-
- ۳-Berzonsky & Kuk ↑
-
- ۴-Rose & Rudolph ↑
-
- ۱-Sommers-Flanagan ↑
-
- ۲-Warner ↑
-
- ۱٫ Group rules ↑
-
- ۲٫ Group safety ↑
-
- ۳٫ Confidentiality ↑
-
- ۱٫ Impulsive ↑
-
- ۱٫ Self-talk ↑
-
- Explosion & Postexplosion -1 ↑
-
- Rational-emotive model-1 ↑
-
- Activating event-2 ↑
-
- Belief-3 ↑
-
- Consequence-4 ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
افشای خارج از صورتهای مالی، دربازارهای جهانی امروز، نقش با اهمیتی را ایفا می کند. اما در مورد نحوه اندازه گیری برخی از اقلام اختلافنظرهای عمدهای وجود دارد. مثلاً حسابداری سرقفلی و چگونگی اندازه گیری آن در کشورهای مختلف متفاوت است. در این قبیل موارد، افشای واقعیتها به استفادهکنندگان گزارشهای مالی کمک می کند که خود نسبت به روشهای حسابداری مناسب نتیجهگیری کنند. هنگامی که اقلام در متن صورتهای مالی شناسایی و منعکس می شود افشای سیاستها و روشهای به کار گرفته شده در اندازه گیری آن اقلام حائز اهمیت است (شباهنگ، ۱۳۸۹، ۱۵۳).

در افشا، تعیین مقدار اطلاعات قابل ارائه بستگی به اهداف گزارشگری مالی و اهمیت اقلام دارد. بر اساس بیانیه مفهومی شماره یک هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی[۱] با عنوان “اهداف گزارشگری مالی واحدهای تجاری”، هدف از گزارشگری مالی، ارائه اطلاعاتی برای سرمایه گذاران بالقوه و بستانکاران و سایر استفادهکنندگان است، به نحوی که آن اطلاعات در تصمیم گیریهای منطقی سرمایه گذاران، اعتباردهی و تصمیمهای مشابه مفید واقع شوند. این هدف، افشای صحیح اطلاعات مالی و سایر اطلاعات مربوط را الزام می کند. از سوی دیگر روش و زمانبندی افشا، میزان مفید بودن اطلاعات را تعیین می کند.اما باید توجه داشت که افشای اطلاعات نباید به عنوان وسیلهای برای جبران اشتباهها در مجموعه گزارشهای مالی تلقی شود.در این مورد، کمیته بین المللی استانداردهای حسابداری بیان می کند که برخی اوقات یک اشتباه، در اثر رویه نامناسبی است که برای اقلام صورتهای مالی انتخاب می شود. افشای برخورد و رویه های حسابداری اختیار شده در هر مورد از اقلام صورتهای مالی ضروری است، لیکن افشای اطلاعات نباید وسیلهای برای اصلاح یک اشتباه یا برخورد نامناسب تلقی شود(قربانی، ۱۳۸۶، ۶ و ۵).

افشا در حسابداری واژهای فراگیر است و تقریباً تمامی فرایند گزارشگری مالی را دربرمیگیرد. یکی از اصول اولیه حسابداری اصل افشای کلیه واقعیتهای بااهمیت و مربوط درباره رویدادها و فعالیتهای مالی واحد تجاری است(بنیمهد و محسنیشریف، ۱۳۸۹، ۵۲). بر اساس این اصل، صورتهای مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات بااهمیت، مربوط و بهموقع باشد و این نوع اطلاعات به گونه ای قابل فهم و حتیالامکان کامل ارائه شود تا امکان اتخاذ تصمیمات آگاهانه برای استفادهکنندگان را فراهم سازد. از سوی دیگر اطلاعاتی که ارائه می شود، نباید از لحاظ کمیت و کیفیت بهگونه ای باشد که موجبات سردرگمی استفادهکنندگان صورتهای مالی را فراهم سازد(لشگری و نادری، ۱۳۸۸، ۷۸و۷۷).صورتهای مالی باید شفاف و قابل فهم باشد این صورتها بر سیاستها و خط مشیهایی مبتنی است که در شرکتها و یا کشورهای مختلف متفاوت میباشد، بنابرین افشای سیاستها و خط مشیهای زیربنای صورتهای مالی ضرورت دارد تا این صورتها را قابل فهم سازد. به هر صورت، از دیدگاه سیاستگذاران حسابداری، اهمیت دو سطحی که در آن اطلاعات ارائه می شود(در سطح صورتهای مالی و در سطح مطالبی که در ضمیمه صورتهای مالی است) یکسان نیست. گاهی در ترازنامه صورت سود و زیان یا صورتهای مالی دیگر، اقلام به روشی نادرست یا غلط ارائه می شود در هر حالت باید در مورد شیوه ثبت و یا گزارشکردن مقداری اطلاعات کافی ارائه شود. ولی افشای اطلاعات به خودی خود نمیتواند شیوه ثبت و گزارشکردن نادرست را اصلاح نماید. در ضمن، اتخاذ شیوه های افشای مرتبط با یک صنعت، ممکن است منجر به سطوح متفاوت افشای اقلام مشابه در صورتهای مالی شرکتهای آن صنعت خاص شود. همچنین، شرکتهای یک صنعت ممکن است نسبت به افشای اقلام خاصی از اطلاعات تأکید کنند اما ممکن است این اقلام برای صنایع دیگر مهم و با اهمیت نباشد. جدای این اظهارنظرهای کلی، در ادبیات مرتبط با سیاستگذاری حسابداری، رهنمود کافی درباره افشا در متن صورتهای مالی و یادداشتهای همراه آن ارائه نشده است. مثلا مدیریت شرکتهای سهامی، در تصمیم گیری درباره ارائه جزئیات حساب سرمایه (نظیر نوع و تعداد سهام و ارزش اسمیهر سهم و غیره) درمتن ترازنامه و یا یادداشتهای همراه آن مختار میباشد. در زمان کنونی هیئت حسابداری در مورد جایگاه مطلوب اطلاعات هیچ موضع مشخصی(مطلوب یا آرمانی) اتخاذ نکرده است(ابوئی مهریزی، ۱۳۹۰، ۱۸).
افشای داوطلبانه اطلاعات باعث می شود عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت و بازار کاهش یابد و در نتیجه تعداد بیشتری از سهام شرکت مورد معامله قرار گیرد. به این ترتیب توان نقدشوندگی سهام افزایش یافته و موجب جلب توجه نهادهای سرمایه گذاری بزرگ خواهد شد. با ادامه این امر شرکت می تواند بدون اینکه ناگزیر شود قیمتها را کاهش دهد، حجم بزرگی از سهام خود را به فروش برساند. بنابرین با افزایش تقاضا، قیمت سهام شرکت بالا رفته و ارزش بازار شرکت نیز افزایش مییابد(اعتمادی و دیگران، ۱۳۹۱، ۶۸).
بحث افشا و افشای اختیاری گستردگی زیادی دارد و در آن میتوان به مسائل متعددی اشاره کرد که طبق هدف نهایی افشا در تصمیم گیری صحیح و به موقع استفادهکنندگان از آن تاثیر دارد. لیکن در ادامه به تشریح اهداف افشا، مخاطبین افشا، انواع افشا و هزینه ها و منافع افشای اختیاری پرداخته شد.
هدف افشا
هدفهای افشای اطلاعات به شرح زیرند(ریاحی بلکوئی، ۱۳۸۱، ۳۰۵):
۱٫ ارائه شرحی از اقلام شناسایی(ثبت) شده و ارائه مقادیر مربوط این اقلام، غیر از مقادیر ارائه شده در صورتهای مالی
۲٫ شرح اقلام شناسایی(ثبت) نشده و ارائه اطلاعاتی در مورد این اقلام سودمند باشند.
۳٫ ارائه اطلاعات به منظور کمک به اعتباردهندگان و سرمایه گذاران جهت ارزیابی ریسکها و تواناییهای بالقوه اقلام شناسایی(ثبت) شده و اقلام شناسای(ثبت) نشده
۴٫ ارائه اطلاعات مهم که برای استفادهکنندگان از صورتهای مالی این امکان را به وجود آورد که مقادیر متعلق به دو سال(یا دوره های درون یک سال) با مقادیر متعلق به یک سال را با هم مقایسه کنند.
۵٫ ارائه اطلاعات درباره جریانهای نقدی ورودی یا خروجی آینده
۶٫ کمک به سرمایه گذاران در ارزیابی بازده سرمایه گذاریها
در تمام اهداف ذکرشده فوق، هدف نهایی کمک به استفادهکنندگان از اطلاعات مالی(بالخصوص سهامداران) جهت دستیابی به اطلاعات لازم، صحیح و شفاف میباشد.
مخاطبین افشا
هدف کلی گزارشهای مالی فراهمآوردن اطلاعاتی است که آثار مالی معاملات، عملیات و رویدادهای مالی مؤثر بر وضعیتمالی و نتایج عملیات یک واحد انتفاعی را بیان و از این طریق سرمایه گذاران، اعطاکنندگان تسهیلاتمالی و سایر استفادهکنندگان برون سازمانی را در قضاوت و تصمیم گیری نسبت به امور یک واحد انتفاعی یاری دهند(ابوئی مهریزی، ۱۳۹۰، ۲۱).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
محققین و متخصصین علوم جزایی معانی مختلفی از این کلمه به دست دادهاند که دو معنی مهم آن به شرح زیر است . بنا به تعریف اول به عقیده برخی از علمای حقوق جزا تمیز عبارت از آگاهی طفل است به این که مرتکب عمل غیر قانونی ویا خلاف نظامات اجتماعی گردیده است .
برخی دیگر از مولفین و متخصصین حقوق جزا ، قوه تمیز را چنین تعریف کردهاند : « تمیز عبارت از قدرت تشخیص خوب از بد است و ای کار مستلزم داشتن رشد عقلی است. »در تأیید این مسئله پروفسور ” رو ” [۴۸] در مقاله ای چنین می نویسد : « قوه تمیز همان قوه عاقله است که به انسان اجازه میدهد تا فرق میان اعمال مجاز و اعمال ممنوع را تشخیص دهد . . . »

تمیز امری تدریجیالحصول است و قوهای است که به تدریج به فعلیت درمیآید و در نقطه اوج خود به صورت یک ملکه یا صفت نفسانی برای شخص تلقی میشود.

بدیهی است که بشر از بدو تولد در سنین اولیه عمر که رشد قوای بدنی و روحی او به حد کمال نرسیده است نمی تواند حسن و قبح اعمال خود را تشخیص دهد. قوه تمییز به نسبتی که قوای مختلف حیاتی در بشر توسعه مییابد، تولید و به تدریج کامل می شود .
ملاک اهلیت، رسیدن به سن تمییز است که زمان آن قبل از سن بلوغ است. هر کس که قدرت تمییز در او کامل باشد اهلیت او نیز کامل است و کسی که قدرت تمییز ناقصی داشته باشد، اهلیت ناقص و کسی که فاقد تمییز باشد اهلیتش منتفی است. [۴۹]
قانونگذار در مورد آن تعریفی ارائه نکرده و ملاک و معیار احراز آن را بیان ننموده است و اماره قانونی در این خصوص وجود ندارد و لذا احراز تمیز و عدم آن را کلاً به دست دادرسان سپرده تا با رویه قضائی، اماره قضایی در اینباره ایجاد نمایند.
در مقررات موضوعه فعلی، مفهوم «قدرت تمییز» نیز محمل قانونی برای اجرا به ویژه در امر کیفری ندارد .
ب) متفاوت بودن اطفال از حیث سن پیدایش قدرت تمییز
سن به عنوان مهمترین عامل تنها معیار و ملاک در تفکیک اطفال از بزرگسالان هست از این جهت برای تعیین درجات مختلف مسئولیت جزایی در کشورهای مختلف سن معینی را مبنای مسئولیت اطفال قرار دادهاند به همان نسبت برای اعمال مجرمانه کودکان و نوجوانان آثاری قائل شدند و آنان را مشمول مقرارت کیفری و تربیتی می نمایند .
امروزه در اکثر کشور ها سیستم کلاسیک حقوق جزا رایج است . مکتب کلاسیک [۵۰]حقوق جزا بر دو اصل اراده آزاد و مسئولیت کیفری بنا شده است . پس برای اینکه بتوان کسی را مسئول دانست منطقا باید بشود خطا و تقصیری را از نقطه نظر جزایی را به او نسبت داد .
بدین طریق متقدمین حقوق جزا معتقد بودند که فی المثل نمی توان طفل خردسال را که مرتکب عمل خلاف قانون شده است مسئول دانست و مجازات کرد . زیرا یک چنین طفلی دارای قوه تمیز و تشخیص نبوده و نتایج مجرمانه عمل خود را نمی توانسته است پیشبینی کند .
پروفسور گارو [۵۱]در این مورد می نویسد : « هیچکس را ازنقطه نظرجزایی نمی توان مسئول دانست مگر اینکه نتیجه حاصله از عمل او به آن شخص قابل انتساب باشد . به عبارت دیگر برای این که مجریان عدالت بتوانند مسئولیت انجام یا عدم انجام عملی را به گردن کسی بگذارند ، باید ثابت شود که آن شخص مرتکب تقصیر یا خطایی شده است . » باید توجه داشت که بین یک طفل خردسال غیر ممیز و یک فرد کبییر عاقل و بالغ ، مراتب و درجاتی وجود دارد. [۵۲]
برای تعیین سن سه ضابطه وجود دارد: الف ) سن زمانی یا سن تقویمی که سن افراد را از بدو تولد تا زمان حال میسنجند و همان سن شناسنامه است. ب ) سن فیزیولوژیک که بر پایه دگرگونی های فیزیولوژیک و تحولات ناشی از بیماریهای مختلف استوار است. چه بسیار افراد کمسال که از نظر سن فیزیولوژیک سالمند هستند ” یعنی فرسودهتر از سن تقویمی خود هستند ” و چه بسا افراد مسن که از نیروی جوانی برخوردارند. ج ) سن روانی که بر اساس حالات عاطفی و هیجانی و نیروی روانی سنجیده میشود و معمولا با سن فیزیولوژیک تطابق دارد.
از آنجایی که بر اساس نظر دکتر سنهوری در باب اهلیت از منظر فقه اسلامی بیان میدارد ؛ به محض رسیدن شخص به سن هفت سالگی (سن تمییز)، اهلیت ناقص در او شکل میگیرد، ولی اگرچنین شخصی به سن بلوغ نرسیده باشد فاقد کمال و در نتیجه فاقد اهلیت است.[۵۳]
همان طور که در مباحث پیشین بیان شده است سن خاصی را نمی توان ملاک و مناط تمییز برای اشخاص قائل شد ، از سویی دیگر رسیدن به سن هفت سالگی دلیلی مستدل و کافی برای رسیدن به تمییز در اطفال نمی باشد ؛ بنابرین انسان ها در رسیدن به قوه فهم و تمییز با یکدیگر متفاوتند.
در نتیجه با استناد به متن آیه۵ سوره شریفه نساء[۵۴] « لوا الیتامی حتَّی إذَا بَلَغُوا النّکَاحَ فان آن استُم مِنهُم رُشداً فَدفَعُوا إِلَیهِم اموالهم … . و لا تاکلوها اسرافاً و بداراً ان یکبروا و من کان غنیاً فلیستعفف و من کان فقیراً فلیاکل بالمعروف . . . » [۵۵] ترجمه بر اساس المیزان: «یتیمان را آزمایش نمایید تا هنگامی که بالغ شده و تمایل به نکاح پیدا کنند، آن گاه اگر آن ها را دانا به درک مصالح زندگانی خود یافتید، اموالشان را به آن ها باز پس دهید و به اسراف و عجله بدین اندیشه که مبادا بزرگ شوند (و اموالشان را از شما بگیرند) مال آن ها را حیف و میل نکنید و هر کس از اولیای یتیم دار است به کلی از هر قسم تصرف در مال یتیم خودداری کند هر کس که فقیر است در مقابل نگهبانی آن مال، به قدر متعارف ارتزاق کند.
محقق نایینی میگوید: [۵۶] «حتی» در این قسمت از آیه برای غایت است، یعنی دادن اموال به یتیمان، متفرع بر آزمودن رشد آن ها با وجود رسیدن به سن بلوغ است. بر این اساس، آیه امر می فرماید که یتیمان را از زمانی که قابل آزمودن هستند (مثلاً از زمان سن تمییز که قبل از بلوغ است) تا زمان سن بلوغ آزمایش کنید و در صورتی که علاوه بر بلوغ به رشد عقلی هم رسیده بودند اموالشان را به آن ها بدهید. به عبارت دیگر رسیدن به بلوغ و رشد عقلی هر دو برای تسلیم کردن مال ضرورت دارد.
ج) مفهوم طفل ممیز و طفل غیر ممیز در قانون
دوران کودکی به دو دوره قبل از تمییز و تمییز تقسیم می شود. در دوره اول کودک خوب و بد اعمالش را تشخیص نمی دهد و او را کودک غیرممیز مینامند. دوره دوم بعد از پیدایش قوه ممیزه است که در این دوره کودک از نظر عقلانی و درک رشد یافته و خوب و بد اعمالش را تشخیص میدهد و در آستانه بلوغ قرار میگیرد. کودک را در این دوره، کودک ممیز مینامند .[۵۷]
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:45:00 ب.ظ ]
|
|
“
۲-۲- مؤلفه ها و عوامل زیرساختی فناوری اطلاعات
۲-۲-۱- مؤلفههای فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات به تولید، ذخیره، اصلاح، بازیابی و انتقال سریع اطلاعات به کمک رایانه و دیگر وسایل الکترونیکی اشاره دارد. سه مؤلفه ضروری برای فناوری اطلاعات عبارت است از: سخت افزار، نرم افزار، و بانک اطلاعات (داورپناه، ۱۳۸۱، ص ۸۱).

۲-۲-۱-۱- سخت افزار: سخت افزار اصطلاحی است که در مورد اجزای فیزیکی یک سیستم رایانهای به کار میرود. از دیدگاه کلی یک دستگاه رایانه شامل سه بخش اصلی واحد پردازنده مرکزی [۲۲] وسایل

ورودی ـ خروجی [۲۳] و حافظه اصلی [۲۴] است. واحد پردازنده مرکزی را میتوان مغز رایانه نامید، زیرا هم تمام محاسبات و عملیات را انجام میدهد و هم کنترل قسمتهای مختلف دیگر برعهده آن است. وسایل ورودی و هر وسیله ای که بتواند اطلاعات یا علایمی را به واحد پردازنده مرکزی ارسال یا مستقیماً به داخل حافظه منتقل کند، همچنین هر وسیلهای که بتواند اطلاعات یا علایمی که واحد پردازنده مرکزی تولید کرده یا داخل حافظه ذخیره شده است، به گونهای دریافت کند یا به نمایش در آورده وسیله خروجی گویند. از جمله وسایل خروجی و ورودی میتوان به کارت خوان، چشم الکترونیکی، صفحه انگشتی حساس، صفحه کلید، و چاپگر اشاره کرد. حافظه اصلی در واقع انباره رایانه است. درکنار حافظه اصلی رایانه ها از حافظه کمکی که معمول ترین آن ها دیسکت رایانهای است، نیز استفاده مینمایند.
۲-۲-۱-۲- نرم افزار: سخت افزار یا مجموعه اجزای فیزیکی به تنهایی قادر به انجام دادن هیچ عملی نبوده و لازم است با اجرای فرمان هایی این مجموعه فعال شود و دستورهای کاربر را اجرا کند. دو گروه نرم افزار کاملاً مشخص وجود دارد. نرم افزار سیستم و نرم افزار کاربردی، نرم افزار سیستم عملیات رایانه را هماهنگ ساخته و نرم افزار کاربردی برای حل مسائل خاص تجاری طراحی میشود.
۲-۲-۱-۳- بانک اطلاعاتی: به مجموعهای از کلیه داده های مورد استفاده در یک برنامه کاربردی (خواه یک فایل یا چند فایل) بانک اطلاعاتی اطلاق میشود. پایگاه اطلاعاتی یا بانک اطلاعاتی مجموعهای از فایلهای مربوط به هم است. منظور از “مربوط به هم” این است که تغییر یک فایل از پایگاه اطلاعاتی ممکن است باعث یک سلسله تغییر در دیگر فایلهای این پایگاه شود. مزیت یک پایگاه اطلاعاتی ایجاد مجموعهای از اطلاعات هم سان مربوط به یک سازمان و حذف افزونگی اطلاعات و عدم یک دستی است.
۲-۲-۲- عوامل زیر ساختی فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات به یک زیر ساخت مناسب نیاز دارد که از تمام جنبه ها از جمله جنبههای اقتصادی و اجتماعی متوازن باشد. عوامل زیر ساخت متفاوتی نظیر عوامل فنی، مدیریتی، کارکنان، اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و دولتی قطعاً بهرهگیری فناوری اطلاعات در کتابخانهها را تحت تأثیر قرار خواهند داد. این موارد به صورت زیر دسته بندی میشود (داورپناه، ۱۳۸۱):
۱٫ عوامل فنی: سخت افزار و نرم افزار رایانه، ارتباط از راه دور، استانداردها، اشتراک رایانهای، تأمین انرژی (برق)؛
۲٫ عوامل مدیریتی: روند اجرایی، حمایت مدیران رده بالا، صلاحیت ثبات در مدیریت، همکاری؛
۳٫ عوامل کارکنان: کارکنان متخصص، استخدام کارکنان، نگرش کتابداران به فناوری اطلاعات، آموزش ضمن خدمت.
۴٫ عوامل اقتصادی: منابع مالی، هزینه فناوری اطلاعات، مبادله ارز؛
۵٫ عوامل اجتماعی- فرهنگی: نظام آموزشی، کاربران (نگرش فرهنگی جامعه)، زبان انجمنهای تخصصی، صنایع داخلی اطلاع رسانی؛
۶٫ عوامل دولتی: سیاست ملی اطلاع رسانی، قوانین و مقررات، سازمان ملی اطلاع رسانی؛
یاد آور میشود که این مقولات به نحو دقیق از یکدیگر منفک نبوده و تداخل زیادی میان عوامل وجود دارد. ریشه این متغیرها را در برخی موارد درون جامعه و در برخی موارد در درون کتابخانه باید مورد مطالعه قرار داد.
میزان موفقیت بهرهگیری از فناوریهای نوین اطلاعات نیز به میزان توافق این متغیرهای به هم مرتبط بستگی دارد. هر کدام از این عوامل، مشخصات خاص خود را دارند، ولی اساساً حلقههای یک زنجیر هستند و بستر را برای طراحی، نگاهداری و بهرهگیری موفقیت آمیز فناوری اطلاعات هموار میکنند؛ لذا هنگام بهرهگیری از فناوری اطلاعات باید همه این عوامل مورد نظر باشند.
۲-۳- کاربرد فناوری اطلاعات در سازمان ها
فناوری اطلاعات در سازمان ها دارای کاربردهای متفاوتی است، بیشتر صاحب نظران این گونه کاربردها را به دو نوع طبقه بندی نموده اند:
۲-۳-۱- کاربرد عملیاتی
در ابعاد تخصصی، استفاده از فناوری اطلاعات را کاربرد عملیاتی فناوری اطلاعات مینامند. تهیه لیست حقوق، صدور احکام کارگزینی، پیشبینی موجودی، برنامه ریزی تولید و توزیع و تخصیص نیروی کار، هزینه- یابی صنعتی، تهیه صورتهای مالی و سود و زیان و دیگر وظایف تخصصی از جمله زمینههای کاربرد عملیاتی فناوری اطلاعاتی هستند. در این سطح فناوری اطلاعات و رایانه موجب گسترش خودکارشدن کارها و امور اداری شده و در نتیجه به انجام اقتصادی کارها و سرعت آن ها منتهی میشود. کاربرد عملیاتی فناوری اطلاعات در سازمان ها پیامدهای عمده زیر را در پی داشته است:
-
- افزایش بهره وری؛
- افزایش اثر بخشی از طریق کاهش هزینه های عملیاتی که این کاهش از چند جهت امکان پذیر میگردد. با ورود فناوری اطلاعات به سازمان نیاز به نیروی انسانی کاهش مییابد.
فناوری اطلاعات با ایجاد امکان دسترسی به اطلاعات دقیق راجع به مواردی مانند سطح موجودی، سبب کاهش هزینه های عملیاتی شده، موجب کاهش سطح ضایعات و زمان لازم برای تولید میگردد؛
-
- ارائه روشهای کنترل فعالیتهای منابع انسانی؛

- افزایش قدرت رقابت سازمان در اثر پیشرفتهای حاصله در کنترل کیفی و نوآوری؛
۲-۳-۲- کاربرد اطلاعاتی
هرچند در ابتدا ابزار فناوری صرفا برای ماشینی کردن فرایندهای دفتری استفاده میشد، اما به سرعت این تفکر شکل گرفت که یک ابزار اطلاعاتی- ارتباطی ارزشمند است که میتواند به میزان زیادی بهره وری را افزایش دهد.
کاربرد اطلاعاتی فناوری اطلاعات سبب تسهیل جمع آوری، ذخیره، و انتشار اطلاعات میگردد. به عبارت دیگر اگر رایانه و دیگر فناوریهای عملیاتی، در نقش کاربرد عملیاتی به عنوان یک وسیله و ابزار مکانیکی تبدیل داده به ستاده عمل میکنند، در نقش اطلاعاتی به عنوان یک عنصر و عامل اصلی در جمع آوری، انتقال و انتشار عناصر و عوامل اطلاعاتی به شمار میروند. نقش اطلاعاتی به کنترل و انتشار اطلاعات بر اساس اهداف، مقررات و استانداردهای سازمان کمک میکند. برنامهریزی آموزش، تحقیقات بازاریابی، تحقیق در عملیات، پیشبینی فروش و… از جمله زمینههای کاربردی فناوری اطلاعات میباشند. این وظایف اغلب نقش ستادی و پشتیبانی وظایف تخصصی را دارا هستند.
کاربرد اطلاعاتی فناوری اطلاعات نیز نتایج زیر را به عهده دارد:
-
- کمک به انتشار اطلاعات رسمی در سازمان؛
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
-
- – علامه دهخدا، فرهنگ دهخدا، تهران مؤسسه لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۵ ذیل واژه تقاص ↑
-
- – جعفری لنگرودی محمد جعفر، ، دایره المعارف حقوق مدنی، ش ۱۳۷۸، انتشارات ذیل واژه« تقاص » ↑
-
- – Oxford، dictionary 7، Th-ed 1998- Oxford ، ↑
-
- – رشدیه، هرمز، فرهنگ تشریحی کاربردی حقوقی فارسی به انگلیسی، ج اول انتشارات نوربخش ۱۳۹۰ ↑

-
- – شهیدی، مهدی، سقوط تعهدات، حقوق مدنی، ج ۵-۱۳۸۷ چ۶، انتشارات مجد، ص۱۷۱ ↑
-
- – جعفری لنگرودی، محمد جعفر، دایر ه المعارف حقوق مدنی و تجارت، ، انتشارات گنج دانش ۱۳۸۲، ص ۱۰۸۹ ↑
-
- – موحد، محمد علی، مختصر حقوق مدنی، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۷۹، ص ۳۷۶ ↑
-
- – Bleak- Henry ,bleak s law dictionary. west pull shing. ↑
-
- -–A concise-dictionary of law- Oxford university press 2th-ed 1998 ↑
-
- -رشدیه، هرمز، فرهنگ تشریحی کاربردی حقوقی فارسی به انگلیسی، ج اول انتشارات نوربخش ۱۳۹۰ ↑
-
- ۵-Philip r wood,Set off and netting ,derivatives, clearing systems. -2nd edition 2003,londen ↑
-
- – – شهیدی، مهدی، سقوط تعهدات، حقوق مدنی، ج ۵- انتشارات مجد، ص۱۷۱ ↑
-
- -derham -the law of set off English and Enter national law 3ed 2003 – oxford university press ↑
-
- – Philip r wood,Set off and netting ,derivatives, clearing systems. -2nd edition 2003 ↑
-
- – سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۱، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶٫ ص، ۸۷۴ ↑
-
- — نصیری، محمد، مراجع آشنایی با تعاریف و اصطلاحات بازرگانی – اقتصادی مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، صص ۱۷۰-۱۵۵مجله حقوق شماره ۱۰ قراردادهای تهاتری ونحوه تنظیم آن ها ↑
-
- – همان ↑
-
- – – سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶٫ ، ص ۸۷۵ ↑
-
- — سلیمان نرغس، احکام اللتزام ص۴۸۹، دکتر احمد حشمت ابو ستیت، نظریه التزام فی قانون المدنی المصر، ص ۶۸۲ ↑
-
- – سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶٫ ص ۸۸۳ ↑
-
- – شهیدی، مهدی، سقوط تعهدات ، حقوق مدنی جلد ۵، انتشارات مجد، سال، ۱۳۸۷ ص۱۸۵ ↑
-
- – همان کتاب ↑
-
- -همان کتاب ↑
-
- همان کتاب ص۱۸۶ ↑
-
- In solvency set off ↑
-
- -solvent set off ↑
-
- -independent set off(legal) ↑
-
- – Philip، r، wood، English & Enter national set off p 6 ↑
-
- – سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶٫ ، ص۸۹۱ ↑
-
- -Contractual set- off ↑
-
- -transaction set -off ↑
-
- -Judicial set-off ↑
-
- – Excpeio doli ↑
-
- – ipso -jare ↑
-
- – امینی جزینی، منصور. تهاتر در حقوق ایران. پایان نامه کارشناسی ارشد ۱۳۷۰ ↑
-
- – Blak- Henry ,blak s law dictionary. west pull shing. co. 1996. p 1537 ↑
-
- – الشامی عاملی، زین العابدین(شهید ثانی)شرح لمعه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، انتشارات دارالعلم، قم۱۳۸۴ ↑
-
- – انصاری، مرتضی. مکاسب، بخش متاجر، تحقیق و ترجمه سید محمد کلانتر، انتشارات علامه قم، ۱۳۷۲، ص۱۰۶ ↑
-
- – نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، جلد متاحر، ترجمه علی عباس زواره ای، چاپ حاج موسی، بی تا. –ص ۱۷۷تا ۱۷۹ ↑
-
- –mutuality ↑
-
- -Wood opcit – p 765 -766 ↑
-
- – Cheetire – rifoot and furmstoon-law of contract- Butter warthe-11th-ed 1986. –p478 ↑
-
- – شهیدی، مهدی، سقوط تعهدات ، حقوق مدنی جلد ۵، انتشارات مجد، سال، ۱۳۸۷، ص۱۸۵ ↑
-
- -wood opcit-p 1023. 1024 ↑
-
- – ابو الحمد، عبد الحمید، پیرامون یک رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور، – مجله کانون وکلا شماره ۱۵۱و ۱۵۰ ↑
-
- – جعفری لنگرودی، محمد جعفر، دایر ه المعارف حقوق مدنی و تجارت، ج۲ ، گنج دانش، ۱۳۸۴، ص۱۰۹۲ ↑
-
- – دکتر شهیدی، مهدی، سقوط تعهدات، حقوق مدنی۵، ص۱۸۸، انتشارات مجد ۱۳۸۸ ↑
-
- -سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶٫ صص۹۲۵-۹۲۶ ↑
-
- -Ibid-p 86&87 ↑
-
- -Mony claim ↑
-
- – Wood opcit – p 1214-1215 ↑
-
- -Ibid. p 1217 ↑
-
- -money as money ↑
-
- -money as commodity ↑
-
- – کاتوزیان، ناصر –قواعد عمومی قراردادها، ج۳، ص۲۶۱، ۲۶۲، انتشارات مجد۱۳۸۲ ↑
-
- Wood ,opcit ,p 658 و ۶۶۰ ↑
-
- – نو بخت، یوسف، اندیشههای قضایی، ج ۲، انتشارات وزارت دادگستری، ۱۳۸۷ ↑
-
- سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶، ص۱۱۵۸ ↑
-
- – Wood ,opci p 1152 ↑
-
- لازم به ذکر است که دین معلق تا حصول معلق علیه قابلیت بررسی ندارد و دین به وجود نیامده است تا مورد تهاتر واقع شود لذا از ذکر این مبحث خودداری می نماییم ↑
-
- سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶، صص۹۳۵-۹۳۶ ↑
-
- — جعفری لنگرودی، محمد جعفر–، دایره المعارف حقوق مدنی و تجارت، ج۱، ص۱۰۹۴، ۱۳۸۴ ↑
-
- — سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶، ص ۸۴۷ ↑
-
- –Wood ,opcit. P. 249–314 ↑
-
– متین دفتری، احمد، آئین دادرسی مدنی و بازرگانی، ج۱، ص۴۰۶، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۷۵صفایی، سید حسین، دوره مقدماتی حقوق مدنی، ج ۲، ص۲۰۸، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی ۱۳۷۸
امامی سید حسن، حقوق مدنی، ج ۱، ص ۲۴۵، انتشارات مجد، ۱۳۸۲ ↑
-
- – شهیدی، مهدی، سقوط تعهدات، ص ۱۸۸، انتشارات مجد، ۱۳۸۸ ↑
-
- – عدل، مصطفی، حقوق مدنی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۵، ص۱۸۷دکتر صفایی، سید حسین، دوره مقدماتی حقوق مدنی، ج ۲، انتشارات مجد، ص ۲۶۸ ↑
-
- – سنهوری، عبد الرزاق احمد، الوسیط، جلد۳، ترجمه محمدعلی قاسمی، انتشارات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۶، ص۸۴۷ ↑
-
- – از این عنوان در برخی از آثار نویسندگان تحت عنوان انصراف از تهاتر نام برده شده است. چون انصراف در مورد حق معنی دارد اما تهاتر در ایران حق نیست بلکه نوعی حکم است. ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
ب)سرقت خدمات :
استفاده غیرمجاز ازسیستم های پردازش داده ها که عموماًًًًََ به نام سرقت خدمات یاسرقت زمان شناخته شده است در زمینه پردازش داده هابسیار رایج است. موضوع این جرم، خدمات پردازش،فرضیه سازی وانتقال سخت افزار رایانه ای ونیزغالباً برنامه ودیگرداده هایی است که به وسیله کارمندان پردازش داده هابرای مقاصدخود استفاده میکنند.


دربیشترمواردسرقت خدمات خصوصاًً اگرتوسط کارمندان ارتکاب یابدخسارت قابل ملاحظه ای به بارنمی آورد، با این حال درمواردی ممکن است منافع شرکت باسوء استفاده ازسیستم های پردازش ازراه دورداده هایاهنگامی که شرکت خدمات یامشتریانش را دراثر سیستم تحریم یاممانعت از بکارگیری نیروی کار،کارمندان را از دست میدهد به شدت آسیب ببیند.چنین پرونده ای درجنوب آلمان دردادگاه مطرح شدکه دادستان،چهار استاد دانشگاه رامتهم کردکه از رایانه دانشگاه برای حل مسائل ریاضی متعددبرای شرکت های خصوصی بودن اینکه منافع حاصل ازاین کار رابه حساب های دانشگاه واریزکننداستفاده کردهاند[۱۵].
ج)سابوتاژ واخاذی رایانه ای:
یعنی اصلاح، موقوف سازی ،پاک کردن غیرمجاز داده ها یاعملیات رایانه ای به منظورمختل ساختن عملکرد سیستم. سابوتاژ رایانه ای ممکن است وسیله ای برای تحصیل مزایای اقتصادی بیشتری یا برای پیشبرد فعالیت های تروریستی برای سرقت داده ها وبرنامه ها باشد.
د) کلاهبرداری رایانه ای:
ازسوی کمیته تخصصی شورای اروپا در زمینه جرائم رایانه ای درخصوص کلاهبرداری رایانه ای تعریفی بدین شرح ارائه شده است:«واردکردن،تغییر،محویاموقوف سازی داده های رایانه ای یابرنامه های رایانه ای یادیگر مداخلات درپردازش داده هاکه در نتیجه پردازش ها اثربگذارد وموجب ضررهای اقتصادی یاهرتصرفی دراموال شخصی دیگربه قصد تحصیل منفعت اقتصادی غیرقانونی برای خودیادیگری شود.[۱۶]»
موضوع کلاهبرداری رایانه ای،داده ها به عنوان نماینده اموال مادی وسیستم های پردازش داده هاست.دراکثر پرونده های کلاهبرداری رایانه ای، اموالی که داده های رایانه ای نماینده آن هاست غیرمادی هستندمانند:سپرده ها،مطالبات،زمان کار، ارزش اعتبارات،دربرخی پرونده ها،داده های موضوع کلاهبرداری رایانه ای که معرف ایفای ملموس ومادی هستندبعدازدستکاری سیستم رایانه توسط مرتکب ربوده میشوند.این پرونده ها به ویژه به پول نقد،مال التجاره مربوط میشوند.دست کاری به داده های مربوط به این موضوعات سنتی جرم درمقایسه باتغییراموال غیرمادی عموماً خسارات کمتری به بارمی آوردچراکه خسارات در اینجامربوط به ارزش واقعی کالای موجودمی باشد.
امروزه دراثرافزایش تعدادعابربانک های نصب شده توسط بانکها ونیزدستگاههای الکترونیکی بسیار کارآمدفروش کالا،مجهزبه حسگرهای الکترونیکی،امکان ارتکاب گروه خاصی ازجرایم رایانه ای فراهم آمده است که اصولاً به پول نقدملموس،کالاها وخدمات ثبت شده به وسیله سیستم های رایانه ای مربوط میشوند[۱۷].
د/۱) روش های ارتکاب کلاهبرداری رایانه ای:
ازآن جایی که داده های ذخیره شده درسیستم های پردازش داده،دیگربوسیله انسان هامبادله نمی شود این کار رادستگاه انجام میدهد،مجرم نیز برای رسیدن به هدف خود درتغییراطلاعات روش جدیدی اتخاذمی کند.بنابرین تفاوت اصلی بین کلاهبرداری سنتی و رایانه ای در روش ارتکاب آن ها خلاصه می شود.مجرم می تواندازابتداداده های نادرست به سیستم واردکند،درپردازش صحیح رایانه دست ببردیا متعاقباًنتایج صحیحی راکه رایانه نشان میدهد تخریب کند.درسیستم های رایانه ای که در ارتباطات داده ای خصوصاًًازپردازش راه دورداده ها استفاده میکنند امکان دست کاری دیگری نیزدرزمینه انتقال داده هاوجوددارد.اکثردست کاری های رایانه ای که تاکنون کشف شده ازنوع اطلاعات ورودی است.این نوع دست کاری رامی توان ازطریق اضافه کردن،حذف،تغییر،تعویض اطلاعات ورودی یاارسال آن به محل نامناسب مرتکب شود.
این عمل با استفاده ازداده هاتوسط کارمندان، افرادی که داده هاراتایپ میکنند،شرکت کنندگان در دادوستدها و متصدیان جمع آوری،کنترل، انتقال و ورود داده هایی که باید پردازش شوند مرتکب میشوند.سیستم های پردازش از راه دورداده هاکه در سال های اخیررواج زیادی یافته اندباخودانواع جالبی از روش های جدیددست کاری رابه همراه آورده اند.چنانچه رایانه ازطریق تلفن یا دیگرروش های ارتباط داده ای به سیستم پردازش ازراه دورداده هامتصل باشدمجرم می تواندازخانه اش وبااستفاده ازپایانه پردازش شخصی وبدون اینکه شخصاًبه شرکت متضرازجرم وارد شوددست کاری راانجام دهد.
یکی ازاولین دست کاری های انجام شده ازطریق پردازش از راه دورداده ها دراوایل دهه۱۹۷۰اتفاق افتادکه طی آن یک دانش آموزامریکایی موفق شد پایانه شخصی خودواقع درآپارتمانش را از طریق شبکه تلفن عمومی به رایانه عمومی شرکت متصل کند،وی توانست ازاین راه کالاهایی به ارزش حدود یک میلیون دلاردریافت کند[۱۸].
و)پولشویی رایانه ای:
پولشویی رایانه ای یکی از جرائم کلاسیک بوده که دارای سابقه طولانی است وبا پیشرفت تکنولوژی این جرم از طریق رایانه واینترنت صورت می پذیرد. نحوه ارتکاب بدین صورت است که باندهای نامشروع با ارسال ایمیل انجام یک کارتجاری را به شخصی پیشنهادمی دهند وبدون اینکه اثر و نشانی ازخود برجای بگذارندپیشنهاد ارسال مبلغی پول به حساب شخصی را که برای او ایمیل فرستاده اندمی نمایند ودرتقاضای خود نحوه ارسال وسهم هر یک از طرفین را بیان نموده ودرصورت توافق طرف مقابل نوع ونحوه تضمینات لازم را اعلام میکنند واصولاً در زمان استردادپول یک عنوان مشروع در تجارت الکترونیک را بامنشاتجاری انتخاب وبا هدف خود هماهنگ می نمایند.
گفتارسوم )جرایم رایانه ای علیه دولت ها :
الف)تهدید به گروگان گیری ،اخاذی و کشتن مسئولین یااعضای خانواده آن ها.
ب)جاسوسی رایانه ای :
جاسوسی رایانه ای به عملی گفته می شودکه شخصی یاگروهی برای دولت یک کشوری اطلاعات مخفیانه ازدولت دیگردر ازای دریافت پول انجام میدهد مثلاًَ سازمان اطلاعاتی روسیه به شخصی پول داده بودتا اطلاعات مخفیانه ارتش امریکا را بدست آورد.
جاسوسی رایانه ای مثل کلاهبرداری رایانه ای یکی ازرایج ترین انواع جرایم رایانه ای محسوب می شود.به علت ارزشمندبودن اطلاعات ذخیره شده درمرکز رایانه اکثرشرکت ها، این جرم بطورویژه برای مرتکب سودمند وبرای شرکت بسیارخطرناک است.
در همه کسب وکارهاهدف اصلی جاسوسی رایانه ای،برنامه های رایانه ای است.دربخش تجاری هدف اصلی جاسوسی کامپیوتری حساب هزینه ها،ترازنامه ها وآدرس مشتریان است که همگی در رایانه ذخیره شده اند.دربخش فنی،هدف جرم جاسوسی تحقیقات و داده های مربوط به تولید وطرح تراشه های رایانه ای است.
ب/۱) روش ارتکاب جرم:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
بر اساس این روش بهترین گزینه یا راه حل ، نزدیک ترین راه حل به راه حل با گزینه ایه آل و دورترین از راه حل غیر ایده ال است. راه حل ایده آل ، راه حلی است که بالا ترین سود و کمترین هزینه را داشته باشد، در حالی که راه حل غیر ایده آل ، راه حلی است که کمترین سود و بیشترین هزینه را داشته باشد. به طور خلاصه ، راه حل ایده آل از مجموع مقادیر حداکثر هر یک از معیار ها را به دست میآید در حالی که راه حل غیر ایده آل از مجموع پایین ترین مقادیر هر یک از معیار ها حاصل میگردد.

فرایند TOPSIS شامل مراحل زیر است:
گام ۱) ایجاد یک ماتریس تصمیم گیری برای رتبه بندی شامل m گزینه و n معیار که در آن A1,A2,…,An گزینه های ممکن ذر اختیار تصمیم گیرندگان و C1,C2,….,Cn معیار های اندازه گیری بوده و Xij رتبه هر گزینه بر اساس هر یک از معیار ها است.

C1 C2 . . Cn A1 x11 X12 . . X1n A2 X21 X22 . . X2n . . . . . . . . . . . . Am Xm1 Xm2 . . Xmn
رابطه(۵-۲)
گام ۲) نرمال نمودن ماتریس تصمیم گیری است. برای نرمال نمودن هر یک از مقادیر nij به صورت زیر عمل می شود
رابطه(۶-۲)
گام ۳) اختصاص وزن به ماتریس تصمیم گیری نرمال شده. مقدار وزن Vij به صورت زیر محاصبه می شود.
رابطه (۷-۲) Vij = Wij x nij i=1,…,m , j=1,….,n
که در اینجا wj وزن معیار i است و مجموع وزن ها در یک ستون برابر ۱ میباشد
گام ۴) تعیین راه حل ایده آل مثبت و ایده آل منفی: راه حل ایده آل مثبت و ایده آل منفی به صورت زیر تعریف میشوند:
رابطه (۸-۲) ] بردار بهترین مقدار هر شاخص ماتریس [V = راه حل ایده آل مثبت (Vj+)
رابطه(۹-۲) ]بردار بدترین مقدار هر شاخص ماتریس [V = راه حل ایده آل منفی (Vj–)
بهترین مقدار برای شاخص های مثبت، بزرگترین مقادیر و برای شاخص های منفی ،کوچکترین مقادیر است و بدترین برای شاخص های مثبت، کوچکترین مقادیر و برای شاخص های منفی بزرگترین مقادیر است
گام چهارم: به دست آوردن میزان فاصله ی هر گزینه تا ایده آل های مثبت و منفی :
فاصله اقلیدسی هر گزینه از ایده آل مثبت(d+j) و فاصله هر گزینه تا ایده آل منفی (d–j)، بر اساس فرمول های زیر محاسبه میگردد:
D+j = ۲ رابطه (۱۰-۲)
D– j = ۲ رابطه (۱۱-۲)
گام پنجم: تعیین نزدیکی نسبی(CL*) یک گزینه به راه حل ایده آل:
رابطه (۱۲-۲)
گام ششم: رتبه بندی گزینه ها: هر گزینه ای که CL آن بزرگتر باشد بهتر است.
پیشینه تحقیق
تاکنون مقالات چندی در خصوص کارت امتیازی متوازن، ارزیابی عملکرد و روشهای مختلف تصمیم گیری چند معیاره نگاشته شده است. سازمان های غیر انتفاعی مانند دانشگاه ها( دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو) و آژانسهای دولتی مانند وزارت بازرگانی امریکا این مدل را به عنوان عاملی جهت اثربخش نمودن فعالیتهای خود استفاده نموده اند( دانیل و برگن[۴۷]، ۲۰۰۴).
محققان زیادی از AHP درچارچوب BSC استفاده کردهاند. استوارت و محمد (۲۰۰۱) پیشنهاد دادند که چارچوبی برای ارزیابی عملکرد با بهره گرفتن از BSC وAHP طراحی شود تا با ساختار دادن به سلسله مراتب شاخصهایBSC و محاسبه وزن های نسبی برای هر شاخص و گروه شاخص، به ارزیابی دقیقتر و تصمیم گیری معتبر تری با درک اهمیت نسبی شاخص ها و گروه ها در پیشبرد اهداف کسب و کار برسیم .کلینتون و وبر وهاسل(۲۰۰۲) در اجرای BSC از AHP استفاده کردند. همچنین سیرکی(۲۰۰۴ ) پیشنهاد کرد که ترکیبAHP برای بررسی درجه همسویی بین رتبه بندی مدیران در مورد گروههای BSC و ابتکار استراتژیک شرکت انجام شود .چیانگ نیز در سال ۲۰۰۵ یک رویکرد پویا بر مبنای BSC و AHP جهت مسائل انتخاب فروشنده پیشنهاد کرد .حافظ، ژانگ و مالک (۲۰۰۲) نیز برای ارزیابی تواناییهای کلیدی و شایستگی های ناب سازمان در چارچوب BSC از AHP استفاده کردند(مهرگان و نیری، ۲۰۰۹).
تسای و همکارنش[۴۸] در سال ۲۰۰۸ از ترکیب دو روش تحلیل شبکه ای فرایند[۴۹] و TOPSIS برای ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه در تایوان استفاده نمودند. آن ها در تحقیق خود از روش تحلیل شبکه ای فرایند برای دستیابی به اوزان معیارها و از روش TOPSIS برای رتبه بندی نتایج به دست آمده از مرحله قبل از شرکتهای بیمه استفاده نمودند. همچنین آن ها در تعیین معیارهای خود، فاکتورهای غیر مالی نظیر کیفیت خدمات بیمه و رضایت مشتری را نیز به کار بردند(تسای و همکاران، ۲۰۰۸).
رساله کارشناسی ارشد با موضوع “متناسب سازی و ارزیابی عملکرد کارت امتیازی متوازن (BSC) در شرکت همکاران سیستم” با نگارش جواد عبدالهی در این پژوهش هدف این بوده است تا با بهره گرفتن از مدل کارت امتیازی متوازن مدلی برای اندازه گیری عملکرد سازمان که در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت میکند ارائه و کارآمدی مدل تناسب سازی شده مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد تا بدین وسیله شناخت نقاط قوت و ضعف سازمانی میسر شود و بتوان برای آن راه کار مناسبی به دست آورد
همچنین رساله کارشناسی ارشد با موضوع ” رویکرد منسجم BSC-FMADM جهت ارزیابی عملکرد شعب بانک توسعه صادرات ایران” با نگارش آرزو وثوق با بهره گرفتن از ابزار های تصمیم گیری فازی در مدل BSC ، به اجرای ارزیابی عملکرد بر اساس مدل BSC در بنگاه های مالی و بانکی می پردازد.
مهرگان و نیری در سال ۲۰۰۹ در تحقیق خود با عنوان رویکرد منسجم BSC-TOPSIS جهت ارزیابی دانشکده های مدیریت برتر دانشگاه های استان تهران، با رویکردی راهبردی به ارزیابی عملکرد دانشکده های مدیریت برتر ایران نسبت به یکدیگر پرداختهاند( مهرگان و نیری، ۲۰۰۹).
یوکسل و همکاران[۵۰] در سال ۲۰۱۰ در مقالهشان تحت عنوان استفاده از فرایند تحلیل شبکه ای فازی برای کارت امتیازی متوازن مطالعه موردی برای یک شرکت تولیدی، سطح عملکرد یک کسب و کار را بر اساس مدل تلفیقی کارت امتیازی متوازن با فرایند تحلیل شبکه ای فازی و بر پایه چشماندازها و استراتژیهایش تعیین نمودند. مدل پیشنهادی آن ها نشان داده است که واحدهای اندازه گیری مختلف که با شاخص های عملکرد تحت کارت امتیازی متوازن و یا دیگر شاخص های عملکرد در ارتباطند، می توانند با تکنیک ANP فازی تجمیع شوند. این مدل قارد است عملکرد کسب و کار را از دیدگاه یک استراتژی هم با بهره گرفتن از نتایج گذشته و هم شاخص های فعلی و در حال پیشرفت ارزیابی نماید(یوکسل و همکاران، ۲۰۱۰).
تفاوت این مطالعه با تحقیقات مشابه
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
در حقوق اسلامی حتی مواردی چون اعطای تسهیلات و امکانات لازم برای انجام مراسم و تشریفات مذهبی در صورتی که جنبه تبلیغی نداشته باشد و تنها در میان اسیران همکیش انجام پذیرد، میتواند قابل قبول باشد. همچنان که در مورد اهل ذمه، انجام مراسم مذهبی به رسمیت شناخته شده است. همچنین داشتن عقاید مخالف، تدین به ادیان دیگر غیر از اسلام و گرایشهای سیاسی انحرافی و نظایر آن هم که به فکر و عقیده اسیر مربوط است، مانع از برخورداری اسیر از حقوق شناخته شده وی نخواهد بود.


حمادبن ابی سلیمان، از مفهوم مخالف آیه ۱۹۳ سوره بقره که میفرماید: اگر آن ها (کسانی که با شما جنگ خواهند کرد) با شما نجنگند (به شما حمله نکنند) آنان را نکشید، چنین برداشت میکند که لشکریان دشمن که اسیر میشوند (چه به طور ارادی اسیر شده و چه وادار به تسلیم میگردند) و سلاحهای خود را تحویل میدهند، دیگر حالت جنگجویانه ندارند و خطری به حساب نمیآیند؛ بنابرین نباید آن ها را کشت.
بحث مهم در مورد حقوق اسیران و نوع رفتار با آنان به مبحث اعدام اسیران مربوط است. فقها در باب جواز اعدام اسیران جنگی، اتفاقنظر ندارند و پارهای آن را مجاز و پارهای آن را ممنوع میدانند. به نظر میرسد روایات نقل شده در مورد عمل رسولالله (ص) نسبت به اسیران، بسیار روشن و به دور از هر گونه ابهام است؛ زیرا مواردی که پیامبر (ص) فرمان به قتل اسیر صادر کردهاند، بسیار محدود و نادر بوده و چنانچه نمونه هایی که وجود دارد به طور دقیق بررسی شده معلوم خواهد شد که حتی با این که امام در تعیین سرنوشت و تکلیف نهایی اسیر جنگی اختیار تام دارد، مجازات مرگ هرگز در مورد اسیر جنگی اعمال نمیشده است، مگر در مورد جرایمی که اسیر قبل از اسارت و خارج از محدوده جنگ مرتکب شده بود، از قبیل جرایم عمومی و علیه اشخاص که ارتباطی به اسارت آن ها ندارد. ذات باری هرگز اجازه نفرموده رزمندهای جز در میدان نبرد و نه به دلیل دیگری به قتل برسد. قرآن در این باره در آیه ۱۹۲ سوره بقره میفرماید: «فقط آنانی را که با تو مقاتله میکنند، به قتل برسان». بنابرین، کیفر قتل را نمیتوان به عنوان مجازات بر اسیر جنگی اعمال کرد، چون شخص اسیر شده در حال مقاتله نیست، بلکه بنا به مورد، میتوان آن را بر یک اسیر به لحاظ جرمی که قبل از اسارت یا در آن دوران مرتکب شده و مجازات آن مرگ است، اعمال کرد. زیرا در حالت اخیر چنان است که مجرم در اختیار دولت اسلامی (که صلاحیت قانونی نسبت به تعقیب مجرم دارد) قرار گرفته باشد.
در باب بردگی اسیران، قبل از اسلام نظام بردهداری معمول و متداول بود و اسلام بنا به مقتضیات زمانی و مکانی آن را تأیید کرد، اما روشهای بسیاری را برای آزاد کردن بردگان مقرر داشته است. با این همه، به تدریج نظام بردهداری در سراسر جهان از هم گسیخته شد و از سده نوزدهم میلادی به طور کامل منسوخ شد. البته در اسلام لزوماًً اسیران جنگی به صورت بردگان در نمیآیند، بلکه این پیشوای مسلمانان است که اگر مصلحت دانست، چنین عمل خواهد کرد. امروزه مسلم است که رهبر یک کشور اسلامی آشنا به ضرورت زمانه، چنین عملی را مجاز ندانسته و هرگز دستور برده کردن اسیران جنگی را نمیدهد.ناگفته نماند که باید دو واژه را از یکدیگر تفکیک کنیم: بردهداری و بردهسازی. آنچه مسلم است پیامبر اسلام (ص) بردهداری را الغا نکرده و این بدان جهت بود که بردهداری نقش عمدهای در مالکیت و ثروت زمان ایفا میکرد، سپس پیامبر با سیاستی که در پیش گرفت، بردهداری را به مرور زمان ریشهکن نمود و این سیاست از بین بردن منبع اصلی تولید برده بود. منبع اصلی تولید برده جنگ و اسرای جنگی بودند که تا قبل از آن تاریخ به برده تبدیل میشدند و در تمامی غزوهها و سریهها در زمان پیامبر نمیتوان حتی یک مورد برده گرفتن و بردهکردن اسیر را دید.پایان اسارت بر اساس مقررات حقوق بینالملل، به جز در مورد فرار موفقیتآمیز، اسارت با آزادسازی اسیر از اسارت قدرت بازداشتکننده، پایان میپذیرد. تمامی اسیران باید پس از خاتمه مخاصمات فعال بدون تأخیر آزاد و به میهن خود بازگردانده شوند. آن دسته از اسیران که مرتکب جرم قاتل تعقیب شدهاند و علیه آن ها رسیدگی جزائی در جریان است، باید دوره مجازاتشان کامل شود و شاید تا پس از قطع مخاصمات فعال در توقیف نگهداشته شوند.
در اسلام پایان اسارت با تعیین سرنوشت اسیران جنگی به صور زیر قابل پیشبینی است:
الف. من یا استرداد اسرای جنگی به صورت یکجانبه. بازگشت اسرای جنگی به میهنشان به طور یکجانبه، یکی از راههای پیشبینی شده در اسلام برای تعیین سرنوشت اسیران جنگی است. آزادی بدون قید و شرط اسرای جنگی که در اصطلاح قرآنی به آن «من» اطلاق شده و به معنی رایگان و بلاعوض و صرفاً به خاطر مسائل انسانی است.
ب. فدیه. فدیه به دو صورت است؛ یکی این که کشور متبوع اسیر و یا خانوادهاش و یا شخص او، در ازای آزادی وی از اسارت، مبلغی به دولت دستگیرکننده بپردازند. چنان که پیامبر (ص) درباره اسرای بدر چنین فرمودند. دوم این که در برابر آزادی اسیر، شخص دیگری که در اسارت طرف دیگر جنگ قرار دارد، آزاد شود.
حقوق مرتبط با اسیران و سازمان های حقوقی مربوط به آنان عموماً در زمانی تدوین گردیده که اسیر شدن چندان موضوعیت خارجی نداشته (یعنی عام و همه گیر نبوده) ، در اوت سال ۱۸۶۴ یعنی قبل از وقوع جنگ بینالمللی اول ، بانیان و بنیان گذاران قرارداد ژنو اولین بار به صورت گسترده و منسجم اقدام به وضع قوانین نمودند اما تجربه ی جنگ جهانی اول به خوبی نشان داد که مقررات مذکور تنها در قلمرو تشریفات موضوعیت داشته و نه در صحنه ی واقعیت ها . همچنین مقررات ژوئیه ی ۱۹۲۹ که پس از فروکش شدن شعله های جنگ ویرانگر اول جهانی مورد تصویب قرار گرفت و قوانین ۱۸۶۴را بر اساس مقتضیات شرایط نوین تجدید نظر و تعدیل نمود و به تصویب اکثر کشورهای جهان رسید لیکن در عمل این مقررات نیز زیر پا گذاشته شد. زیر پا گذاردن علنی مقررات این موافقت نامه، هم برای زندانیان اتحاد شوروی سابق در آلمان و هم برای زندانیان آلمانی و ژاپنی در اتحاد شوروی سابق و بیگاری این اسیران در اردوگاه های مخوف کار اجباری و … همه بیانگر این است که هر جنگی مقررات و قوانین خودش را خود تعیین میکند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
(۳-۲۰)
تعریف دوم برای ریسکگریزی برای متغیرهای تصادفی که فقط دو مقدار دارند، مناسب است. نابرابری جنسن تعریف کلیتری است و برای متغیرهای تصادفی مثل بازده که بیشتر از دو مقدار اختیار میکنند، مناسب است.


- یک فرد ریسکگریز هیچ وقت یک بازی برابر را انجام نمیدهد. یک بازی برابر به این صورت تعریف می شود که قیمت بلیطی که برای بازی کردن لازم است با جایزه مورد انتظار برابر است(لوی، ۲۰۰۶: ۷۷-۷۵).
۳-۷-۲- قانون تصیم گیری سرمایهگذاری بر اساس معیار تسلط تصادفی مرتبه دوم
F و G دو سرمایهگذاری هستند با تابع توزیع تجمعی F(x) و G(x) که تابع چگالی آن ها f(x) و g(x) میباشد. F بر اساس معیار تسلط تصادفی دوم برای همه ریسکگریزان، بر G مسلط است ( ) اگر و فقط اگر شرایط زیر برای همه برقرار باشد:
(۳-۲۱)
و حداقل ای وجود داشته باشد که به ازای آن این نامعادله به صورت قطعی برقرار باشد. این قاعده و مسأله به صورت زیر هم بیان میگردد(لوی، ۲۰۰۶: ۸۲-۷۸):
(۳-۲۲)
برای همه حداقل یک وجود خواهد داشت که به ازای آن نامعادله قطعا برقرار باشد.
برای همه مقادیر x حداقل وجود خواهد داشت که نامعادله قطعا برقرار باشد.
۳-۷-۳- شرح نموداری تسلط تصادفی مرتبه دوم
شرط در تسلط تصادفی مرتبهی دوم بیان میکند که محدوده بسته بین دو توزیع تحت نظر، بایستی تا هر نقطه x نامنفی باشد. هنگامی که تسلط Fو G را بررسی میکنیم، منطقه محدود بین دو توزیع را با علامت مثبت و هنگامی که G زیر Fقرار دارد با علامت منفی نشان میدهیم(لوی، ۲۰۰۶: ۸۸-۸۲).
بازده
تابع توزیع تجمعی
نمودار ۳-۳٫ عدم وجود تسلط بین F و G بر اساس معیار تسلط تصادفی مرتبه دوم (لوی، ۲۰۰۶: ۸۵)
تابع توزیع تجمعی
بازده
نمودار ۳-۴٫ تسلط F بر G بر اساس معیار تسلط تصادفی مرتبه دوم (لوی، ۲۰۰۶: ۸۵)
۳-۷-۴- شرح مفهومی تسلط تصادفی مرتبه دوم
اگر F بر اساس تسلط تصادفی مرتبه دوم بر G مسلط باشد، بنابرین برای هر ناحیه منفی(G<F) یک ناحیه مثبت (G>F) وجود خواهد داشت که بزرگتر یا مساوی منطقه منفی خواهد بود و قبل از ناحیه منفی قرار خواهد گرفت. برای سهولت فرض میکنیم که تنها یک ناحیه منفی و یک ناحیه مثبت وجود دارد و منطقه منفی از نظر وسعت کوچکتر از منطقه مثبت است. با توجه به معادله داریم:
(۳-۲۳)
از آنجا که یک تابع نزولی از x است، لذا ناحیه مثبت نسبت به ناحیه منفی که بعد از ناحیه مثبت قرار دارد، در تعداد بیشتری از ضرب خواهد شد. لذا انتگرال غیرمنفی خواهد بود. این مطلب نشان میدهد که برای همه رابطه برقرار خواهد بود(لوی، ۲۰۰۶: ۸۸).
۳-۸- مفاهیم آماری تسلط تصادفی مرتبه سوم
در این قسمت مفاهیم آماری تسلط تصادفی مرتبه سوم شامل بیان آماری مفروضات، قوانین تصمیمگیری تسلط تصادفی مرتبه سوم، شرح نموداری تسلط تصادفی مرتبه سوم و شرح مفهومی تسلط تصادفی مرتبهی سوم ارائه شده است.
۳-۸-۱- چولگی[۹۵] مثبت به عنوان یک ابزار اندازهگیری برای تسلط تصادفی مرتبهی سوم
تسلط تصادفی مرتبهی سوم مطابق با یک سری توابع مطلوبیت است که در آن ها و و و است. فرض اضافه شده در تسلط تصادفی مرتبه سوم که بهواسطه آن مشتق سوم تابع مطلوبیت باید مثبت باشد مربوط به چولگی توزیع است.
چولگی یک توزیع نرخ بازده با نشان داده میشود و عبارت است از:
برای توزیعهای گسسته
(۳-۲۴)
تعداد مشاهدات و تابع احتمال است.
برای توزیعهای پیوسته
(۳-۲۵)
نمودار ۳-۵٫ تابع چگالی توزیع به ترتیب از راست به چپ با چولگی منفی، متقارن و مثبت(لوی، ۲۰۰۶: ۹۷)
نرخ بازده سهام عموماً دارای چولگی مثبت است زیرا قیمت سهم میتواند به صفر کاهش یابد(۱۰۰%- نرخ بازده)، اما قیمت سهم از بالا نامحدود است. لذا توزیع نرخ بازده ممکن است یک چولگی مثبت ایجاد کند(لوی، ۲۰۰۶: ۱۰۰-۹۴).
۳-۸-۲- قانون تصمیم گیری سرمایهگذاری بر اساس معیار تسلط تصادفی مرتبهی سوم
F(x) و G(x) توابع توزیع تجمعی دو سرمایهگذاری مورد نظر میباشند که تابع چگالی آن ها f(x) و g(x) است. F بر G بر اساس تسلط تصادفی مرتبه سوم مسلط است اگر و فقط اگر شرایط زیر برای همه مقادیر x برقرار باشد:
x برای همه مقادیر
(۳-۲۶)
ما نیازمند این هستیم که برقرار باشد.
(۳-۲۷)
یا ( )
و حداقل یک نامعادله قطعی مثل زیر وجود خواهد داشت(لوی، ۲۰۰۶: ۱۰۶-۱۰۱):
(۳-۲۸)
برای همه ،
۳-۸-۳- شرح نموداری تسلط تصادفی مرتبهی سوم
مسلط بودن یک سرمایهگذاری بر سرمایهگذاری دیگر ممکن است به خاطر این باشد که یک سرمایهگذاری میانگین بیشتر، واریانس کمتر یا چولگی مثبت دارد. با توجه به اطلاعات جدول ۳-۳ دو توزیع، میانگین و واریانس برابر دارند و F بر اساس تسلط تصادفی مرتبه سوم برG مسلط است.
جدول ۳-۳٫ توزیع بازده سرمایهگذاری F و G
سرمایهگذاری F سرمایهگذاریG X X ۷۵/۰ ۱ ۲۵/۰ ۰ ۲۵/۰ ۳ ۷۵/. ۲ ۵/۱ ۵/۱ بازده مورد انتظار ۷۵/۰ ۷۵/۰ واریانس
مأخذ: لوی، ۲۰۰۶: ۱۰۷٫
شکل ۳-۶ تابع توزیع تجمعی را برای دو سرمایهگذاری نشان میدهد. از آنجا که دو توزیع یکدیگر را قطع کردهاند، بر اساس تسلط تصادفی مرتبه اول نمیتوان اظهار نظرکرد.
بازده
نمودار ۳-۶٫ تابع توزیع تجمعی F و G (لوی، ۲۰۰۶: ۱۰۸)
برای بررسی تسلط F بر G بر اساس تسلط تصادفی مرتبه دوم ابتدا باید را رسم کنیم. شکل ۳-۷، را برای همه مقادیر x رسم کرده است. چون هم دارای مقادیر مثبت و هم منفی است لذا نه F و نه G بر اساس تسلط تصادفی مرتبه دوم بر یکدیگر مسلط نیستند.
بازده
نمودار ۳-۷٫ آزمون تسلط تصادفی مرتبه دوم برای F و G (لوی، ۲۰۰۶: ۱۰۸)
بنابرین بر اساس تسلط تصادفی مرتبه سوم، را رسم میکنیم. شکل ۳-۸، را نشان میدهد. چون برای همه مقادیر x، رابطه برقرار است و برای برخی از مقادیر x، رابطه برقرار است نتیجه میگیریم که F بر اساس تسلط تصادفی مرتبه سوم بر G مسلط است. در توزیعهای بازدهی F و G، و . F چولگی مثبت دارد و G چولگی منفی و با توجه به رابطه مشتق مرتبه سوم مثبت است. لذا ترجیج برای چولگی مثبت وجود دارد. بنابرین تسلط F برG بر اساس تفاوت چولگی توزیع این دو سرمایهگذاری قابل توضیح است.
بازده
نمودار۳-۸٫ آزمون تسلط تصادفی مرتبه سوم برای F و G (لوی، ۲۰۰۶: ۱۰۸)
با توجه به اطلاعات جدول ۳-۴ دو توزیع، میانگین و چولگی برابر دارند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۱- تمایل اتباع کشورهای مذکور به تحصیل اقامت و تابعیت ایران
۲- سهولت تشریفات ازدواج با زن ایرانی
۳- عدم برخورد قاطع مراجع ایرانی
۴- جامع عمل پوشیدن به مقاصد سود جویانه و خلاف قانون خود تحت پوشش ازدواج با یک زن ایرانی
۵- جامع عمل پوشیدن به اهداف سیاسی و ضد امنیتی تحت پوشش ازدواج
۶- آینده نامطمئن سیاسی و اقتصادی در بعضی از این کشورها به خصوص افغانستان
۷- پذیرفتن این افراد در بعضی از مراجع قضایی (دادگاه های مدنی خاص در قبل از اصلاح قانون و اعمال قانون دادگاه های عمومی و انقلاب) و عمدتاًً در شعبی که متصدیان آن روحانیون هستند و بیشتر تمایل به اعمال مقررات شرع اسلام دارند.

در خصوص وضعیت حقوقی این ازدواج باید گفت چون این ازدواج رابطه تنگاتنگی با نظم عمومی دارد بی اعتباری ازدواج منجر به نامشروع بودن روابط زن و مرد و فرزندان ناشی از این ازدواجها خواهد شد. با توجه به جنبههای اجتماعی عقد ازدواج اصلاً به صلاح جامعه نیست که این ازدواجها غیرمعتبر یا باطل شناخته شود و همچنین از ماده اول قانون ازدواج چنین برمی آید که قانونگذار این امر را نیز در نظر داشته و به همین دلیل در آن قانون به مجازات عاقد و زوج بسنده کردهاست بنابرین منع قانونگذار دلیل بر بطلان نیست از سوی دیگر شورای نگهبان نیز در سال ۱۳۶۳ مجازات متعاقدین و عاقد در ازدواجهای غیررسمی را غیرشرعی اعلام کرد، بنابرین، چنین ازدواجی نه باطل بود و نه مجازاتی برای آن در نظر گرفته شده بود.

از آنجا که ماده اول قانون ازدواج عام است یعنی هم شامل ایرانی ها و هم شامل ازدواج با بیگانگان هم می شود پس در صورتی که از ماده ۱۷ قانون ازدواج چشم پوشی کنیم می بینیم که ازدواجهای شرعی با بیگانگان را نه تنها نمی توان باطل دانست، مجازاتی هم به دلیل عدم ثبت نمی توان نسبت به آن ها اعمال نمود. اما طبق ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی ازدواج زن ایرانی با تبعه بیگانه حتی در مواردی هم که مانع قانونی نباشد موکول به اجازه دولت است؛ به عبارت دیگر در صورت فقدان موانع ازدواج، باز هم می بایست از دولت اجازه گرفته شود. بنابرین با توجه به اهداف سیاسی دولت و ضرورت کنترل بر اتباع و مصلحت بانوان ایجاب می کرد که دولت نسبت به اینگونه ازدواجها نظارت داشته باشد به همین دلیل در عمل رویه دادگاه ها بر این بوده، با عنایت به اینکه شورای نگهبان ماده یک قانون ازدواج را غیرشرعی اعلام کرده ولی در خصوص ماده ۱۷ قانون ازدواج مبنی بر تحصیل اجازه سکوت نموده و دادگاه ها در عمل آن را معتبر تلقی کرده و اعمال می نمودند. تا اینکه برای رعایت و حفظ مصلحت بانوان ایران شورای عالی قضایی طی بخشنامه ای اعلام کرد که اعتبار ماده ۱۷ قانون ازدواج به قوت خود باقی است در این بخشنامه تأکید شده است که دفاتر ثبت ازدواج باید از ثبت اینگونه ازدواجها خودداری کنند و بیگانه ای که بدون پروانه زناشویی مبادرت به ازدواج با بانوی ایرانی نماید به مجازات مصرحه در ماده مذکور محکوم خواهد شد.
گفتار هفتم: ثبت ازدواج
ثبت ازدواج به عنوان یکی از وقایعه ۴ گانه هر انسانی (ولادت ، مرگ، ازدواج، طلاق) در ایران الزامی است و جنبه آمره دارد و افراد در تنظیم درخواست و ثبت آن مخیر نمی باشند و مطابق ماده ۹۹۳ قانون مدنی یکی از مواردی که باید در ظرف مدت و به طریقی که به موجب قوانین یا نظامات مخصوصه مقررات به دایرۀ سجل احوال اطلاع داده شود ازدواج است اعم از دائم و منقطع.[۸۳] هدف از این الزام سهولت اثبات زوجیت و حمایت از حقوق کودکان است. ثبت ازدواج در دفاتر اسناد رسمی از بسیاری گفتگوهای ناهنجار دربارۀ انکار زوجیت و نسب می کاهد و به استواری و بنیان خانواده کمک میکند. به همین جهت، دارندگان دفاتر رسمی ازدواج و طلاق مکلف شده که این وقایع را در شناسنامه زوجین نیز درج و مهر و امضاء کنند.[۸۴]
لازم به ذکر است اثبات عقد تنها از این راه ممکن نیست و از همه دلایل اثبات دعوی (اقرار، سند، شهادت، اماره، سوگند) نیز می توان استفاده کرد. در بند اول ماده ۳۲ قانون ثبت احوال آمده است: ارائه اقرارنامه رسمی مبنی بر وجود رابطۀ زوجیت برای ثبت آن در اسناد سجلی طرفین کافی است. این حکم به خوبی نشان میدهد که ثبت ازدواج، نه تنها در زمره شرایط صحت آن نیست، یگانه دلیل اثبات هم بشمار نمی آید. با این همه اهمیت ثبت این وقایع تا بدان حد بوده که قانونگذار تحت شرایطی درخواست اعلام و ثبت واقعه از غیر صاحب حق نیز پذیرفته است. [۸۵]
به همین جهت قانونگذار در ماده ۱ قانون ازدواج مصوب مرداد ماه ۱۳۱۰ با اصطلاحات سال ۱۳۱۷ برای کسانی که مبادرت به عقد ازدواج غیررسمی می نمودند مجازات مقرر کرده بود. ماده مذکور مقرر داشت: در نقاطی که وزارت عدلیه معین و اعلام می کند هر ازدواج و طلاق و رجوع باید در یکی از دفاتری که مطابق نظامه نامه های وزارت عدلیه تنظیم می شود به ثبت برسد. در نقاط مذبور هر مردی که در غیر از دفاتر رسمی ازدواج و طلاق مبادرت به ازدواج و طلاق و رجوع نماید به یک تا شش ماه حبس تأدیبی محکوم می شود و همین مجازات برای عاقد هم است.
در حوزه هایی که آگهی فوق الذکر از طرف وزارت دادگستری نشده است شوهر مکلف است در صورتی که در غیر دفاتر رسمی ازدواج و طلاق مبادرت به ازدواج یا طلاق یا رجوع نماید تا بیست روز پس از وقوع عقد یا طلاق یا رجوع به یکی از دفاتر رسمی ازدواج و طلاق رجوع کرده قبالۀ ازدواج یا طلاقنامه یا رجوع را به ثبت برساند والا به یک ماه تا شش ماه حبس تأدیبی محکوم خواهد شد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
در یک مطالعه آینده نگر بزرگ روی بیش از ۲۰۰۰ مرد وابسته به الکل، این نتیجه به دست آمد که ( (AAنتیجه بهتر در دو سال بعد را پیشبینی میکند (مک کلر[۱۴۷]، استوارت[۱۴۸] و هومفریز[۱۴۹]، ۲۰۰۳). پس از معرفی و اقبال از این گروه، مدتی بعد، گروه معتادان گمنام نیز معرفی شدند. به هر حال از نظر این رویکرد وابستگی، نوعی مشکل وجودی است و مصرف مواد شکلی از رفتار غیر انطباقی که در پاسخ به نوعی نقصان معنوی ابراز می شود. بنابرین در درمان، بر بیدارسازی معنوی، اهمیت یافتن خدا یا یک قدرت برتر و نیایش تأکید می شود (بلوم[۱۵۰]، ۲۰۰۵). گروههای [۱۵۱](NA) اختلالات مصرف مواد را برای عدهای، شرایطی مزمن می دانند که بهبود آن مستلزم حمایت های مستمر میباشد (مکللان، لویس، برین و کلبر[۱۵۲]،۲۰۰۰). گروههای خودیاری از جمله گروههای (NA) و (AA) نشان دادهاند که مکملهای خوبی برای خدمات درمانی رسمی که باعث حفظ سودمندی درمان میشوند، هستند (اولسون[۱۵۳] و همکاران،۲۰۰۵). این گروه ها حمایت و بهبودی را به صورت مداوم و در دسترس ارائه میکنند و حضور افراد در این گروه ها آزادانه میباشد (هومفریز و موس[۱۵۴]،۲۰۰۷).


مطالعات در اثربخشی برنامه های ۱۲ قدم ( (۱۲-STEPبا مقایسه کسانی که برنامه ۱۲ قدم را به پایان رسانیده بودند و کسانی که این برنامه را به پایان نرسانده بودند، سودمندی این مدل را نشان داده اند (کلی، مایر و براون[۱۵۵]، ۲۰۰۰). روتس و آنیس[۱۵۶](۱۹۹۲) ۸ ویژگی برای تبیین اثربخشی گروههای خودیاری از جمله گروههای (NA) و (AA) تعیین کردند. (a) اعضا در تجارب یکدیگر از جمله، ناتوانی و آسیبپذیری شان برای کنترل مصرف مواد سهیم میشوند. (b) در این گروه ها آموزش به خود مورد تأکید قرار میگیرد. © گروه ها خود- حاکمیتی هستند. (d) آنها مسئولیت رفتارهایشان را میپذیرند. (e) حس عضویت در این گروه ها مهم است. (f) عضویت در این گروه ها داوطلبانه است. (g) برای تغییر شخصی تعهد ضروری است. (h) گمنامی و رازدازی در این گروه ها مورد تأکید است. بهترین گروههای خودیاری شناخته شده، الکلی های گمنام و معتادان گمنام هستند. اهداف اولیه AA و NA، این است که پیام امید را برای کسانی که هنوز از سوء مصرف مواد در رنج هستند برساند و به آنها کمک کنند تا سبک زندگی جدیدی بدون مصرف مواد داشته باشند (داویکو، ۱۹۹۹).
ادعاهای مطرح شده توسط AA درباره کارایی درمان آن، مورد بررسی دقیق علمی قرار گرفته است. سودمندی معنادار AA تأیید شده است (اوایمته[۱۵۷]، فاینی[۱۵۸] و موس[۱۵۹]، ۱۹۹۷؛ تیمکو[۱۶۰] و همکاران، ۲۰۰۱). با وجود سختی های همراه با بررسی کار آمدی گروههای خودیاری نظیر AA، این گروه ها همچنان برنامه های درمانی بسیار پرکاربردی هستند. برای مثال در سال ۲۰۰۳، حدود دو سوم کسانی که از درمان وابستگی به الکل یا دارو بهره برده اند، از طریق یک برنامه خودیاری به این هدف دست یافتند (سام اچ سا، ۲۰۰۴).
۱۲ گام الکلی های گمنام
-
- پذیرفتیم که در برابر الکل درمانده و ناتوان بودیم- زندگی مان کنترل ناپذیر شده بود.
-
- به این باور رسیدیم که قدرتی بزرگتر از خودمان توانست ما را به سلامت عقل باز گرداند.
-
- تصمیم گرفتیم اراده و زندگی خود را به خداوندی که او را شناختیم، بسپاریم.
-
- سیاهه اخلاقی موشکافانه و شجاعانه خود را ساختیم.
-
- در برابر خدا، خودمان و در برابر انسانی دیگر به ماهیت بی کم و کاست اشتباهات خویش اعتراف کردیم.
-
- کاملاً آماده بودیم که از خدا بخواهیم این کاستی ها را از شخصیت و سرشت مان بزداید.
-
- خاضعانه از او خواستیم که کمبودها و عیوب ما را بر طرف کند.
-
- فهرست تمام کسانی را که به آنها زیان رسانیده بودیم، تهیه کردیم و حاضر شدیم که تمام آنها را جبران کنیم.
-
- هر جا که ممکن بود، مستقیماً برای این اشخاص جبران مافات کردیم، به جز زمانی که انجام این کار به آنها یا دیگران آسیب می رساند.
-
- به پر کردن سیاهه شخصی خود ادامه دادیم و وقتی که اشتباه کردیم، بی درنگ به آن اعتراف کردیم.
-
- از طریق عبادت و مراقبه در صدد بهتر کردن ارتباط آگاهانه خود با خداوندی که او را شناختیم برآمدیم، عبادت فقط برای آگاهی از اراده او و برای ما و توانایی تحقق بخشیدن به آن.
- در نتیجه این گام ها به بیداری معنوی دست یافتیم، سعی کردیم این پیام ها را به الکلی ها منتقل کنیم و این اصول را در تمام امور و کارهایمان به اجرا در آوریم (کرینگ و همکاران، ۲۰۰۷).
رویکردهای شناختی-رفتاری
خانواده درمانگران رفتاری و شناختی- رفتاری اعتقاد دارند که خانواده ها و زوج ها، صرفاً تحت تأثیر محیط های خود هستند و الگو های رفتاری آموختنی است. بنابرین رفتارهایی با کارکرد بد را میتوان با رفتارهای سازگارانه تر جا به جا کرد (توماس[۱۶۱] ۱۹۹۲، به نقل از نوابی نژاد، ۱۳۷۸). در خانواده درمانی شناختی-رفتاری بر آنچه اعضای خانواده می اندیشند و نیز رفتار کردن آنها توجه می شود. از آنجائیکه این رویکرد تلفیقی از رویکردهای شناختی و رفتاری است، بنابرین در برگیرنده تمامی مبانی دو رویکرد است. در این شیوه به خانواده ها کمک می شود تا الگو های تحریف شده و رفتارهای ناکارآمد خود را تشخیص دهند و در پی تغییر آن باشند. برای درمان “از بحثهای منظم و تکالیف رفتاری سازمان یافته ای استفاده می شود” که جنبههای شناختی نیز مورد نظر است (قاسم زاده، ۱۳۷۶).
شیوه شناختی-رفتاری که تأکید متعادلی روی شناخت و رفتار دارد، بر عمق الگوهای تعاملی خانواده تمرکز دارد (دهقانی و همکاران، ۱۳۸۷). روابط خانوادگی، شناخت ها، هیجانات و رفتار در این نظریه بر یکدیگر تأثیرات دو جانبه دارند. بنابرین یک استنتاج شناختی میتواند هیجان یا رفتاری را برانگیزد و این هیجان یا رفتار میتواند بر شناخت تأثیر بگذارد. اپستاین و شلزینجر (۱۹۹۶، به نقل از دهقانی، ۱۳۸۷) چهار مورد را که از طریق آنها، شناخت، رفتار و هیجانات اعضای خانواده ممکن است منجر به ایجاد جوی ملتهب شود، ذکر می نمایند:
۱- شناخت ها، رفتارها و هیجانات هر فرد نسبت به تعاملات خانواده (مثلاً فردی که متوجه می شود که از مابقی خانواده کنار می کشد).
۲-اعمال اعضای خانواده نسبت به او
۳- واکنش ترکیبی (نه همیشه یکسان) چند عضو خانواده نسبت به او
۴-ویژگیهای ارتباطات بین دیگر اعضای خانواده (مثلاً دو نفر از خانواده، معمولاً از نظرات یکدیگر حمایت میکنند).
رویکرد خانواده درمانی رفتاری- شناختی، خانواده را به عنوان یک عامل مهم در سوء مصرف مواد میداند. به عنوان مثال سوء مصرف مواد به وسیله عضو خانواده، ممکن است به وسیله سرمشق گیری و تقویت ها توسط اعضای دیگر خانواده صورت گیرد. سوء مصرف مواد فرد ممکن است به صورت ضمنی توسط والدین که به صورت “تأیید همراهی فرد با گروه همسالان مصرف کننده مواد” باشد تقویت شود یا به واسطه سهل گیری والدین که به نوجوان اجازه میدهد که تجربه اولیه با مواد داشته باشد، سطوح بالاتر آن ممکن است تعارضات خانوادگی و همچنین استرس ها، به عنوان محرک هایی برای سوء مصرف مواد به حساب آیند (آذرین[۱۶۲]، دونوهو[۱۶۳]، بسالل[۱۶۴]، کوگان و آیسرنو[۱۶۵]،۱۹۹۴).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
جنبه جدید بودن و نوآوری در پژوهش:

با توجه به بررسی های صورت گرفته، مشخص شده است که تاکنون به صورت تخصصی، پژوهشات متمرکزی روی بحث بررسی تاثیر مدیریت هزینه بر عملکرد مالی شرکت در بلند مدت در کشور صورت نگرفته و یا بررسی ها به صورت جسته و گریخته و با تکیه بر اشاراتی به موضوع پژوهش به صورت صرف بوده است. این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع، در نظر دارد به بررسی جامعی از موضوع بررسی تاثیر مدیریت هزینه بر عملکرد مالی شرکت در بلند مدت مطالعه موردی شرکت تدوینکو پردازد.
اهداف مشخص پژوهش:
هدف اصلی این پژوهش عبارت است از
بررسی تاثیر مدیریت هزینه بر عملکرد مالی شرکت در بلند مدت مطالعه موردی مؤسسه حسابداری و حسابرسی تدوینکو
اهداف کاربردی پژوهش:
استفاده از نتایج استراتژی های مناسب برای این شرکت در زمینه هزینه و درآمد

سؤالات پژوهش:
این تخقیق در پی آن است که پاسخ سؤال زیر را شناسایی نماید:
-
- آیا اندازه گیری بهای تمام شده منابع در راه انجام فعالیتهای اصلی بر روی سطح کلی عملکرد مؤسسه مؤثر است؟
-
- آیا تشخیص و حذف اقلامی از هزینه فاقد ارزش افزوده تا چه اندازه بر روی سطح کلی عملکرد مؤسسه مؤثر است؟
-
- آیا شناسایی هزینه های ثابت غیر مثمر بر روی سطح درآمدها تا چه اندازه بر روی سطح کلی عملکرد مؤسسه مؤثر است؟
-
- آیا شناسایی هزینه های غیر ثابت غیر مثمر بر روی سطح درآمد ها تا چه اندازه بر روی سطح کلی عملکرد مؤسسه مؤثر است؟
- آیا کارایی و اثربخشی فعالیتهای اصلی انجام شده در واحدهای اقتصادی بر روی سطح کلی عملکرد مؤسسه مؤثر است؟
فرضیه های پژوهش:
-
- حذف اقلام فاقد ارزش افزوده بر عملکرد مالی مؤسسه حسابداری و حسابرسی تاثیر معنی داری دارد.
-
- بهینه کردن هزینه های ثابت در راستای درآمدها بر روی ارتقاء سطح کلی عملکرد مؤسسه حسابداری و حسابرسی تاثیر معنی داری دارد.
-
- کاهش هزینه های غیرثابت بر عملکرد مالی مؤسسه حسابداری و حسابرسی تاثیر معنی داری دارد.
- تقویت کارایی و اثربخشی فعالیتهای اصلی در واحدهای اقتصادی بر عملکرد مالی مؤسسه حسابداری و حسابرسی تاثیر معنی داری دارد.
- تعریف واژه ها و اصطلاحات فنی و خصوصی (به صورت مفهومی و عملیاتی)
سازمان
گذشته سازمان، حول محور دیدگاه ماکس وبر(۱۸۶۴-۱۹۱۹) میچرخد. کسی که در تجزیه و تحلیل دیوانسالاری(بوروکراسی) و سلسله مراتب اختیارات سازمانی، شهرت به سزایی دارد. ماکس وبر برای نخستین بار توانست، سازمان را از سایر نهادهای اجتماعی تفکیک کند. به گفته او سازمان یک رابطه اجتماعی است که طبق مقررات به افراد خارجی اجازه ورود نمیدهد. دستورات برای عملیات به وسیله افراد خاصی که عهدهدار این وظیفه هستند و در رأس سازمان قرار میگیرند اعمال میشوند و معمولا یک ستاد اداری و اجرایی دارد.

در وهلۀ اول سازمان، مستلزم وجود روابط اجتماعی است. یعنی فرد با سازمان رابطه متقابل(تعامل) دارد.
سازمان دربرگیرندۀ بخشهایی از جمعیت بوده و عدهای را مستثنی میکند. پس میتوان گفت سازمان به خودی خود، یک مرز دارد.
ماکس وبر در مورد سازمان، شاخصهای دیگری هم ارائه میکند. به گفته او نوع رابطه در سازمان، اداری است؛ نه خانوادگی. این تعریف باعث میشود که سازمان از سایر نهادهای اجتماعی؛ مثل خانواده تفکیک شود. همچنین یادآور میشود که سازمان، فعالیتهای مستمر و هدفدار برای تأمین هدف خاصی انجام میدهد. این دیدگاه وبر مورد توجه سایر تحلیل گران سازمانی قرار گرفت و پایه تعریفهایی شد که دیگران بعد از او ارائه کردند.
«سازمان پدیدهای اجتماعی به شمار میآید که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور نسبتاً مشخص بوده و برای تحقق هدف یا اهدافی بر اساس یک سلسله مبانی دائمی فعالیت میکند.[۳]
عبارت «به صورت آگاهانه هماهنگ شده»، دلالت بر مدیریت دارد. «پدیده اجتماعی»، دال بر این معنا است که سازمان از افراد یا گروه هایی که با هم در تعاملند تشکیل شده است. الگوهای تعاملی که افراد داخل سازمان از آن تبعیت میکنند تصادفی به وجود نیامده،بلکه در خصوص آن ها قبلاً اندیشیده شده است. از این رو چون سازمانها پدیدههای اجتماعی هستند لذا الگوهای تعاملی اعضای آن ها بایستی موزون و هماهنگ باشد تا ابهام و سردرگمی به حداقل برسد و در نتیجه اطمینان حاصل گردد که وظایف مهم سازمانی انجام میپذیرند.
یک سازمان، مرزهای نسبتاً مشخصی دارد. این مرزها به مرور زمان میتوانند تغییر کنند و ممکن است کاملاً واضح و روشن نباشند. اما به هر حال باید مرزهایی وجود داشته باشد تا بتوان اعضاء سازمان را از غیر اعضا باز شناخت. تشخیص چنین مرزهایی از طریق انعقاد قراردادهای رسمی و یا غیر رسمی بین اعضاء و سازمان صورت میگیرد.
در بیشتر جاهاییکه استخدام، برای دریافت حقوق و دستمزد صورت گرفته است، یک نوع قرار داد رسمی منعقد میگردد. در سازمانهای اجتماعی یا سازمانهای داوطلبانه افراد در ازای اعتباری که کسب میکنند و یا رضایتی که از کمک به دیگران احساس کرده، کاری را انجام میدهند. افراد با سازمان پیوند دائمی داشته؛ اما این پیوند دائمی عضویت مادامالعمر را تضمین نمیکند.
ساختار سازمان
تعریف ارائه شده از سازمان، لزوم هماهنگی رسمی الگوهای تعاملی اعضای سازمان را مشخص نمود. ساختار سازمانی تصریح میکند وظایف چگونه تخصیص داده شوند، چه کسی به چه کسی گزارش بدهد و ساز و کارهای هماهنگی رسمی و همچنین الگوهای تعاملی که باید رعایت شوند کدامند؟
ساختار(Structure) را به عنوان یکی از اجزاء سازمان که از عنصر پیچیدگی رسمیت و تمرکز تشکیل شده، تعریف میکنیم.
«پیچیدگی» حدود تفکیک درون سازمان را نشان میدهد. همچنین به میزان تخصصگرائی، تقسیم کار و تعداد سطوح در سلسله مراتب سازمان اشاره کرده و حد و حدودی که واحدهای سازمانی از لحاظ جغرافیایی پراکنده شدهاند را نیز تصریح میکند. البته پیچیدگی یک اصطلاح نسبی است.
حدی که یک سازمان برای جهتدهی رفتار کارکنانش، به قوانین و مقررات و رویهها متکی است “رسمیت” نام دارد.
تمرکز به جایی که اختیار تصمیمگیری در آنجا متمرکز است، اشاره دارد. در برخی سازمانها تصمیمگیری به شدت متمرکز است. مسائل و مشکلات به بالای هرم سازمانی منتقل شده و مدیران ارشد اجرائی، اقدام مناسب برای حل آن ها برمیگزینند. نقطه متقابل این نوع تصمیمگیری، عدم تمرکز است. در این حالت اختیار تصمیمگیری در بین سطوح پایین سلسله مراتب سازمانی پراکنده شده است. پی بردن به این امر که، همراه با پیچیدگی و رسمیت، سازمان ممکن است حالت متمرکز به خود بگیرد و یا روی به عدم تمرکز آورد، از اهمیت زیادی برخوردار است. معمولاً تمرکز و عدم تمرکز را روی یک پیوستار (ó) نشان میدهند؛ که در یک سر آن تمرکز و در سر دیگر آن عدم تمرکز قرار دارد. جایگاه سازمان روی این پیوستار، عامل اصلی تعیینکننده نوع ساختار سازمانی است.
عملکرد سازمانی:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
عدهای از ناظران سیاسی و کارشناسان اقتصادی معتقدند در سایه پیگیری برخی سیاستهای تنشزدایی و گسترش روابط خارجی در گذشته، زمینه برای مذاکره و چانهزنی سیاسی با جامعه جهانی فراهم شده است. نوع رفتار سیاستمداران و وزارت خارجه در این مدت به گونهای بود که منافع اقتصادی و تجاری را به یکی از شاخصهای اصلی توسعه روابط خارجی تبدیل کرد و در مورد اروپا و کشورهای همسایه مانند ترکیه، گسترش روابط اقتصادی و عقد قراردادهای صنعتی باعث کاهش تنشهای سیاسی شد. این موضوع نشان دهنده ارتباط تنگاتنگ هر نوع رشد، توسعه و افزایش درآمد و کسب منافع اقتصادی در بازار رقابتی امروز با موضوعات سیاسی است.


مبحث دوم : پیشنهادات
اگر قرار است ایران به عضویت سازمان تجارت جهانی درآید باید نهادهای مدنی، NGOها، تشکلهای صنفی، تولیدی و علمی گسترش پیدا کنند و مطبوعات آزاد و مستقل توسعه یابند تا اطلاع رسانی شفاف، به فعالان اقتصادی و مردم برای آگاهی از روند تحولات، قوانین، نظارت بر قراردادها و فعالیتها، کسب اطلاعات لازم از شاخصهای مالی و اقتصادی شرکتها و وزارتخانهها کمک کند و به این ترتیب اهدافی همچون حذف انحصارها، رقابتی شدن اقتصاد، خصوصیسازی مطلوب تر، همیاری مردم برای کاهش یارانههای غیرضروری و رونق کسب و کار حاصل شود. قوه قضاییه نیز باید کاهش اختلالها و رسیدگی به شکایات مردم و مدیران را مورد توجه قرار دهد و با شفافیت به رقابتی شدن اقتصاد و حذف سوءاستفادهها و سوداگریها توجه کافی مبذول دارد.
به عبارت دیگر اقتصاد رقابتی و تعدیل اقتصادی بدون اطلاع رسانی کافی، شفاف سازی فعالیتها و بازارهای کار، پول، سرمایه، ارز و کالا، انعطافپذیری در قیمتها، کیفیت، استاندارد و کاهش هزینه های تولید و اصلاح ساختار قضایی ممکن نیست و برای اجرای الزامات سازمان تجارت جهانی باید همه ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و اطلاعات متقارن در دسترس همه گروه ها و افراد جامعه و فعالان اقتصادی قرارگیرد تا رقابت، آزادی عمل اقتصادی، نظارت اجتماعی رسانه ها و حذف انحصارات ممکن شود و همگان از فرصتهای برابر کسب و کار در یک فضای رقابتی برخوردار شوند.
اگر چنین شرایطی در فضای کلان اجتماعی و اقتصادی پدید آید، بخش خصوصی و فعالان اقتصادی خواهند توانست از خلاقیت و توانایی خود و ظرفیتها و مزیتهای موجود در کشور برای رشد سودآوری، تجارت، صادرات و جلب سرمایهگذاران در داخل و خارج استفاده کنند و به تقویت بنیانهای دانش فنی، علمی، حرفهای و توان تولید بپردازند.
نباید تصور کنیم که عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی صرفاً یک موضوع اقتصادی است. به عبارت دیگر ساختار سیاسی، روابط خارجی، نوع حضور در مجامع جهانی، ساختار حقوقی و قضایی کشور و حتی ساختار اجتماعی نیز بر موفقیت ما در این مذاکرات تاثیر دارد.
در تاریخ انقلاب صنعتی و تحولات اروپا، امریکا، ژاپن و غیره مهمترین عوامل رقابتی شدن اقتصاد، توجه به آزادیهای اساسی جامعه، ساختار حقوقی و قضایی، حق اختراع و اکتشاف و نوآوری، احترام به آزادی عمل، کاهش تنش و بهبود در روابط با کشورهای دیگر بوده است تا در سایه فضای شفاف و اطلاع رسانی به موقع، نتایجی مانند مشارکت مردم و شرایط رقابتی و برابر برای همه به دست آید و تجارت و تولید و صادرات و واردات نیز رشد کند. این فرایند به رفاه و آرامش اجتماعی، کاهش فقر و بیکاری و رشد درآمد سرانه کمک می کند و مردم انگیزه بیشتری برای تولید کالا و خدمات با کیفیت بهتر و رعایت استانداردها و کمک به منافع ملی مییابند.
منابع وماخذ:
کتب:
۱-ادیب ،محمدحسن ؛ایران وسازمان تجارت جهانی نشر آزموده ۱۳۷۹ چاپ اول اصفهان
۲-بزرگی ،وحید ، درآمدی بر سازمان تجارت جهانی والحاق ایران ،نشر قومس ۱۳۸۶ چاپ اول
۳-بزرگی ،وحید ،علی صباغیان،”جهانی شدن فرصتها وچالشها ” چاپ ونشر بازرگانی ؛۱۳۸۴
۴- شیروی ، عبدالحسین ،حقوق تجارت بین الملل،نشر سمت ۱۳۸۹ چاپ چهارم
۵-عرفانی ، محمود،حقوق تجارت بین الملل جلد پنجم ،نشر جنگل ۱۳۸۹ چاپ دوم
۶- فاخری ،مهدی ، راهکارهای الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی ؛ نشر ثالث ۱۳۸۶ چاپ اول
مجلات:
۱- اکبریان، رضا، «جهانی شدن و ویژگیهای سیاسی و اقتصادی آن»، مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره ۱۹۶ – ۱۹۵
۲- آگوستین و دیگران، «کشورهای در حال توسعه و سازمان جهانی تجارت، فرصتها و چالشها»، ترجمه احمد یزدانپناه و سیفاله صادقی یارندی، تهران، مؤسسه مطالعاتی پژوهشهای بازرگانی، ۱۳۷۶
۳-آیزاک ، رابرت ، استراتژی شرکتهای چند ملیتی وسرمایه گذاری خارجی ، ترجمه مهدی تقدی (اطلاعات ) ۱۹خرداد ۱۳۸۰
۲- بهداروند،محمد مهدی، “تاثیر متقابل فرهنگ واقتصاد”پایگاه تحلیلی خبری۵۹۸کد خبر ۲۱۷۵۵۹تاریخ ۳۰/۱/۱۳۹۳
۳- به کیش،محمد مهدی، مقاله دست خالی ایران در wto/آیا صنایع مبتنی بر مواد اولیه را باید در محور جهانی شدن قرارداد؟www.ayaronline.ir/1392/46365
۴- بحرینی،محسن، ۳۰فروردین ۱۳۹۳مقالات کسب وکار ۳۰/۱/۱۳۹۳ www.blog.franshiz.com
۵- توسلی نائینی، منوچهر، «تاثیرات جهانی شدن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۱۹۸ ـ ۱۹۷
۶- ثابتی ،عباس ، مزایا و موانع عضویت در سازمان تجارت جهانی(wto)،www.navaieordib.persianblog.ir
۷- حائری ،علیرضا،اهمیت صنایع نساجی وپوشاک به لحاظ تجارت ؛مقاله سایت نساجی امروز۲۹/۴/۱۳۹۳
۸- حائری،علیرضا؛ تشکری شاد ،حمیده ،”عبور از ۱۴خوان برای رفع مشکلات نساجی “روزنامه دنیای اقتصاد شماره ۲۹۶۲چاپ ۱۷/۴/۹۲ گروه صنعت ومعدن کد خبر۷۳۸۲۸۰
۹- حجازی نیا ؛ انور،روزنامه دنیای اقتصاد شماره ۱۳۱۱مورخه ۲۳/۵/۱۳۸۶
۱۰- دهقانی،علی؛ عبدی سیدکلایی،محمد؛خردمند ،کامران؛”اثرات عضویت ایران درسازمان جهانی تجارت بر بخش صنعت ایران”مجله نامه مفید،شماره ۶۹دی۱۳۸۷
۱۱- راهبرد توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و عضویت در سازمان جهانی تجارت،مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، ۱۳۸۴
۱۲- رضایی، حسن، «چشمانداز پیوستن ایران به سازمان جهانی بازرگانی»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۶۸ ـ ۲۱۷
۱۳- رواسانی، شاپور، «درونمایه اقتصادی و اجتماعی جهانی شدن و جهانیسازی»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۱۹۸ ـ ۱۹۷
۱۴- زنگنه، حمید، «توسعه اقتصادی و جهانی شدن نظری به تجارت کشورها»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۲۰۸ ـ ۲۰۷٫
۱۵- شاکری، محسن ، جهانی شدن و جمهوری اسلامی خبرگزاری مهر۱۳۸۵
۱۶- غفوری، محمد، «سرشت جهانی شدن، زمینهها و چالشهای آن»، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۲۰۸ ـ ۲۰۷،
۱۷- قربانی،ساسان،”خوب وبد تاثیر توافقات هسته ای بر صنعت خودرو ایران” سایت خبرخودرو۱۸/۱/۹۴ کد خبر ۳۰۱۴۹۶
۱۸- کرباسیان ،مسعود،مجله دنیای اقتصاد شماره ۳۵۵۰مورخه ۱۹/۵/۹۴
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“

تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
علائم نارسایی توجه/فزونکنشی
تعریف مفهومی: اختلال ADHD یک نشانگان عصب تحولی است که ریشه در دوران کودکی دارد، این نشانگان شامل نارسایی توجه، فزونکنشی و زودانگیختگی میباشد که نامناسب با سطح تحولی فرد است (میلر و هینشاو، ۲۰۱۴)

تعریف عملیاتی: در این پژوهش علائم نارسایی توجه/فزونکنشی عبارت است از نمرهای که آزمودنی در مقیاس درجهبندی ADHD بزرگسالان بار کلی (۲۰۱۱) کسب میکند.
کنشهای اجرایی
تعریف مفهومی: اصطلاح کنش اجرایی مانند چتری است که برای فرایندهای شناختی گوناگونی مانند برنامهریزی، حافظه فعال، توجه، بازداری، خودپایی و خود نظمجویی به کار میرود (گلدشتاین، نگلیری، پرینکیوتا و اوترا، ۲۰۱۴)

تعریف عملیاتی: در این پژوهش کنشهای اجرایی عبارت است از نمرهای که آزمودنی در مقیاس نارسایی کنشهای اجرایی بار کلی (۲۰۱۱) کسب میکند.
نظمجویی شناختی هیجان
تعریف مفهومی: افکار و راهبردهایی که افراد به طور ذهنی برای نظمجویی هیجانهایشان به کار میبرند ( گارنفسکی[۱۴۶]، کرایج[۱۴۷] و اسپینهون[۱۴۸]، ۲۰۰۱)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر راهبردهای نظمجویی شناختی هیجان نمره آزمودنی در فرم کوتاه پرسشنامهی نظمجویی شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (۲۰۰۲) میباشد.
هوش هیجانی
تعریف مفهومی: هوش هیجانی نیز به توانایی فرد برای ادراک، استفاده، فهم و نظمجویی هیجانها اطلاق میشود (مایر و سالووی، ۱۹۹۷).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش هوش هیجانی عبارت است از نمرهای که آزمودنی ها در مقیاس هوش هیجانی شاته (۲۰۰۴) کسب میکنند.
فصل دوم
گسترهی نظری و پیشینه پژوهش
تاریخچه اختلال نارسایی توجه همراه با فزونکنشی
ADHD از جهت اینکه گستردهترین اختلال روانی مطالعه شده در کودکان و موضوعی بحثبرانگیز بوده از دیگر اختلالها متمایز است. در سالهای اخیر بافهم اینکه این اختلال، اختلالی مربوط به تمام طول عمر است علاقه به آن در همه گروههای سنی افزایش پیداکرده است. این فهم منجر به یک گسترش در محدودههای سنی بالاتر و پایینتر از کودکان مدرسه رو که قبلاً در نظر گرفته میشد شده است، بنابرین نوعی علاقه برای پیگیری تشخیصی و درمانی مسئله در بزرگسالان و در کودکان کمتر از ۵ سال وجود دارد. برای فهم جایگاه ADHD در رابطه با کودکان دانستن تاریخچه و جایگاه کنونی آن مهم است. اگرچه که تشخیص ADHD به خاطر تغییر نام آن در طی زمان، موقعیت جدیدی به نظر میرسد اما ADHD در واقع دارای تاریخچهای طولانی است. در میانههای قرن ۱۹، ویژگیهای ADHD توسط پزشک آلمانی هنریچ هافمن توصیف شد و به وسیله ۲ ویژگی بیقراری و آزارگری که در محیط مشاهده میشد گزارش شد. (هافمن، ۱۸۴۸ به نقل از ولریچ، ۲۰۰۶). در ۱۹۹۲ در یکی از جلسات پزشکان کالج رویال، جرج استیل بیماری را توصیف کرد و آن را ناشی از نارسایی در ویژگی اخلاقی دانست (استیل، ۱۹۰۲، به نقل از ولریچ، ۲۰۰۶). او ذکر کرد که مشکل ناشی از ناتوانی کودک برای درونی کردن قواعد و محدودیتها و علاوه بر آن آشکار کردن آن ها به شکل الگوهایی از بیقراری[۱۴۹]، بیتوجهی[۱۵۰] و رفتارهای بیش برانگیخته است. او پیشنهاد کرد که این کودکان، احتمالاً آسیب مغزی را تجربه کردهاند اما این رفتارها همچنین میتواند براثر عوامل محیطی و ژنتیکی برانگیخته شوند. در سالهای ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ در پی آنفلوانزا با اِنسفالی مسری گسترده که در بعضی از کودکان بهبودیافته منجر به نشانه های بیقراری، بیتوجهی، زودانگیختگی، زود برانگیختگی و فزونکنشی میشد این عقیده ارتباط با آسیب مغزی افزایش پیدا کرد (ایباگ،۱۹۲۳ و هافمن،۱۹۲۲ به نقل از ولریچ، ۲۰۰۶)
زمانی که موارد زیادی با تظاهرات رفتاری مشابه مورد بررسی قرار گرفت اما هیچ مدرک آشکاری برای آسیب مغزی یافت نشد، نام این اختلال به آسیب/نارسایی خفیف قشری/مغزی[۱۵۱] تغییر یافت (MBD، کلمنتس، ۱۹۶۶ به نقل از ولریچ، ۲۰۰۶) هنگامی که اطمینان آن ها در رابطه با آسیب مغزی کاهش یافت این نام به توصیف رفتاریتری تغییر یافت. این تغییر در نظام طبقهبندی روانپزشکی انعکاس یافت، در ویرایش دوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی این اختلال به عنوان اختلال کودکی واکنش فزون جنبشی[۱۵۲] نامیده شد (انجمن روانپزشکی امریکا، ۱۹۶۷ به نقل از ولریچ، ۲۰۰۶). در ۱۹۸۰ به دلیل مطالعات ویرجینیا داگلاس[۱۵۳] و دیگران بار دیگر کانون نگاهها از فزونکنشی در نظر گرفتن مشکل اولیه به در نظر گرفتن بیتوجهی به عنوان مشکل اولیه تغییر یافت و این تغییر، تغییر در برچسب تشخیصی با نام اختلال نارسایی توجه در DSM-III (APA، ۱۹۸۷) و جدیداً به اختلال نارسایی توجه/فزونکنشی در DSM-III.TR و DSM-IV را منعکس میکند. فرضیههای جدید مانند بار کلی (۱۹۹۷، به نقل از ولریچ،۲۰۰۶) تغییر بعدی را به کنترل تکانه به عنوان نارسایی اولیه این اختلال منعکس میکنند.
نشانه های اصلی اختلال نارسایی توجه /فزونکنشی
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۲-۲-۴- فرار اسیران

یکی دیگر از اشکال رهایی اسیران از بند اسارت فرار است که با توجه به موقعیت محل اسارت، امکانات و تواناییهای اسیر و موانع ایجاد شده کشور اسیر کننده و … باید مد نظر قرار گیرد. اما پیشبینی راه های فرار از دست دشمن و اقدام به آن یکی از وظایف هر نظامی است که در مقررات نظامی اکثر کشورهای جهان تدوین و تصویب شده است. در عین حال فرار اسیر از اردوگاه کشور اسیر کننده یکی از شیوه ها و صور پایان اسارت نیز میباشد در طول تاریخ بشر پس از پایان جنگ ها یا در حین نبرد بسیاری از اسیران مبادرت به فرار نموده اند که برخی موفقیت آمیز و گاهی هم ناکام می مانده است، که در هنگام تعقیب و دستگیری مجدد اسیر کشته یا به شدت مورد آزاد و اذیت و شکنجه قرار میگرفت سوء استفاده های زیاد در این زمینه و در جریان جنگ جهانی دوم از سوی کشورهای درگیر در قالب به کارگیری سلاح های آتشین علیه اسرای فراری باعث گردید که در معاهده ی ۱۹۴۹ مواد ۹۱ تا ۹۴ به این موضوع اختصاص و شرایط، اوضاع و احوال، تکالیف کشور اسیر کننده و وظایف کشور متبوع اسیر را مشخص نماید. که این مواد متضمن حمایت از حقوق اسیر فراری دستگیر شده میباشند در مواد فوق تصریح شده که فرار اسیر یکی از حقوق مسلم وی بوده و اگر موفق به فرار نشده و مجدداً اسیر گردد مشمول هیچ گونه مجازات یا تشدید مجازاتی برای فرار سابق خود نخواهد شد هرچند این اعمال را در چند نوبت و با بهره گرفتن از اوراق جعلی یا پوشیدن لباس کشوری یا سرقت بدون قصد تحول از امکانات و وسایل کشور اسیر کننده صورت گرفته باشد.

البته مراقبت از اسیران جهت جلوگیری از فرار آنان به خصوص در دو دهه ی اخیر به شدت زیاد شده و کشورهای اسیر کننده معمولاً اسیران خود را در عمق کشورشان و در مناطقی دور از شهرها در اردوگاه های ویژه نگهداری می نمایند که خود همین محل اردوگاه ها نیز با انواع موانع طبیعی مانند رودخانه، کوه های بلند، بیابان های خشک و سوزان و ….. و یا موانع مصنوعی مثل چندین ردیف سیم خاردار، کاشتن مین بین سیم خاردار، تله های انفجاری، جریان برق الکتریسیته، سگهای نگهبان، پست ها و دکل های دیده بانی و استفاده از سربازان نگهبان، منطقه و اردوگاه اسیران جنگی را تحت پوشش و مراقبت قرار میدهند طوری که امکان فرار اسیران جنگی به حداقل ترین شکل ممکن کاهش یابد به عنوان مثال همین شرایط عنوان شده در بالا را کشور عراق برای جلوگیری از فرار اسیران ایرانی تدارک دیده بود.
مراقبت، مواظبت و اقدامات حفاظت فیزیکی جهت جلوگیری از فرار اسیران از سوی دو کشور آن چنان شدید بود که در طول هشت سال جنگ و دو سال و اندی پس از آتش بس تنها ۱۷ نفر از اسرای دو طرف موفق به فرار شده و توانستند آن هم با تحمل شداید و مصیبت های فراوان خود را به کشورشان رسانده و آزاد شوند، ضمن این که اگر اسیر فرار می کرد و دستگیر می شد بدون توجه به قوانین مصرحه ژنو عراقیها تا پای مرگ او را شکنجه نموده و مدتها در زندانهای انفرادی کوچک، فلزی، نمور، بدون نور خورشید، بسیار غیر بهداشتی و با یک وعده غذا نگهداری میکردند ضمن اینکه در حین فرار نیز با سلاحهای آتشین به اسیر فراری شلیک میکردند حال اگر اسیر کشته می شد که هیچ ولی اگر زخمی میشد به همان حالت مجروحیت او را در زندانهایی که شرح داده شد بازداشت و از هر گونه درمان و امور پزشکی وی خودداری میکردند اگر اسیر زنده می ماند که دوباره او را به اردوگاه می آورند و چنانچه در اثر آن وضعیت از بین میرفت جسد او را در جنب اردوگاه دفن می نمودند.
۲-۲-۵- جراحت و بیماری شدید اسیران
بیش از یک قرن یعنی از سال ۱۸۵۹ زمان جنگ معروف به «ایتالیا» میباشد که بشر به فکر بهبود سرنوشت مجروحین وبیماران نیروهای درگیر نبرد افتاده است. در زمانهای گذشته به استثنای چند نمونه تحولاتی که از این نظر در حقوق جنگی به وجود آمد به چیز خاصی صورت نگرفته به طوری که در خلال جنگهای صلیبی و بعد از آن تا قرن شانزدهم هیچ گونه حمایت قانونی یا معاهده ای جهت حمایت این قشر از آسیب دیدگان مشاهده نمی شود. در پایان قرن شانزدهم حمایت از پزشکان و مجروحان مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفت و مقدمات آن در قرارداد تسلیم منعقده در ۳۰ نوامبر ۱۵۸۱ بین شهر کورتره والکساندمارنیز فراهم گردید. قراردادهای تبادل اسرا که در قرن هیجدهم بین کشورهای متخاصم بسته می شد نیز این اصل را در نظر داشتند و این روند ادامه و در هر روز تقویت و ادامه داشت چرا که افراد مجروح و از کار افتاده که توانایی جنگ و حتی قادر به حفظ خود نیستند بایستی تحت حمایت ویژه قرار گیرند. حمایت از مجروحین و بیماران جنگی و آزادی آنان در معاهده اوت ۱۸۶۴، معاهده ۶ ژوئیه ۱۹۰۶، معاهده ۲۷ ژوئیه ی ۱۹۲۹، معاهده ۱۱۲ اوت ۱۹۴۹ همچنین معاهده ۱۲ دسامبر ۱۹۷۷ این نوع حمایت را مورد تصریح قرار دادهاند لذا اسیرانی که در هنگام و یا حین اسارت به گونه ای بسیار شدید مجروح شده یا به بیماری سختی مبتلا میگردند مخصوصاً آن دسته از مجروحان و بیمارانی که امکان و احتمال بهبودی یا مداوای آنان انتظار نمی رود باید هرچه زودتر به کشور متبوعشان باز گردانده شوند. بدیهی است این امر نباید باعث بحرانی تر شدن حال مجروح و یا بیمار شود. اتخاذ تصمیم درباره ی آزاد کردن این گونه اسیران با کمیسیون پزشکی مختلطی است که دارای سه عضو میباشد یعنی یک نفر تبعه کشور بی طرف، یک نفر نماینده صلیب سرخ جهانی و بالاخره نفر سوم تبعه کشور اسیر کننده، قاعده ی بازگرداندن سریع مجروحان و بیماران به کشورشان در جنگ های مهم پس از ۱۹۴۵ در خیلی از موارد اجرا گردید به عنوان نمونه می توان به تبادل و باز گرداندن اسیران زخمی و بیمار در جنگ های کره، ویتنام، اعراب و اسرائیل، ایران و عراق اشاره نمود. لذا در این زمینه یعنی تبادل اسیر مجروح و بیماران توسط صلیب سرخ جهانی اقدامات خوبی تاکنون صورت گرفته است، شاید به توان گفت تنها موردی که بهتر از بقیه ی موارد مرتبط با اسیران جنگی توسط دو کشور ایران و عراق در طول جنگ رعایت و اجرا شده همین بند بوده است. این شیوه نیز یکی از راه های آزادی اسرا و بازگشت آنان به کشور متبوعشان میباشد که در دهه های گذشته به خوبی اجرا و قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی در این خصوص به خوبی اجرا و مراعات شده است.
۲-۲-۶- پایان مخاصمات فعال
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۵- در خود اظهاری نیز فرار مالیاتی به وضوح مشاهده می شود.توافقاتی که صورت میگیرد افزایش اندکی در پایه های مالیاتی ایجاد می کند . پایه هایی که بعضاٌ بسیار کمتر از میزان واقعی درآمد مؤدیان بوده و عملا فرار مالیاتی را جنبه رسمی و قانونی می بخشد.

۶- بخشودگی جرایم مالیاتی و تقسیط طولانی مدت مالیات از مصادیق دیگر فرار مالیاتی میباشد وقتی مؤدی به دلیل عدم انجام تکالیف خود و عدم پرداخت به موقع مالیات مشمول جریمه میگردد و این جرایم نیز بخشیده می شود و یا مؤدیان فرصت قانونی پیدا میکنند بدهی خود را در اقساط بلند مدت پرداخت نمایند با توجه به تورم و کاهش ارزش پول نوعی دیگر از فرار مالیاتی شکل گرفته است.
۲-۶) مشخصات یک سیستم مالیاتی مناسب
سیستم مناسب مالیاتی آن است که بتواند سه هدف را عملی سازد: کارایی، عدالت، سادگی و به عبارت دیگر آن است که رفتار اقتصادی اشخاص را مختل نسازد و از سوی قشرهای مختلف نیز قابل تحمل باشد و آن را به آسانی فهمیده و عمل کنند. یک مؤدی (مالیاتدهنده) که بدون مشکل پیچیدگی قانون هم در حد خود شکوه و نارضایتی دارد، هنگامی که با یک سیستم مالیاتی غیرقابل فهم و بعضا ناعادلانه نیز روبهرو شود، نتیجتا مجموعه ی این جریان بر احساس همکاری و تمکین او در زمینه ی امر مالیات اثر منفی بر جا میگذارد. ضمن آنکه چنین سیستمی مولد اشتباه و خطا نیز هست و به مرور زمان ممکن است بدبینی پدید آورده و میزان همکاری مؤدیان را کاهش دهد. البته در زمان وضع مقررات کسی مایل به بروز چنین عواقبی نیست اما نظر اغلب کارشناسان مالیات بر آن است که میتوان این نتایج را از قبل پیشبینی کرد.
۲-۷) مشکلات و نارساییهای اصولی ساختار کنونی نظام مالیاتی
۱- ابهام و عدم شفافیت در قوانین شامل
الف) اصلاحات زیاد
ب) حجم بالای بخشنامهها و دستورالعملها
ج) عدم هماهنگی با سایر قوانین و سیستم حقوقی کشور
۲-عدم تناسب کمی کارکنان مالیاتی با حجم وسیع وظایف و پرونده های موجود (برخی حوزه ها تا ۰۰۰ر۱۰ پرونده)
۳-نیاز به اصلاحات در تشکیلات مالیاتی از سه پروسه ی گردش کار مالیاتی شامل:
الف)جمع آوری اطلاعات در حیطه ی اداره ی خدمات مالیاتی
ب) تشخیص مالیات فقط در حیطه ی نظارت اداره ی کل
ج) وصول مالیات فقط در حیطه یاداره ی وصول و اجرا
۴-ضعف سیستم اطلاعاتی: کد اقتصادی- سریال شناسنامهها
۵-عدم همکاری بعضی از سازمانها و ارگانها و نهادهای دولتی
۲-۸) پیشگیری از فرار مالیاتی
برای جلوگیری ار فرار مالیاتی وفرهنگ سازی مناسب شیوه های ذیل پیشنهاد میگردد:

۱ – تولید و پخش برنامه های مختلف در رسانه ملی همچنین ساخت فیلم های مستند و سینمایی در خصوص فلسفه پرداخت مالیات و زمینه سازی برای برخورداری از جامعه مدنی و فرهنگ سازی مستمر و مداوم.
۲ – ترویج اندیشه سرزمینی آباد با پرداخت مالیات در مطبوعات و رسانه های گروهی و تأکید روز افزون بر منافع عام از پرداخت مالیات و افزایش سهم شهروندان و اقشار پایین جامعه از کالاهای عمومی.
۳ – گنجاندن چند واحد درسی به عنوان آشنایی با مالیات در برنامه های درسی سطوح مختلف تحصیلی از جمله اول دبیرستان یا تحصیلات دانشگاهی.
۴ – اهتمام جدی دولت برای اجرای دقیق قانون مالیات بر ارزش افزوده و سایر مقررات مرتبط به گونه ای که شهروندان با جدیت با مسئله مالیات برخورد نمایند و پرداخت مالیات را وظیفه خود تلقی نمایند.
۵ – شفاف سازی نحوه هزینه کرد درآمدهای مالیاتی توسط دولت و انعکاس اخبار آن در مطبوعات و رسانه های شنیداری و دیداری.
۶ – حذف معافیت های غیر ضروری مثل معافیت بخش های فرهنگی ، هنری و ورزشی ، همچنین هدفمند نمودن معافیت های واحدهای تولیدی و مسکونی.
۷ – تشکیل بانک اطلاعاتی جامع و فراگیر به طوری که تمامی فعالیت های اقتصادی مؤدیان از طریق مراجعه و ثبت در این مرکز صورت گیرد و تمامی اطلاعات نیز ذخیره و به صورت آنلاین در اختیار واحدهای مالیاتی سراسر کشور قرار گیرد.
۸ – ارتقای سطح کیفی دانش مأموران و دست اندرکاران مالیاتی از طریق آموزش های لازم و برگزاری دوره های مختلف و برخورداری از دانش و تخصص مورد نیاز در زمینه شغلی.
۲-۹) فرهنگ مالیاتی
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر ظرفیت مالیاتی تمایلات فکری و نظرات مردم در ارتباط با مسایل مختلف و گوناگون مالیاتی جامعه است که به فرهنگ مالیاتی مشهور است. مهمترین مسئلهای که به نظر متخصصان در فرهنگ مالیاتی مؤثر است تبلیغ در ارتباط با مسایل مالیاتی است و قطعا اگرچه شرط کافی مسئله نیست ولی شرط لازم است. در کتابهای درسی، در کانونهای مختلف اجتماعی و در سینماها و فیلمهای تلویزیونی یا برنامه های رادیویی کشور تقریبا نشانی از مسئله ی مالیات که حیاتیترین مسئله ی یک اقتصاد سالم است دیده نمیشود (اگر هم باشد خیلی ضعیف) در حالی که میتوان با تبلیغات و آگاهیرسانی از طریق رادیو و تلویزیون در این زمینه به اصلاح وضع موجود پرداخت و تحولات اساسی ایجاد کرد. عوامل فرهنگی در جامعه ی ما بیشتر ریشه در تاریخ دارد که به همراه بسیاری از مشکلات دیگر اجتماعی همواره باعث شده که مالیات واقعی اظهار و وصول نشود.
بنابرین اراده و خواست مردم، عمدهترین نقش را در اجرای قانون مالیاتها ایفا میکند و به این لحاظ موثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، همانا فرهنگ مالیاتی جامعه خواهد بود. از طرفی همانطوری که میدانیم لازمه و شرط اول برای ترویج هر مقوله عدالت است، یعنی وقتی مردم مطمئن شوند که چارچوب قوانین مالیاتی برای همه در نظر گرفته شده و اجرا میشود و هیچ تبعیضی بین افراد جامعه وجود ندارد آنگاه خودشان را مطیع قانون دانسته و اطاعت از آن را واجب میدانند.سخن آخر آنکه اقتصادی که متکی بر فروش منابع نفتی است مانند اقتصاد کشور ما به علت محدودیت این منابع و سایر عوامل نمیتواند اقتصادی پویا و کامل داشته باشد. اقتصاد سالم اقتصادی است که بیشتر بر پایه ی مالیاتی بنا نهاده و در آن سعی شده باشد که هزینه های جاری و عمرانی دولت از طریق وصول مالیات تامین شود. بنابرین ضروری به نظر میرسد با گسترش فرهنگ مالیات در سطح جامعه و شناختن اهمیت آن در توزیع درآمد و ایجاد عدالت اجتماعی و از بین بردن فاصله های طبقاتی ،آن را جایگزین تفکر سنتی پول نفت کرده و بسترهایی به وجود آورد تا مالیاتدهی جزو وظایف و تکالیف مهم آحاد جامعه تلقی شده و این باور عمومی نسبت به پولی که به عنوان مالیات پرداخت میکنند به وجود آید که در نهایت از طرق مختلف از جمله، ثبات و امنیت و رفاه اجتماعی، احداث مراکز درمانی و کارهای عمرانی و زیربنایی به نوعی به خود مردم برگشته و از مزایای آن برخوردار خواهند شد که در آن صورت با رغبت بیشتر و به تمایل خویش نسبت به پرداخت مالیات حقه ی خود اقدام کرده تا شاهد اقتصادی سالم و پویا در کشورمان باشیم.
۲-۱۰) مجازات
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۲-۱۲-۴ ارزش انحلال
ارزش انحلال شرکت عبارت است از وجوه نقدی که شرکت بابت فروش دارایی هایش از کسر بدهی ها دریافت میکند و به حداقل ارزشی گویند که ارزش سهام از آن پایینتر نمی رود. ارزش انحلال در زمانی که شرکت در حال ورشکستگی باشد و یا مالکان و مسئولان یک شرکت در حال فعالیت نتوانند آن را بر اساس قدرت سودآوری به فروش برسانند، مورد توجه قرار میگیرد.

۲-۱۲-۵ ارزش با فرض تداوم فعالیت شرکت
ارزش با فرض تداوم فعالیت یعنی ارزش شرکت به عنوان یک واحد اقتصادی، که قرار است فعالیت آن ادامه یابد. از این دیدگاه ارزش شرکت بر اساس مقادیر مندرج در ترازنامه مشخص نمی گردد، بلکه توانایی شرکت از نظر حجم فروش و ایجاد سود مورد توجه قرار میگیرد.
۲-۱۲-۶ ارزش ذاتی
ارزش ذاتی یک قلم دارایی، عبارت است از مجموع ارزش فعلی جریان های نقدی حاصل از یک قلم دارایی، بر مبنای نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران میباشد. این مفهوم در موقع سرمایه گذاری در اوراق بهادار یک شرکت مطرح گشته و سرمایه گذاران با هدف کسب حداکثر بازده، ارزش شرکت را ارزیابی می نمایند. معمولاً ارزش ذاتی را ارزش سرمایه گذاری نیز مینامند. ارزش ذاتی یک سهم، برآورد ارزش یک سهم با توجه به مجموعه کل اطلاعات موجود میباشد.
۲-۱۲-۷ ارزش منصفانه
در اساسنامه شرکت های خصوصی، به ویژه در مورد پیشبینی تعیین قیمت منصفانه جهت انتقال سهام به وسیله حسابرس شرکت، اصطلاح ارزش منصفانه به کار می رود. در اساسنامه ها و قرارداد ها مفهوم ارزش بازار رایج تر است و بیشتر به کار می رود. اساس مفهوم ارزش منصفانه تمایل به رعایت عدالت در مورد طرفین است.
۲-۱۳ نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام (BE/ME)
این نسبت یکی از نسبت های مورد استفاده در پیشبینی بسیاری از متغیر ها از جمله بازده سهام است که فاما و فرنچ در سال ۲۰۰۳ در تحقیق خود این نسبت را به عنوان یکی از عوامل برآورد کننده بازده مورد انتظار سهام در مدل تعادلی و سه عاملی خود بیان نمودند.
طبق مطالعات انجام شده نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار، بیانگر رشد بالقوه آتی شرکت است. وقتی انتظار بر این باشد که شرکتی در آینده رشد کند، ارزش دفتری به خاطر ماهیت حسابداری تعهدی، نمیتواند رشد بالقوه شرکت را نشان دهد، اما ارزش بازار منبع قابل اتکایی برای استنباط رشد بالقوه آتی شرکت به شمار میرود. بنابرین انتظار بر این است که ارزش دفتری، (و نه ارزش بازار) شرکتهای دارای نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار پایین، نسبت به ارزش دفتری شرکتهای دارای نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار بالا، سریعتر رشد کند. با این حال اگر فرصتهای رشد و توسعه آتی شرکت که بازتاب نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار است، پیشتر مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفته باشد، در قیمت سهام اثر گذاشته و نمیتواند دلیلی روشن بر قدرت نسبت ارزش دفتری بر قیمت بازار در پیشبینی بازده مقطعی سهام باشد. بنابرین نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار نه تنها با فرصتهای رشد و توسعه آتی شرکت بلکه با دیگر عوامل نظیر عدم کارایی بازار سرمایه یا عوامل ریسک خاص بازار، هم بسته است و ریسک خاص بازار نیز با بازده آتی سهام همبستگی دارد؛ در حالی که عدم کارایی بازار فاقد این همبستگی است (عمارزاده، ۱۳۹۰).

۲-۱۴ نقدشوندگی
نقدشوندگی برای سالیان متمادی به عنوان یکی از مهمترین زمینههای ایجاد نوآوری مالی شناخته شده است. تاکنون تحقیقات بسیار زیادی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر بازده دارایی ها صورت گرفته است. نتایج تحقیقات نشان میدهد که بازده های مورد انتظار سهام، هم به صورت مقطعی و هم در طول زمان با نقدشوندگی رابطه منفی دارند. آمیهیود نشان داد که قسمتی از بازده مازاد سهام، جبرانی برای عدم نقدشوندگی مورد انتظار بازار میباشد. تحقیقات آمیهیود و مندلسون[۳۳]، برنان [۳۴]و همکاران، داتار[۳۵] و همکاران، ژاکوبی[۳۶] و همکاران، آمیهیود و بن مارشال[۳۷] همگی حکایت از رابطه منفی میان نقدشوندگی و بازده مورد انتظار دارایی ها دارند. مطالعات نشان میدهند که نقدشوندگی یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاران در انتخاب پرتفوی میباشد. بنابرین سرمایه گذاران عقلایی به صرف ریسک بالاتری برای نگهداری اوراق بهادار با نقدشوندگی پایین نیاز دارند و عملاً به هنگام تشکیل پرتفوی خود، میزان نقدشوندگی آن ها را مد نظر قرار میدهند. ولی با این وجود، توجه نسبتاً کمی به معیار نقدشوندگی در فرایند تشکیل پرتفوی شده است. لیوو[۳۸] نقدشوندگی را به صورت زیر تعریف نموده است:
« نقدشوندگی دارایی ها عبارت است از توانایی معامله سریع حجم بالایی از اوراق بهادار با هزینه پایین و تأثیر قیمتی کم.»
تأثیر قیمتی کم به این معنی است که قیمت دارایی در فاصله میان سفارش تا خرید، تغییر چندانی نداشته باشد. نقدشوندگی، یک معیار چند بعدی است و معیار منحصری وجود ندارد که بتواند تمام ابعاد نقدشوندگی را پوشش دهد. تاکنون متغیرهای جایگزین بسیاری برای نقدشوندگی معرفی شده اند که از آن جمله می توان به ارزش معامله، تعداد معامله، حجم معامله، گردش معاملات سهام[۳۹]و تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش اشاره نمود.
سرمایه گذاران یا فروشندگان برای معامله در بازار متحمل هزینه هایی میشوند که به آن هزینه معاملات گفته می شود. این هزینه ها تحت تاثیر، میزان نقدشوندگی است. در این رابطه آمیهود و مندلسون[۴۰](۲۰۰۸) بیان داشتند که تمامی هزینه های مبادله سهام که توسط خریدار و فروشنده پرداخت می شود، جزء هزینه نقدشوندگی است که در نبود نقدشوندگی کامل رخ میدهد.
هزینه های معاملات که در نقدشوندگی پایین رخ میدهد را می توان در ۳ طبقه قرار داد: (بذرافشان، ۱۳۸۸)
الف- هزینه معاملات مستقیم(دلال)
هزینه معاملات مستقیم به عنوان بارزترین هزینه های فرایند معاملات ، مانند دستمزد کارگزاران (دلال)[۴۱]، حق الزحمه مبادله[۴۲] و مالیات[۴۳] انجام معامله میباشد. همچنین باید بیان داشت که خریداران سهام مجموع چنین هزینه هایی که برای فروش و نگهداری اوراق بهادار علاوه بر هزینه خرید متحمل خواهند شد را به عنوان هزینه معاملات مستقیم در نظر می گیرند (رز و همکاران[۴۴]، ۲۰۰۸)، (آمیهود و مندلسون[۴۵]، ۲۰۰۸).
ب- هزینه اثر قیمتی[۴۶]
اثر قیمتی بیانگر امتیاز قیمتی در فرایند انجام معامله میباشد، یعنی میزان صرفی که هنگام خرید یا میزان تخفیفی که در هنگام فروش به دلیل شرایط معامله متحمل میشویم را هزینه اثر قیمتی می نامیم(همان منبع ،۳۲). این امتیاز قیمتی در سه صورت به وجود میآید که در زیر به تشریح آن می پردازیم:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
• لاکوست، ژان، فلسفه در قرن بیستم، ترجمه رضا داوری اردکانی، تهران، سمت، ۱۳۸۴٫

• لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت گرایی دینی، ترجمه نرجس جواندل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹٫
• له مان، جنیفر، ساخت شکنی دورکیم، ترجمه شهنار مسمی پرست، تهران، نی، ۱۳۸۵٫
• لوی برول، هانری، جامعه شناسی حقوق، ابوالفضل قاضی،نشر میزان،۱۳۸۳٫
• مور، جورج ادوارد، اخلاق، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۶۶٫
• نجفی توانا ، علی، جرم شناسی ، تهران، انتشارات خیام،۱۳۷۷٫
• نراقی، احسان، علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن، تهران، فرزان، ۱۳۷۹٫
• هارت، اچ.ال.آ،آزادی، اخلاق، قانون (درآمدی بر فلسفه حقوق کیفری و عمومی) ، محمد راسخ، طرح نو ، چاپ دوم،۱۳۸۸
• همیلتون، ملکلم، جامعهشناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، تبیان، ۱۳۷۷٫
• هیوم، دیوید، تحقیق در مبادی اخلاق، ترجمه رضا نقیان، اصفهان، گویا، ۱۳۷۷٫
• وارنوک، ج، فلسفه اخلاق در قرن حاضر، ترجمه صادق لاریجانى. چاپ دوم، تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۸ .
• والتر، ترنس استیس، دین و نگرش نوین، ترجمه احمد رضا جلیلی، تهران، حکمت، ۱۳۷۷٫
• ویلم، ژان پل، جامعه شناسی ادیان، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، تبیان، ۱۳۷۷٫
• ویلیامز، برنارد، فلسفه اخلاق، ترجمه زهرا جلالی، قم، معارف، ۱۳۸۳٫
ب) مقالات:
• آزمایش، سید علی، رابطه اخلاق و حقوق کیفری، قضاوت، شماره ۴۹، بهمن و اسفند ۱۳۸۶٫
• امریکس، کارل، اخلاق و حقوق کانت، میترا حمیدی، کتاب ماه فلسفه، شماره ۳۰، اسفند ۱۳۸۸٫
• برقعی، محمد، سکولاریزم- از نظر تا عمل، مطالعات خاورمیانه، شماره ۳۳، ۱۳۸۲٫
• پرادل، ژان، تاریخ اندیشههای کیفری، مجله تحقیقات حقوقی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، شماره ۲۵_۲۶٫ ۱۳۸۷٫
• پویمن، لوئیس، نقدی بر نسبیّت اخلاقی، ترجمه محمود فتحعلی، نقد و نظر، سال چهارم، ش ۱۴و ۱۳،۱۳۸۹ .
• توسلی، غلام عباس، دورکیم و تقسیم کار اجتماعی، نشر دانش، شماره ۵و۶، ۱۳۶۰٫
• جمیلی کهنه شهری، فاطمه، پژوهشی پیرامون جامعه شناسی خانواده دورکیم، مجله علوم انسانی دانشگاه الزهرا، شماره ۲۱، ۱۳۸۷٫
• جواهری دقیقی، محمد رضا، دین از نگاه دورکیم، بازتاب اندیشه، شماره ۱۵، ۱۳۷۹٫
• خوشرو، غلامعلی، تجدد و اخلاق در آثار دورکیم و پارسنز، نامه فرهنگ ، شماره ۶۳، ۱۳۸۲٫
• دادخدایی، لیلا، «مفهوم جرم اقتصادی و تحولات آن»، مجله تعالی حقوق، شماره ۶، ۱۳۸۹٫
• دهقان، سعید، درآمدی بر مناسبات حقوق و اخلاق شهروندی، آیین، ۲۴و۲۵، ۱۳۸۷٫
• راغبی، محمد علی، رابطه ی اخلاق و حقوق، بصیرت، سال دهم، شماره ۲۷٫
• رجب زاده، احمد و کوثری، مسعود، آنومی سیاسی در اندیشه ی دورکیم، مجله علوم انسانی دانشگاه شیراز، دوره ی نوزدهم ، شماره اول، زمستان ۱۳۸۱٫
• سروش، عبدالکریم ، معیشت و فضیلت، بحثی در تفاعل توسعه و اخلاق، مجله کیان ، سال ۵ ش۲۵،۱۳۸۳٫
• سروش، عبدالکریم، معنا و مبنای سکولاریسم، مجله کیان، سال ۵ ش ۲۶، ۱۳۸۴٫
• طباطبایی، علی محمد، آیا اخلاق و قانون متضادند؟، کانون وکلا، شماره ۳۱، ۱۳۸۴٫
• فراستخواه، مقصود، درباره ی اخلاقی بودن دین، مجله ی آیین، شماره آذر ودی، ۱۳۸۷٫
• فراستخواه، مقصود،تأملی در امکان فلسفی حاشیه زدایی از امر الهی در دنیای مدرن، مقاله ارائه شده در همایش بینالمللی روز جهانی فلسفه، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت وفلسفه ایران،۳۰ آبان تا دوم آذر،۱۳۸۹٫
• فصیحی، امان الله، نیاز جامعه مدرن به دین ؛ با تأکید بر حقوق و اخلاق، علوم سیاسی، سال یازدهم، شماره۴۳، تابستان ۱۳۸۷٫
• فهیمی، عزیزالله ، فلسفه ی حقوق، مجله ی پژوهشهای فلسفی و کلامی ، شماره ۹و۱۰ ، ص ۱۷۶،۱۳۷۹٫
• قربان نیا، ناصر، حقوق. ترجمان اخلاق، نقد و نظر، سال چهارم، شماره اول و دوم، ۱۳۸۴٫
• محمدی ، مسلم، دین و اخلاق در جامعه گرایی دورکیم و نقد آن، فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز، شماره ۲۵ ، تابستان ۱۳۸۶٫
• میر محمد صادقی، حسین، رابطه حقوق و اخلاق، آیین،۲۳و۲۴، ۱۳۸۳٫
• هارت، اچ. ال .آ، پوزیتویسم و جدایی حقوق و اخلاق، ترجمه سید قاسم زمانی، سیاسی اقتصادی، شماره ۱۶۵، صفحه ۸۶-۷۴، ۱۳۸۵٫
• یان، مارش، جامعه شناسی مجازات، محمد علی کریمی، فصلنامه دانش انتظامی، سال هفتم، شماره اول، ۱۳۸۷٫
ج) پایان نامه:
• امینی، عباسعلی، حقوق و اخلاق، ۱۳۵۹، دانشگاه تهران.
• سربخشی، محمد، نقد مبانی اخلاق سکولار، پایان نامه مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ، سال ۱۳۸۵٫
• مقدسی، محمود، اخلاق در اندیشه ی ویلیام جیمز، ۱۴۸۵، ۱۳۹۰٫
-
- – ریتزر، جرج ، نظریه های جامعهشناسی، ترجمه احمدرضا غرویزاد، نشر ماجد،تهران،۱۳۷۳،ص ۶۸ ↑
-
- – لیوئیس، کوزر،زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی، چاپ دوازدهم،تهران،۱۳۸۵،ص ۲۰۹↑
-
- Huseyin Nail Kubali ↑
-
- – یادکردن از دورکیم ،به عنوان نخستین جامعه شناس دانشگاهی در حالی است که پایه گذار جامعه شناسی را اگوست کنت (۱۸۵۷-۱۷۹۸) می دانند و آن هم به این اعتبار است که کنت در تالیف دوره ی اثباتی فلسفه ی خود جامعه شناسی را تأسيس کرده و آن را هم ابتدا فیزیک جامعه شناسی می نامید. ویا حتی برخی ابن خلدون را یعنی سالها قبل از کنت به عنوان موسس جامعه شناسی میدانستند ولی امیل دورکیم چنان که در این صفحات آمده است نخستین کسی است که جامعه شناسی را مانند دیگر علوم به روش علمی مورد بررسی قرار داده و آن را به عنوان رشته ای دانشگاهی تدریس نموده و ما امروزه از آن به مکتب دورکیمی یاد میکنیم. (لیوئیس ،کوزر. زندگی و اندیشهٔ بزرگان جامعهشناسی. ترجمهٔ محسن ثلاثی. ۱۳۸۳٫ انتشارات علمی) ↑
-
- – کوزر، لیوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی،۱۳۸۲. ص ۲۰۵ ↑
-
- – همان؛ ۲۱۲ ↑
-
– سال شمار زندگی دورکیم:_ ۱۵آوریل ۱۸۵۸ دورکیم جامعه شناس فرانسوی در شهر اپینال (Epinal) ایالت لورن (Lorraine) واقع در شرق فرانسه درخانواده ای از روحانیون یهودی، زاده شد._ ۱۸۸۲ -۱۸۷۹ دانشجوی دانشسرایعالی (ENS) و در آزمون دبیری فلسفه پذیرفته شد.
_ ۱۸۸۴-۱۸۸۲ در دبیرستان سانس (Sens) تدریس کرد و در عین حال رساله دکترای خود را تحت عنوان «فردگرایی و جامعه گرایی» یا عنوان بعدی آن « فرد و جامعه» با راهنمایی بوترو (E.Boutroux) آماده کرد . او با آثار کنت و اسپنسر و اقتصاددانان آلمانی آشنا شد و در دانشگاه سوربن درسهای ریبو (Ribot) راجع به روانشناسی به گونه آزمایشی شرکت کرد و نخستین مقاله های خود را درباره فوی یه (Fouillee) و شه فل (Schaeffle) منتشر نمود.
_ ۱۸۸۷ در دانشگاه« بردو» تدریس « علم الاجتماع و اصول آموزش و پرورش» را به عهده گرفت.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“

گفتار دوم:هدف حقوق هسته ای
قبل از اینکه بخواهیم تعیین کنیم که کدام یک از ویژگی های خاص حقوق هسته ای آن را از سایر شاخه های حقوق متمایز میکند، ضروری است که به طور خلاصه دلیل اصلی اینکه چرا یک دولت باید سعی نماید قوانینی را در زمینه حقوق هسته ای توسعه دهد، بیان کنیم. به عبارت ساده، هدف اولیه حقوق هسته ای این است:

«ایجاد چهارچوب حقوقی برای هدایت فعالیت های مرتبط با انرژی هسته ای و تشعشعات یونیزه کننده به شیوه ای که به نحو مقتضی از افراد، اموال و محیط زیست حفاظت شود».( استوبیر –بائر- پلرز- تونهوز- ۱۳۸۸-ص۲۵)

با توجه به هدف فوق الذکر، لازم است که مقامات مسئول، فعالیت های هسته ای و برنامه های آینده خود برای توسعه انرژی هسته ای را به دقت ارزیابی نموده تا بتوانند قوانین مقتضی را تصویب نمایند.-
گفتار سوم :اصول حقوق هسته ای
ویژگی های حقوق هسته ای چیست که آن را از سایر جنبههای حقوق ملی متمایز میسازد؟ مفاهیم اساسی متعددی را که اغلب به عنوان «اصول بنیادین» مطرح میشوند، می توان در این ارتباط خاطرنشان شد:
۱:اصل ایمنی
۲:اصل امنیت
۳:اصل مسئولیت
۴:اصل مجوز
۵:اصل نظارت مداوم
۶:اصل جبران خسارت
۷:اصل توسعه پایدار
۸:اصل تبعیت
۹:اصل استقلال
۱۰:اصل شفافیت
۱۱:اصل همکاری بین الملل(استوبیر –بائر- پلرز- تونهوز- ۱۳۸۸-ص۲۸-ص۳۲)
۱: اصل ایمنی
قوانین ملی، اسناد بینالمللی، مستندات قانونی و پیشنهادات متخصصین بر ایمنی که اولین شرط لازم برای کاربرد انرژی هسته ای و استفاده از تشعشعات یونیزه کننده است، تأکید دارند. در مباحث پیرامون ایمنی هسته ای، اصول مکمل متعددی بیان شده اند. یکی از چنین اصولی را تحت عنوان «اصل پیشگیری» مینامند. بر اساس اصل پیشگیری، با در نظر گرفتن ویژگی خاص مخاطرات ناشی از کاربرد انرژی هسته ای، هدف اولیه حقوق هسته ای، گسترش اعمال احتیاط و پیشبینی به گونه ای است که از صدمات احتمالی ناشی از کاربرد فن آوری هسته ای، جلوگیری شود و هر گونه تاثیرات سوئی را که منتج از کاربرد غلط فن آوری هسته ای و حوادث هسته ای است، کاهش یابد.(بیگ زاده،۱۳۸۵، ۱۶-۱۷)
یکی دیگر از اصول تکمیلی «اصل حفاظت» است. هدف اساسی هر گونه رژیم مقررات گذاری، ایجاد موازنه میان مخاطرات و منافع ناشی از کاربرد فن آوری های ریسک آفرین مانند انرژی هسته ای است. هرگاه خطرات ناشی از فعالیتی بیشتر از منافع ان باشد، حفاظت از سلامت، ایمنی، امنیت عمومی و محیط زیست باید در اولویت قرار گیرد. البته در صورتی که نتوان میان مخاطرات و منافع مذکور ایجاد موازنه نمود، قواعد حقوق هسته ای باید اقداماتی را الزام نماید که از طریق آن، حفاظت فوق الذکر تسهیل شود. در چنین شرایطی، باید مفهوم «اصل احتیاط» (یا به عبارت دیگر، ایده جلوگیری از آسیب قابل پیشبینی)، مورد توجه قرار گیرد.
در جهت کاربرد مفاهیم مرتبط و مکمل اصل ایمنی، شناخت کامل منافع در مخاطرات انرژی هسته ای و ایجاد موازنه میان منافع و مخاطرات مذکور در چهارچوب اقدامات قانونی یا نظارتی، به عنوان پیش شرط اصلی در کاربرد انرژی هسته ای، ضرورت دارد. اصول بنیادین ایمنی که از طریق فرایند قانونگذاری تدوین شده اند، باید در خصوص فعالیت ها و تأسیسات متعددی که خطرات متفاوت و سطوح مختلفی از مخاطره را ایجاد میکند، اعمال شود. فعالیت هایی که منجر به بروز مخاطرات ناشی از پرتو افکنی هسته ای میشوند، قطعا مستلزم اتخاذ تدابیر فنی ایمنی سختگیرانه و به موازات آن، ترتیبات قانونی صریح اند. فعالیت هایی که خطر پرتوافکنی اندکی دارند یا اصلا چنین خطری را ایجاد نمی کنند، فقط مستلزم اتخاذ تدابیر ایمنی فنی اولیه و نظارت های قانونی محدود هستند. قانون باید رده بندی خطرات را مورد توجه قرار دهد. در حقیقت ممکن است محدودیت های قانونی را که نمی توان از طریق خطرات ناشی از فعالیت خاصی توجیه نمود، به عنوان محدودیت ناروا در خصوص حقوق اشخاص و سازمان هایی که چنین فعالیتی را انجام میدهند، قلمداد نمود.
۲ اصل امنیت
در توسعه چهارچوب نظارتی لازم برای فعالیت های صلح آمیز هسته ای، شاید به خاطراوری این امر که توسعه فن آوری مدرن هسته ای ریشه در برنامه های نظامی چند کشور دارد، مفید باشد. مواد هسته ای و فن آوری های مرتبط با ان، در صورتی که به سمت اهداف غیر صلح آمیز منحرف شوند، خطرات بسیاری را برای سلامتی و ایمنی افراد و محیط زیست ایجاد میکنند و هم چنین خطراتی را برای امنیت مردم و نهادهای اجتماعی ایجاد خواهند نمود. دستیابی گروههای تروریستی و جنایت کار به منابع تشعشع زا هسته ای میتواند منتهی به تولید ابزارهای انتشار تشعشعات هسته ای گردد که در اجرای اقدامات کینه توزانه مورد استفاده قرار گیرد. ایجاد تغییر در برخی مواد هسته ای ممکن است گسترش مواد منفجره ای هسته ای در محدوده قلمرو داخلی را تسهیل نماید. به همین دلیل، اتخاذ تدابیر قانونی خاصی جهت حفاظت و تامین ایمنی انواع و مقادیر مواد هسته ای که ممکن است خطراتی را برای امنیت عمومی در بر داشته باشند، الزامی است. تدابیر فوق باید از هر گونه انحراف آگاهانه یا غیرآگاهانه در روند استفاده مشروع از مواد و فن آوری هسته ای ممانعت نمایند

۳: اصل مسئولیت
به منظور کاربرد انرژی هسته ای، معمولا گروههای متعددی مانند سازمان های تحقیقاتی و توسعه، تهیه کنندگان مواد هسته ای، تولیدکنندگان تجهیزات هسته ای و منابع تشعشع یونیزه کننده، متخصصان پزشکی، شرکت های مهندسی –معماری، شرکت های ساختمانی و متصدیان تأسیسات هسته ای،مؤسسات مالی و نهادهای ناظر فعالیت دارند. با در نظر گرفتن گروههای متعددی که بالقوه دست اندرکار فعالیت های هسته ای هستند، این سوال مطرح می شود که «چه کسی اصولا مسئول حفظ ایمنی است؟» البته از یک دیدگاه همه نهادهایی که بر فعالیت های هسته ای نظارت دارند، عهده دار بخشی از مسئولیت حفظ ایمنی میباشند. گرچه نهادی که همواره به عنوان مسئول اصلی حفظ ایمنی شناسایی می شود، متصدی یا صاحب امتیازی است که مجوز اجرای اقدامات خاص در ارتباط با انرژی هسته ای یا تشعشعات یونیزه کننده به وی اعظا شده است. ترتیبات قانونی ایجاد شده است که بر طبق آن بخشی یا کل مسئولیت مالی در قبال خسارات ناشی از فعالیت های هسته ای باید به گروههای مختلف سوق داده شود. البته نقطه شروع چنین ترتیباتی، این اصل بنیادین است که متصدی یا صاحب امتیاز باید مسئولیت تضمینی اینکه فعالیت های وی منطبق با پیش نیازهای کاربردی ایمنی، امنیت و حفاظت محیط زیست است، بپذیرد(رضایی،۱۳۷۵، ص۱۵)
۴: اصل مجوز
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
گلمن (۲۰۰۱) خود کنترلی، توانایی کنترل و اداره کردن عواطف و هیجان ها و تکانه های خود و انطباق با محیط، توانایی حفظ آرامش در شرایط بحرانی و استرس زا و توانایی خود انگیزشی درونی است. به عبارتی خود کنترلی توانایی کنترل عواطف و هیجان ها و رفتارهای صادقانه و درست است. افراد با توانایی خود کنترلی، اجازه نمی دهند برخلقی در طول روز از آن ها سر بزند و می دانند منشاء بد خلقی کجاست و چقدر ممکن است طول بکشد. افرادی که احساسات خود را کنترل میکنند میتوانند خود را با تغییرات وفق دهند وقتی در برنامه ای تغییر روخ میدهد آن ها نمی ترسند در عوض آن ها اطلاعات جدید جستجو میکنند. آن ها قادرند با تغییرات پیش بروند ( گلمن، ۱۹۹۸؛ به نقل از پرهام فر، ۱۳۸۸). در واقع کنترل هیجان های درمانده کننده، کلید بهداشت عاطفی است؛ موارد افراطی – یعنی هیجان هایی که شدت زیادی پیدا میکنند با مدت مدیدی به طول می انجامند ثبات روحی ما را تحلیل میبرد. (گلمن، ۱۹۹۵، ترجمه پارسا، ۱۳۸۰).

ما غالباً در برابر عواطف مان احساس درماندگی میکنیم. شاید در عین حال که می د انیم در امان هستیم احساس ترس بکنیم و یا آنکه در مواجهه با تهدید های جزئی وحشت زده شویم. شاید دریابیم که در هنگام مخالفت های جزئی و بی اهمیت یا کسانی که دوستشان داریم، شدیداًً عصبانی میشویم. اندک انتقادی که از سوی یک فرد ناشناس متوجه ما می شود باعث تضعیف روحیه ما میگردد. بنابر عقیده پردازان انسان گرا، افراد برخوردار از کارکرد آرمانی، کنترل زندگی خود را به صورت هشیار در دست دارند. آوریل[۴۶] (۱۹۸۰) اظهار میدارد که ویژگی اصلی عواطف و هیجان ها آن است که این امور را تحت عنوان انفعال یا تحریک عاطفی تجربه میکنیم نه کنش ها و اعمال. یعنی به عنوان چیزهایی که بر ما حادث میشوند نه کارهایی که انجام میدهیم ( ساپینگتون ۱۹۹۰، ترجمه حسین شاهی، ۱۳۸۵).
هم چنان که ما آگاهی خود را در مورد احساسات، هیجانات و اثرات آن ها رشد میدهیم، میتوانیم توانایی خود را در جهت کنترل آن ها بهبود بخشیم. به طوری که آن ها نتوانند تاثیر ناجوری بر عملکرد ما داشته باشند. خود کنترلی به معنای سرکوب کردن احساسات و هیجانات نیست و بدین شکل نیست که ما یک سد دفاعی محکم در مقابل احساسات و خود انگیزی های خود درست کنمی. برعکس، خود کنترلی به این می پردازد که ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان کنیم. برعکس، خود کنترلی به این می پردازد که ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم و چیزی که مورد تأکید است روش ابراز احساسات میباشد، به شکلی که این روش ابراز بتواند هم جریان تفکر را تسهیل کند و هم از انحراف آن جلوگیری نماید ( گلمن ، ۱۹۹۹۵، ترجمه پارسا، ۱۳۸۰).

روانشناسان معتقدند زمانی که هعیجانات از سلامت افراد ناشی میشوند زمینه رزشد بهتری برای افراد مهیا می شود زیرا یکی از مفاهیم پذیرفته شده و در مورد انسان باز خورد گرفتن بازخورد دادن میباشد و افرادی که از لحاظ هیجانی سالم میباشند در ایجاد ارتباط موفق هستند و همیشه باز خورد مثبت از دیگران می گیرند و این باعث تقویت مجدد هیجان مثبت در افراد می شود. ما در طول زندگی بدون شک با محرک هایی برخورد میکنیم که ممکن است برای ما ناخوشایند باشد و این ناخوشایندی ها سریع در خلق و خوی ما تاثیر میگذارد مثل برخورد با افراد خانواده و یا در سطح وسیع تر محرکهایی که ساخته و پرداخته ذهن ما میباشد. در این خصوص ما باید توانایی لازم برای کنترل و مدیریت افکار و رفتار خود را داشته باشیم که اساس آن را خودشناسی و مهارت های اجتماعی تشکیل میدهند ( به نقل از بهرامی، ۱۳۸۱).
مایر و سالووی (۱۹۹۷)، خود کنترلی را تحت عنوان کاربرد صحیح هیجان ها معرفی می نمایند و اعتقاد دارند که قدرت تنظیم احساسات، موجب افزایش ظرفیت شخصیت رأی تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول می شود افرادی که به لحاظ خود کنترلی ضعیفاند، دائماً با احساس نا امیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی با مهارت زیاد در این زمنیه، با سرعت بیشتری میتوانند، ناملایمات را پشت سر گذاشته و میزان مشخصی از احساسات را به تفکر همراه نموده و مسیر درست اندیشه را بپیمایند ( به نقل از قاسمی، ۱۳۸۵).
گلمن (۱۹۹۸) معتقد است که خود کنترلی قابل یادیگری است. میل به تعمق و تفکر، راحتی یا ابهام و تغییر، توانایی نه گفتن با امیال تکانشی است. افراد تکانشی وقتی در رأس کار قرار می گیرند، تکانشگری آن ها اغلب بر ضد آن ها عمل میکند و نمی توانند رهبران خوبی باشند ( ضفری دهخداقانی، ۱۳۸۸).
۲-۱۷-۱ مؤلفه های کنترل هیجان ها
- افزایش تحمل کافی و کنترل خشم ۲- کاهش اهانت، زدو خورد و ایجاد مزاحمت ۳- توانایی ابراز خشم به شیوه ای مناسب و بدون زدو خورد ۴- کاهش رفتار پرخاشگرانه یا آسیب رساننده به خود ۵- افزایش احساسات مثبت نسبت به خود و خانواده ۶- بهتر کنار آمدن با فشار روانی ۷- کاهش تنهایی و اضطراب اجتماعی ( گلمن ، ۱۹۹۵، ترجمه پارسا، ۱۳۸۰).
توان هیجانی در هر زمان لازم است دانیل گلمن تعادل هیجانی را خود گردانی می نامد. گاهی از خود گردانی به معنی کنترل احساسات، عواطف و تکانش ها یاد میکنند. خود گردانی یک قابلیت زیر بنایی است و در کنترل رفتارها هیجانی نقش مهمی دارد ( آقایار و شریفی در آمدی ، ۱۳۸۵).
گلمن معتقد است افرادی که می خواهند در ایجاد روابط با دیگران مؤثر واقع شوند باید توانایی تشخیص، تفکیک و کنترل احساسات خود را داشته باشند، بعد از طریق همدلی یک رابطه مناسب برقرار کنند، حتی خود انگیزی هم در میزان مهارتهای اجتماعی تاثیر میگذارد. بر اساس تجربه، همه ما این را می پذیریم که افرادی که در جهت پیشرفت برانگیخته میشوند، خوش بینی آن ها نسبت به اینده حتی موقعی که با شکست مواجهه میشوند زیاد میباشد. ما در طول روز با افراد متفاوتی برخورد میکنیم و در هر برخورد پیام عاطفی خاصی به طرف مقابل ارسال میکنیم. طبیعی است که هر چه مهارت ما برای ارسال نوع پیام بیشتر باشد راحت تر میتوانیم طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهیم. در آخر این که مهارتهای اجتماعی هم به دقت ارسال پیامدهای عاطفی مربوط می شود و هم به دقت دریافت این نوع پیامها، زیرا فقط از طریق مهارتهای اجتماعی بالا است که می توان عواطف دیگران را کنترل نموده و نبض اجتماع را در دست گرفت ( منصوری، ۱۳۸۰).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
یک قاعده حقوقی دیگر که در آن اصولی را که دادگاه را در مورد صدور دستور به خوانده در انجام اقداماتی جهت برگرداندن وضع به حالت قبل راهنمایی میکند و به وسیله قاضی لرد آپ جونز ( Upjohns) در دعوائی اعلام گردیده بیان میدارد: ۱- باید مطمئن شویم که یک ضرر و زیان بسیار اساسی وجدی وارد شده است۲- پرداخت خسارت یا غرامت نمی تواند به طور کافی ضررهای وارده را جبران نماید. ۳- اقدامات خوانده عامل اصلی واساسی برای شبه جرم و ورود ضرر وزیان بوده است. [۲۴۸]


بخش دوم: تأثیر گسترش بیمه در جبران خسارت ناشی از مالکیت تأسیسات صنعتی
گفتار اول :بیان مطلب
گسترش بیمه مسئولیت باعث شده تا نقش مسئولیت مدنی در جبران خسارت زیان دیده اهمیت بیشتری پیدا کند. قبل از پیدایش بیمه مسئولیت، در صورت تنگدست بودن وارد کننده زیان یا وضع مالی خوب خود زیان دیده یا وجود رابطه خوشایندی و یا دوستی بین آن ها زیان دیدگان غالباً از اقامه دعوی برای جبران خسارت خودداری میکردند اما وقتی که بیشتر وارد کنندگان زیان زیر پوشش بیمه قرار گرفتند و زیان دیدگان برای جبران خسارت، خود را با شرکتهای بیمه و نهادهای تأمین اجتماعی مواجه دیدند، ملاحظات اخلاقی مربوط به خودداری از درخواست جبران خسارت از بین رفت و به این ترتیب تعداد دعاوی مسئولیت مدنی افزایش پیدا کرد. بعد از آن قضات نیز کمتر در صدور حکم به جبران خسارت تردید نشان میدهند و بدون توجه به رابطه زیان دیده و وارد کننده زیان سعی میکنند تمام خسارت های زیان دیده را اعم از مادی و معنوی مورد حکم قرار دهند. در حقوق انگلیس مسئله بیمه بودن خوانده تأثیر مهمی بر رأی هیئت منصفه دارد و اعضای هیئت منصفه معمولاً سعی میکنند به نحوی رأی صادر کنند که خواندگان دارای بیمه مسئولیت مدنی محکوم شناخته شوند.[۲۴۹] همچنین شرکتهای بیمه حتی در مواردی که شرایط مسئولیت مدنی کاملاً محقق نشده است برای حفظ اعتبار و شهرت خود براحتی اختلافات را حل و فصل میکنند و زیانهای وارده را جبران میکنند.
بیمه مسئولیت سبب شده تا مسئولیت مدنی به عنوان سازوکاری برای توزیع ضررهای مورد استفاده قرار گیرد. در واقع، امکان بیمه مسئولیت اعم از اجباری یا اختیاری، در برخی زمینه ها مانند حوادث ناشی از کار حوادث رانندگی، حوادث تأسیسات اتمی و حوادث ناشی از سایر اشیاء و اموال و فعالیتهای خطرساز این امکان را فراهم ساخته تا ضررهای انبوه و سنگین ناشی از آن ها، که در حالت عادی ممکن است جبران آن از عهده وارد کننده زیان برنیاید و وی را ورشکسته کند، از طریق حق بیمه در کل جامعه یا بخش خاصی از آن که در فعالیت خاصی مشارکت دارند پخش شود. که این امر علاوه بر این که نقش مسئولیت مدنی را در جبران خسارت و تضمین حق زیان دیده افزایش داده باعث همبستگی اجتماعی شده است.
توزیع ضرر از طریق مسئولیت مدنی تنها در خصوص حوادث و زیانهای اتفاقی امکان پذیر است و در مورد زیانهای عمدی به دلیل سیاست بازدارندگی پذیرفتنی نیست در این بخش به موضوع بیمه مسئولیت صنایع و تأسیسات در حقوق ایران و با مطالعه تطبیقی در حقوق انگلستان و نقش بیمه به عنوان ایجاد تأمین مالی در جبران خسارات وارده و حفظ حقوق زیان دیدگان از حوادث می پردازیم.
گفتار دوم: بیمه مسئولیت صنایع و تأسیسات
بیمه های زیان یا بیمه های غرامت، اموال و دارایی بیمه شده را در مقابل زیانهای ناشی از حوادث مختلف پوشش میدهند و بیمه گران غرامت را می پردازند. ایفای تعهد بیمه گر به این وابسته است که به موضوع بیمه، خسارت وارد آمده باشد.[۲۵۰] بیمه بخش قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی را به خود اختصاص داده است و بدون پوشش بیمه مناسب رشد و حرکت اقتصادی ناممکن یا بسیار کند خواهد بود. زندگی، سلامت و دارایی افراد همواره در معرض حوادث قرار دارد. بیمه از خسارات ناشی از این حوادث، انسانها را به مقابله و تمهید راه های پیشگیری و جبران خسارات احتمالی وادار ساخته است.
فعالیت و مسئولیت پذیری مستلزم اطمینان به آینده است، هر چند بیمه موجب محو حوادث نمی شود ولی با تقسیم آثار نامطلوب آن میان جمع بیمه گذاران آثار آن را به شدت کاهش میدهد. بیمه مسئولیت بیمه ای است که مسئولیت مدنی بیمه گذار را در قبال اشخاص ثالث پوشش میدهد. این بیمه بدهی ای را که در پی ایراد خسارت به غیر بر دوش بیمه گذار گذاشته شده تأمین می کند. به همین دلیل به بیمه مسئولیت، بیمه بدهی یا بیمه دارایی منفی نیز گفته می شود. البته این نوع بیمه را با بیمه اموال که جبران خسارات وارده به شی، موضوع آن است نباید اشتباه گرفت بیمه های بدنه اتومبیل، بیمه آتش سوزی و بلایای طبیعی و خرابی ناشی از ترکیدگی خطوط لوله نیز تحت شمول بیمه های خسارت قرار می گیرند. در بیمه مسئولیت سه طرف درگیر مسئول بیمه میشوند. بیمه گر، بیمه گذار و زیان دیده از حادثه مانند بیمه مسئولیت شخص ثالث اتومبیل، هواپیما، کشتی و متصدی حمل و نقل و بیمه مسئولیت کارفرما و بیمه مسئولیت دارنده و مالک صنایع، که هر سه طرف به نوعی در آن دخالت دارند.خطری که در بیمه مسئولیت موضوع پوشش بیمه قرار میگیرد دارای ویژگیهایی است که آن را از دیگر بیمه های اموال و اشخاص تفکیک میکند. بیمه مسئولیت امری است که تعیین شرایط آن بستگی به نظام حقوقی حاکم دارد و فعالیت خاص ممکن است موجب خسارات و مسئولیت بسیار وسیعی شود به علاوه در بیمه های مسئولیت، ملاحظات خاصی در مورد ارتباط بیمه گر و ثالث زیان دیده مطرح می شود. خطر موضوع بیمه مسئولیت، بدهی ناشی از مسئولیت مدنی است ولی در عقد بیمه ممکن است شرط شود که بیمه گر به علاوه مکلف به تأمین هزینه های حقوق ناشی از دعوی مسئولیت نیز باشد.[۲۵۱] بنابرین بر اساس قرارداد بیمه مسئولیت مدنی بیمه گر بدهی احتمالی بیمه گذار را که مسئول شناخته شده است تعهد میکند نه جبران خسارت اشخاص ثالث را.[۲۵۲] بیمه مسئولیت مالک تأسیسات صنعتی نیز جزء اینگونه عقود بیمه میباشد.
گفتار سوم: کاربرد اصول بیمه در بیمه تأسیسات صنعتی
۱- ریسک موضوع بیمه
در بین عناصر اساسی عقد بیمه (ریسک، حق بیمه و وقوع حادثه)، ریسک نقش اساسی و تعیین کننده دارد، چون محاسبه حق بیمه و پوشش بیمه ای (موضوع تعهدات بیمه گذار و بیمه گر) بر اساس ریسک موضوع بیمه تعیین می شود. ریسک واقعه ای است اتفاقی و احتمالی که منشاء ایراد خسارت خواهد بود و به مفهوم احتمال یک حادثه است[۲۵۳] پس مفهوم ریسک یا خطر عبارت است از واقعه ای که در زمان کم و بیش دور یا نزدیک احتمال وقوع داشته باشد و بتوان درجه احتمال وقوع آن را محاسبه کرد. ریسک، ممکن است بد، نامطلوب و ناخوشایند باشد در مقابل ریسک شانس قرار دارد که می توان آن را نتیجه مثبت، خوشایند و سودآور حادثه قلمداد کرد بسیاری از ریسک ها بیمه پذیرند و برخی نیز بیمه ناپذیر و آن ها را به چهار گروه تقسیم میکنند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
علاوه بر مادۀ ۱۱ این قانون که بزهکاران را از ارتکاب جرم علیه تأسیسات اطلاعاتی مورد استفادۀ عمومی بازداشته، در مقررههای دیگری، به تعیین کیفر اعمالی اقدام شده که برای ارتکاب تروریسم سایبری به منزلۀ عملیّات مقدماتی و اجرایی ارتکاب جرم به کار میروند. از جملۀ این مقررات میتوان به مواد هشت الی ۱۰ اشاره نمود که در ذیل به ترتیب، به مواضع اتخاذ شده در آن ها پرداخته میشود. قانون جرایم رایانهای در مبحث دوم از این قانون به موضوع تخریب و اخلال در داده ها یا سیستمهای رایانهای و مخابراتی پرداخته است که با جرمانگاری اعمال غیرمجاز از قبیل: حذف یا تخریب یا مختل یا غیرقابل پردازش کردن داده های رایانهای و مخابراتی، دو گونه مجازات را برای مرتکب ابن افعال در نظر گرفته است: یکی، حبس از شش ماه تا دو سال و دیگری، جزای نقدی از ده تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات که گامی مفیدی در جهت بر حذر داشتن افرادی است که با توسل به چنین اعمالی به زیرساختهای اطلاعاتی کشور، به منظور دستیابی به اهداف مختلف استفاده میکنند (مادۀ هشت قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸).


یکی دیگر از جلوههای پیشگیری واکنشی از جانب قانونگذار کیفری، به منظور پیشگیری و مقابله با جرایمی از قبیل تروریسم سایبری، مادۀ دیگری از همین قانون است که به طور غیر حصری و مصداقی به افعال غیرمجازی اشاره نموده است که منجر به توقف یا اختلال عملیّات سیستمهای رایانهای یا مخابراتی میشود. قانونگذار در این مقرره، مرتکب یا مرتکبان را به مجازات حبس از شش ماه تا دو سال یا جزای نقدی از ده تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم کردهاست. (مادۀ نه قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸).
دستهای دیگر از اعمال غیرمجازی که به طور معمول توسط تروریستهای سایبری به منظور تخریب یا اختلال در داده ها و سیستمهای رایانهای و مخابراتی استفاده میشود، افعالی از قبیل مخفی کردن داده ها، تغییر گذرواژه یا رمزنگاری داده ها است که بدین وسیله، منجر به ممانعت از دسترسی اشخاص مجاز به دادهآموزشها یا سیستمهای رایانهای یا مخابراتی میشود، در این صورت قانونگذار با مجرمانه قلمداد نمودن اعمال فوق، برای مرتکب حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات تعیین کردهاست که با غیر حصری شمردن اعمال مذکور، اقدام شایستهای را در جهت محافظت از داده ها و سیستمهای رایانهای و همچنین با اعمال کیفر حبس یا جزای نقدی بازدارندگی را برای انواع بزهکاران شکل داده است (مادۀ۱۰ قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸). قانونگذار در این سه ماده به صورت کامل و غیر حصری به شایعترین اعمال ارتکابی که علیه تأسیسات حیاتی کشور انجام میشود پرداخته است که اقدام شایستهای در خصوص جرمانگاری افعال مرتبط با تروریسم سایبری به شمار میرود.
علاوه بر قوانینی که به طور مستقیم به بیان مجازات اشخاصی که تأسیسات حیاتی کشور اعم از رایانهای و مخابراتی را مورد تعرض قرار میدهند، در لابه لای موادی دیگر از قانون جرایم رایانهای، به دستهای از افعال جرمانگاری شده مواجه میشویم که برای ارتکاب تروریسم سایبری در اولویت قرار دارند. نمونهای از افعال مذکور، جاسوسی رایانهای، شنود و دسترسی غیرمجاز هستند که نفوذ گران تروریستی از بدافزارهای گوناگونی برای دستیابی به اطلاعات محرمانه و حیاتی از آن ها استفاده میکنند (مواد یک الی چهار قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸). در مادۀ یک، به دو گونه مجازات یعنی حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هردوی آن ها، برای کسی که مرتکب دسترسی غیرمجاز به داده ها یا سیستمهای رایانهای و مخابراتی شود پرداخته است. مادۀ دو به جرمانگاری شنود غیرمجاز و تعیین کیفر از شش ماه تا دو سال یا جزای نقدی از ده تا چهل میلیون ریال یا هر دوی آن ها و مادۀ سه به جاسوسی رایانهای اشاره دارد. نفوذ گران تروریستی برای طرح ریزی حملات سایبری نیاز به اطلاعات در مورد زیرساختهای حیاتی یا اطلاعاتی دارند تا با بهره گرفتن از اطلاعات کسب شده و نحوۀ پیکربندی سیستمها، به عملیاتهای غیرقانونی علیه داده ها و سیستمهای رایانهای و مخابراتی اقدام کنند. با توجه به این که ممکن است دولتها یا سازمانها مرتکب جرایم تروریستی به خصوص تروریسم سایبری شوند، قانون جرایم رایانهای به مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی پرداخته است و چهار شرط را برای تحقق مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی در نظر گرفته که عبارت اند از:
۱٫ نوع جرم ارتکابی رایانهای باشد.
۲٫ هرگاه مدیر شخص حقوقی دستور ارتکاب جرم رایانهای را صادر کند و جرم به وقوع پیوندد.
۳٫ هرگاه یکی از کارمند شخص حقوقی با اطلاع مدیر یا در اثر نظارت نکردن وی مرتکب جرم رایانهای شود.
۴٫ هرگاه تمام یا بخشی از فعالیت شخص حقوقی به ارتکاب جرم رایانهای اختصاص یافته باشد (مادۀ ۱۹ قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸).
مادۀ ۲۰ همین قانون نیز، به تعیین کیفر و مجازات اشخاص حقوقی میپردازد که بر اساس شرایط مادۀ ۱۹، مسئول اعمال مجرمانه قلمداد میشوند. در خصوص مجازات تعیین شده برای اشخاص حقوقی در این قانون، انواع ضمانت اجرای کیفری از قبیل جزای نقدی، حبس و اقدامات تأمینی تعین شده است که در این راستا علاوه بر تعیین سه تا شش برابر حداکثر جزای نقدی جرم ارتکابی، مجازاتی بر حسب ذیل وضع نموده است:
«چنانچه حداکثر مجازات حبس آن جرم تا پنج سال حبس باشد، تعطیلی موقت شخص حقوقی از یک تا نُه ماه و در صورت تکرار جرم تعطیلی موقت شخص حقوقی از یک تا پنج سال» (مادۀ ۲۰ قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸)؛ همچنین این مقرره در خصوص تخطی شخص حقوقی در درجۀ بالاتر بیان میدارد:
«چنانچه حداکثر مجازات حبس آن جرم بیش از پنج سال حبس باشد، تعطیلی موقت شخص حقوقی از یک تا سه سال و در صورت تکرار جرم شخص حقوقی منحل خواهد شد» (مادۀ ۲۰ قانون جرایم رایانهای، مصوب ۱۳۸۸).
علاوه بر تعیین مجازات برای شخص حقوقی، قانونگذار برای شخص حقیقی یعنی مدیر شخص حقوقی مجازاتهایی را در نظر گرفته است که در بسیاری از موارد مدیر شخص حقوقی از موقعیت و نفوذ خود سوءاستفاده نموده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به ارتکاب جرایم رایانهای اقدام مینمایند. در این خصوص مادۀ فوق در ادامه بیان میدارد:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
۳-۳-کاربردهای اصطلاح روش
وقتی از روش و واژگان مربوط به آن استفاده میکنیم، باید توجه داشته باشیم که نسبت به کدام سطح از روش سخن میگوییم. به شکل خلاصه، میتوان گفت واژه روش و مشتقّات آن ممکن است در هشت معنا یا سطح به کار رود:[۱۶]

۱- روش معرفت : روش به این معنا، ممکن است فلسفی (عقلی)، علمی (تجربی)، شهودی یا نقلی باشد.
۲- نوع استدلال: گاهی روش به معنای نوع استدلال به کار میرود. از این حیث روش میتواند قیاسی یا استقرایی، لمی یا انی یا غیر آن باشد.
۳- روشها یا فنون گردآوری اطلاعات: برای جمع آوری اطلاعات از چهار روش عمده میتوان بهره برد: روش مشاهده، روش پرسشنامه، روش مصاحبه، و روش کتابخانه ای. این روشها به معنای دقیق کلمه، فن تحقیق هستند نه «روش» تحقیق.[۱۷]

۴- روش تحلیل داده ها: پس از گردآوری اطلاعات،
نوبت به تحلیل آن ها میرسد. روش تحلیل داده ها میتواند «کلاسیک» یا «آماری» باشد. به قول موریس دوورژه، روش کلاسیک از روشهای نقد ادبی و نقد تاریخی مشتق شدهاند و برای تحلیل درونی اسناد به کار میروند، در حالی که روش آماری و کمی به علومی مانند اقتصاد و جامعهشناسی و یا تحلیل کمّی متن اختصاص دارد.

۵- سطح تحلیل: معمولا در پژوهشها و پایاننامه ها از روش توصیفی ـ تحلیلی و امثال آن نام میبرند. این معنای روش به سطح تحلیل نظر دارد. روش تحقیق به این معنا در نگاه کلی خود به دو روش توصیفی و روش هنجاری تقسیم می شود. تحقیق هنجاری به ارائه بایدها و نبایدها می پردازد.
۶- روش سامان دادن پژوهش: یکی از کاربردهای روش، روش تحقیق به معنای روش سامان دادن پایاننامه، رساله و به طور کلی پژوهش است. دانشجو در درس روش تحقیق میآموزد که چگونه موضوعی انتخاب و منابع آن را گردآوری کند، و از طریق نقد و بررسی متون مربوطه راه را برای اثبات مدعای خود هموار سازد.
۷- نوع نگاه به موضوع: محقق علاوه بر روشهای گردآوری و روش تحلیل داده ها، به معنای دیگری نیز می تواند از روش پژوهش خود نام ببرد. پژوهشگر به موضوع مورد مطالعه خود می تواند با دید پدیدارشناسانه، ساختارگرایانه یا هرمنوتیکی و امثال آن بنگرد. در این سطح، از روش به عنوان نوع نگاه سخن میگوییم.
۸- روششناسی: روششناسی به عنوان دانشی درجه دوم است که از دیدگاهی بالاتر به روشهای تحقیق به عنوان دانشی درجه اول میپردازد.
در عناوین قبل، به تعریف روششناسی و ارتباط آن با دیگر مفاهیم و دانشها پرداختیم. در بین هشت سطح روش، برای سطح اول و دوم ، اصطلاح انگلیسی method، برای سطح سوم technique، برای سطح چهارم تا هفتم research method، و برای آخرین سطح methodology را به کار میبرند. در این پژوهش سعی شده تا رشته ی حقوق بین الملل در تمام این حیطه ها بررسی شود اما محور بحث همان سطح هشتم یعنی روش شناسی به عنوان دانش درجه دومی است که از دیدی بالاتر به تحقیق می نگرد.
بندچهارم ـ رابطه روش شناسی با روش تحقیق و پژوهش
درتحقیق، مبدأ و مقصدی وجود دارد . مبدأ عبارت از متن یا موضوعی است که کاری علمی برای آن صورت نگرفته و یا مسئله ای است که هنوز حل نشده است و مقصد آن عبارت از انجام کاری نو بر روی آن متن یا موضوع و یا حل آن مسئله است؛ پس تحقیق به طور کلی دو منزل و دو مرحله اساسی دارد که عبارت است از گردآوری اطلاعات و پردازش آن ها .[۱۸] روششناسی مربوط می شود به گزینش شیوه تحلیل و طرح پژوهش که بنیاد و چارچوب پژوهش را تشکیل میدهد. بلیکی در اینباره توضیح میدهد:
«روششناسی عبارت است از بررسی این موضوع که پژوهش را چگونه باید پیش برد و چگونه پیش میرود.
بنابرین هر چند روششناسی تعیینکننده اصولی است که شاید راهنمای گزینش روش باشند، نباید آن را با
خود روشها و فنون پژوهش اشتباه گرفت. در واقع روششناسان اغلب میان آن دو تمایز قائل میشوند و بر
گسترهی شکاف میان آن چه اصول جاافتادهی روششناختی و شیوه های عملی یا اجرایی تأکید میکنند».[۱۹] پس «روش تحقیق» ذیل «روش شناسی» قرار میگیرد و درچهارچوب آن پیش می رود . به بیان دیگرپژوهشگر در پرتو نور روش شناسی، فنون وقواعد مورد نظر تحقیق را انتخاب و بهکار می بندد. روش ها وفنون تحقیق باید به روش شناسی آن علم عرضه شوند تا به خطا نروند وپژوهش را به بی راهه نبرند.
روش به معنای چگونگی راه رفتن است ؛ همچنان که در راه رفتن مبدأ و مقصد و منازلی مطرح است در تحقیق نیز چنین است .
بند پنجم ـ رابطه ی روش شناسی با هستی شناسی ومعرفت شناسی
اگر قرار است در این پژوهش با روش شناسی حقوق بین الملل به معنای محوری آن یعنی دانش درجه دومی که موضوع آن نحوه کسب علم وآگاهی ما در این رشته است آشنا شویم آشنایی با هستی شناسی و معرفت شناسی به معنای محض آن ضروری است و این طفره رفتن از موضوع اصلی نمی باشد.
برای رسیدن به «روش شناسی» باید از دالان « هستی شناسی» و سپس «معرفت شناسی» گذشت و موضع خود رادرقبال هریک مشخص کرد تا بتوان به شناخت “روش” نائل شد.
«هستیشناسی» و «معرفتشناسی» و «روششناسی» ، با وجود داشتن ارتباط تنگاتنگ، قابل تحویل یا تقلیل به یکدیگر نیستند. امّا رابطه آن ها مستقیم است، به این معنا که هستیشناسی، منطقاً بر شناختشناسی و آن هم منطقاً بر روششناسی تقدّم دارد. هستیشناسی مربوط میشود به ماهیّت دنیای اجتماعی و سیاسی، شناختشناسی مربوط می شود به آن چه میتوانیم درباره دنیای مورد نظر بدانیم.[۲۰] و روششناسی مربوط میشود به اینکه چگونه میتوانیم آن شناخت را کسب کنیم. البته این ادّعا که ملاحظات هستیشناختی تقلیلناپذیر به ملاحظات شناختشناسانه و بر آن ها مقدّمند، به این معنا نیست که آن ها ارتباطی با یکدیگر ندارند، بلکه هستیشناسی ما شناختشناسی ما را شکل میدهد. [۲۱]
۱-۵- هستی شناسی[۲۲]
در فصول و بندهای بعدی به تفصیل راجع به هستی شناسی حقوق بین الملل بحث خواهد شد اما آشنایی اجمالی با هستی شناسی به عنوان دیباچه ی ورود به هستی شناسی هر علم ضروری است . هستی چیست؟ سرچشمه و منشأ وجودی«وجود» کدام است؟ گوهر بنیادین و پنهان آن چیست و از کجاست؟ این ها مسأله های هستی شناسی هستند . بنابرین می توان در تعریف هستی شناسی گفت : هستی شناسی یا مابعد الطبیعه همان علم به هستی وشناسایی به نحو کلی ، نه به امورجزئی است . [۲۳] هر فیلسوفی پاسخی به این سؤالات داده که تنها برای فهم بهتر به چندنمونه اشاره میکنیم:
ارسطواز اصطلاح «فلسفه اولی» استفاده می کندومی گوید: علم به هستی ازآن جهت که هستی است ؛وآنچه حقیقت بنیادی وجود را شناسایی میکند «تفکرمتافیزیکی» است.
امه فوره فرانسوی : از اصطلاح «مابعد الطبیعه» استفاده می کندوآن را علم به آن چه حتماً است میداند نه آنچه واقعاً هست.
لوئی لاوِل: مابعد الطبیعه عبارت است از مطالعه امور درونی و نفسانی ، در برابرعلم که مطالعه امور محسوس است .
بوسوئه : مابعدالطبیعه، تحقیق درباره واقعیت ها و ماهیّت های غیر مادی است مثل خدا و عقول . [۲۴]
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
مبحث دوم : دسترسی غیرمجاز
واژۀ دسترسی از لحاظ لغوی به معنای قدرت و توانایی بیان شده است . ( دهخدا ، ۱۳۷۷ ،۱۰۸۵۷ )

اولین رفتار فیزیکی که در جرم شنود در فضای سایبر مورد بررسی قرار میدهیم دسترسی غیرمجاز میباشد .
دسترسی غیرمجاز به داده ها یا سامانه های رایانه ای و مخابراتی از جمله جرایم خاص رایانه ای میباشد که در محیط سایبر به وقوع می پیوندد . به همین دلیل آن را زیر مجموعۀ جرایم رایانه ای محض می دانند . دسترسی غیرمجاز را به عنوان جرمی مادر تلقی میکنند زیرا دارای نقشی مؤثر در وقوع سایر جرایم رایانه ای میباشد . در برخی موارد دسترسی غیرمجاز عامل تسهیل کننده در وقوع سایر جرایم رایانه ای و حتی جرایم سنتی است و در برخی موارد دیگر به عنوان مقدمه ارتکاب جرم تلقی می شود . از نظر میزان وقوع و میزان خسارت هم در سطح بالایی قرار دارد . ( زندی ، ۱۳۸۹ ، ۱۷۹ )
واژۀ دسترسی از بعد مفهومی ، عام است به نحوی که عناوینی همچون دستیابی و نفوذ غیر قانونی[۱۵]را نیز در بر میگیرد . و در اصطلاح تخصصی رایانه ای دستیابی را عمل خواندن داده ها از حافظه یا نوشتن داده ها ذکر کردهاند .
( هیئت مولفان و ویراستاران انتشارات مایکروسافت ، ۱۳۸۱ ،۲۰ )
به این ترتیب ، دسترسی غیرمجاز عبارت است از :
دسترسی بدون مجوز به سیستم ها یا داده های رایانهای ( جزئاً یا کلاً ) بدون نقض تدابیر ایمنی یا حفاظتی آن ها . ( تحیری ، ۱۳۸۹ ، ۱۸ )
همچنین در بند ۶ ماده ۲ لایحۀ حمایت از حریم خصوصی در تبیین دسترسی به اطلاعات بیان می شود : دسترسی به اطلاعات اعم است از مشاهده سند یا هر وسیله یا هر چیز دیگری که اطلاعات در آن ثبت یا ذخیره شده است و اطلاع از محتوای آن از طریق مطالعه یا استنساخ یا تکثیر تمام یا برخی قسمت ها و یا با تهیه یک رونوشت کامل از آن . ( آقایی نیا ، ۱۳۸۶ ، ۲۴۷ )
طرح های نوین قانونی مربوط به استراق سمع و دسترسی غیرمجاز به سیستم های ارتباطی و داده پردازی ، رویکرد گوناگونی در بردارد . در برخی از این طرح ها صرف دسترسی به سیستم های داده پردازی جرم تلقی شده و در برخی دیگر آن دسته از دسترسی ها قابل مجازات دانسته شده که متضمن تحصیل ، تغییر یا صدمه دیدن اطلاعات باشد .
اولین قانونی که صرف دسترسی را جرم تلقی کرد ، قانون داده های سوید مصوب آوریل ۱۹۷۳بود که در مادۀ ۲۱ اینگونه بیان کرده هرکسی را که به داده های رایانه ای ذخیره شده دسترسی پیدا کند قابل مجازات میداند . ( زیبر ، ۱۳۸۳ ، ۱۵۸ )
تشخیص بین دسترسی غیرقانونی و جرایم بعدی مهم است ، به طوری که پیشبینی های قانونی تعریف متفاوتی روی حفاظت دارند . در بیشتر موارد ، دسترسی غیرقانونی ( جایی که قانون دنبال حفاظت از صحت و سقم خود رایانه میباشد ) هدف نهایی نمی باشد ، بلکه اولین گام به سمت جرایم دیگر است ، مثل تغییر دادن یا به دست آوردن اطلاعات ذخیره شده .
سؤال این است که آیا دسترسی غیرقانونی را باید ، همراه با جرایم بعدی جرم به شمار آورد ؟
تجزیه و تحلیل رویکرد های مختلف برای جرم به حساب آوردن دسترسی غیرقانونی به رایانه در سطح ملی نشان میدهد که گاهی اوقات ماده های قانونی وضع شده دسترسی غیرقانونی با جرایم بعدی را با هم اشتباه میگیرد ، یا دنبال محدود کردن جرم دانستن دسترسی غیرقانونی تنها به جرایم خیلی مهم میباشد . برخی کشورها دسترسی صرف را جرم می دانند ، در حالی که کشورهای دیگر تخلف را تنها محدود به مواردی می دانند که سامانه مورد دسترسی با اعمال امنیتی حفاظت شده است ، یا مواردی که مجرم نیت خطرناک دارد ، یا مواردی که داده ها را به چنگ بیاورد ، تغییر دهد یا از بین ببرد . مخالفان جرم دانستن دسترسی غیرقانونی اشاره به موقعیت هایی که هیچ خطری توسط دسترسی صرف ایجاد نمی شود دارند ، یا مواردی که هک کردن منجر به شناسایی ضعف ها و روزنه ها در امنیت رایانه مورد هدف می شود .

کنوانسیون جرایم سایبری دارای ماده ای است که دسترسی غیرقانونی به رایانه های حفاظت شده را زمانی جرم تلقی میکند که فرد اطلاع از دسترسی غیرمجاز به سامانه را داشته باشد .
( گرکی ، ۱۳۸۹ ، ۲۴۲ )
و در آخر متخصصین حقوق کیفری رایانه نیز از عباراتی دیگر مانند نفوذ غیرمجاز ، ورود غیرمجاز و دستیابی غیرمجاز استفاده میکنند که به زعم ما همه آن ها در زیر مجموعه دسترسی غیرمجاز قرار می گیرند .
گفتار اول : داده ها موضوع ارتکاب جرم دسترسی غیرمجاز
داده در لغت به معنای اطلاعات ، مفروضات ، دانسته ها و سوابق آمده است . ( حییم ، ۱۳۷۷ ، ۱۲۵ )
داده را می توان دارای اقسامی دانست داده رایانه ای ، داده مخابراتی ، داده موجود روی کارت های اعتباری ، داده موجود روی تراشه های مغناطیسی اما به طور کلی عبارت است از اطلاعاتی که در قالبی خاص ایجاد ، ذخیره و نگهداری میشوند . آنچه موضوع جرایم رایانه ای واقع می شود ، غالباً داده های رایانه ای هستند . البته اقسام دیگر نام برده شده از داده را می توان به نوعی داده رایانه ای دانست ، چراکه امروزه با در هم آمیختن تجهیزات مخابراتی و سیستم های رایانه ای دیگر عملاً تفکیک این فضاها از یکدیگر میسر نیست . داده های موجود روی کارت ها و تراشه ها نیز به وسیلۀ رایانه قابل ایجاد ، ذخیره و پردازش است . لذا دادۀ رایانه ای دارای مفهوم عامی است که سایر انواع یاد شده ، زیر مجموعه های آن هستند . به همین علت کنوانسیون جرایم سایبر در بند ب ماده یک خود داده رایانه ای را اینگونه تعریف کردهاست :
به معنای هر نمادی از واقعیات ، اطلاعات یا مفاهیم است که به شکلی که برای پردازش در سیستم رایانه ای که حاوی برنامه ای مناسب برای واداشتن یک سیستم رایانه ای به انجام یک وظیفه است ، مفید باشد .
بنابرین نکتۀ مهم در داده رایانه ای قابلیت پردازش توسط رایانه است . ( جاویدنیا ، ۱۳۸۷ ، ۵۹ )
برای اینکه تمامی انواع داده ها مورد توجه قرار گیرند ، آن ها را به دو گروه اصلی تقسیم کردهاند :
۱ . داده های رایانه ای ذخیره شده
۲ . داده های در جریان ارتباطات
سپس داده های در جریان ارتباطات که در واقع می توان از آن ها به داده های شبکه ای یاد کرد را در دو شاخه قرار دادهاند که عبارتند از :
۱ . داده ترافیک
۲ . داده محتوا
مضافاً اینکه گروه دیگری از اطلاعات هستند که حالت بینابین دارند ، یعنی علاوه بر اینکه اطلاعات شبکه ای محسوب میشوند ، اما در حالت ذخیره شده قرار دارند و در جریان نیستند از آن ها به اطلاعات راجع به مشترک یاد می شود . ( جلالی فراهانی ، ۱۳۸۶ ، ۲۵۸ )
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
عضلات زیست محیطی تهدیدی جدی برای سلامت بشر و محیط زندگی او ایجاد میکند و کیفیت زندگی انسان را کاهش میدهد بر همین اساس در دهه های گذشته تلاشهای بینالمللی در جهت حمایت جدی از محیط زیست شده و طرح مفاهیم حقوق بشر در حوزه حقوق محیط زیست و مفهوم حق برخورداری از محیط سالم به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر موجب تقویت حقوق بینالملل محیط زیست گردیده تا آنجا که مفهوم «حق برمحیط زیست»پیوندی ناگسستنی میان حقوق بینالملل محیط زیست و«حقوق بشر» ایجاد کردهاست. البته تعارضات عملی حوزه اقتصاد وسیاست چاشهایی را به دنبال دارد در این راستا طرح مفهوم توسعه پایدار، راهکاری منطقی و عملی جهت حمایت از محیط زیست و برون رفت از چالش فزون خواهی اقتصاد محور وتوسعه لجام گسیخته ومعارض با حق بر محیط زیست را دنبال میکند.


گفتار دوم: حق استفاده از محیط زیست به همراه تکلیف
تکلیف در مقابل استفاده متعارف
حق بهرهمندی از محیط زیست سالم، در درون خود متضمن چند حق دیگر است که عبارتند از:
حق دسترسی به اطلاعات زیست محیطی، حق آموزش مسائل زیست محیطی، حق تصمیم گیری در مورد مسائل زیست محیطی و حق دادرسی و جبران خسارت زیست محیطی.
حق دسترسی به اطلاعات زیست محیطی
حق دسترسی به اطلاعات زیست محیطی، از یک طرف به حق افراد در کسب اطلاعات زیست محیطی بدون هیچ محدودیتی اشاره دارد و از طرف دیگر اشاره به تکالیف دولتها در واگذاری این اطلاعات به افراد جامعه دارد. نکته مهم آن است که دسترسی به اطلاعات زیست محیطی شرط لازم برای تحقق حق افراد، برای مشارکت در اتخاذ تصمیمات زیست محیطی است؛ زیرا آگاهی یافتن از آثار و پیامدهای عواملی که بر محیط زیست تأثیرگذارند، وابسته به دسترسی افراد به اطلاعات زیست محیطی است. پس از این مرحله است که افراد با آگاهی کامل می توانند در اتخاذ تصمیمات زیست محیطی مشارکت داشته باشند.
حق آموزش مسائل زیست محیطی
حق دیگری که در چارچوب حق بهرهمندی از محیط زیست سالم باید از آن سخن گفت، حق آموزش مسائل زیست محیطی است. این وظیفه دولتها است که نسبت به آموزش مسائل محیط زیست به افراد جامعه اقدام کنند. این عمل میتواند از طریق مدارس، کتابهای آموزشی و رسانه های عمومیانجامپذیرد.
حق دسترسی به جبران خسارت
حق دسترسی به جبران خسارت یکی دیگر از تقسیمات حق بهرهمندی از محیط زیست سالم است. بر این اساس هر شهروندی باید، حق دسترسی به مراجع قضایی و جبران خسارات زیست محیطی را داشته باشد.
امروزه حق بهرهمندی از محیط زیست سالم به وسیله بسیاری از سازمانهای بین المللی و کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده و در تعدادی از اسناد بین المللی (اعلامیه استکهلم، پیش از طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی، منشور آفریقایی حقوق بشر و پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر نام برد.) و قوانین اساسی کشورها (قوانین اساسی بیش از ۶۰ کشور جهان، که اخیراً تصویب یا اصلاح شده، این حق را به رسمیت شناختهاند. برای نمونه، اصل ۵۰ قانون اساسی اوکراین مصوب ۲۸ ژوئن ۱۹۹۶ بیان میکند که: «هر فرد حق دارد که از محیط زیستی امن و سالم و جبران خسارات ناشی از نقص این حق برخوردار باشد». به نقل از: دیناه شلتون، تشریفات و آیین دادرسی حقوق بینالملل محیط زیست، ترجمه محمدحسن حبیبی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۱، ج ۲، ص ۳۱۹.) مورد شناسایی قرار گرفته است.
البته درباره این حق، تعریف دقیقی ارائه نشده است؛ اما شاید بتوان منظور از محیط زیست سالم را، محیطی دانست که دارای حداقلهای یک زندگی سالم باشد.
انسان به عنوان اشرف مخلوقات و جانشین خداوند بر روی زمین، حق دارد از نعمتهای الهی استفاده کند؛ اما این استفاده نباید آنچنان باشد که حق دیگران در بهرهبرداری از این نعمت الهی در خطر قرار گیرد. به عبارت دیگر، انسان همانگونه که حق استفاده و بهرهمندی از محیط زیست سالم را دارد، مسئولیت درست استفاده کردن از آن را نیز بر عهده دارد.
با نگاهی به وضعیت فعلی محیط زیست، در مییابیم که انسانها در بهرهبرداری از طبیعت و محیط زیست به مسئولیت خود در حفظ و حراست از آن به درستی عمل نکردهاند. شاهد این سخن، بحران عظیمیاست که محیط زیست دچار آن شده است. تخریب و نابودی روز افزون جنگلها و مراتع، نابودی گونه های نادر گیاه و جانوری، آلودگی آب، خاک و هوا، استفاده از سلاحهای هستهای و شیمیایی، ورود مواد نفتی و آلایندههای دیگر مانند:
فاضلاب کارخانه ها و مجتمعهای صنعتی به رودخانهها و دریاها، آسیب دیدن لایه ازن، بارانهای اسیدی، مصرف روز افزون سوختهای فسیلی، استفاده بیرویه از سموم دفع آفات نباتی و دهها عامل آلودهکننده دیگر که نام بردن از آن ها فقط بر تلخ کامیو ناراحتی انسان میافزاید گویای این واقعیت مهم است که بشر در داد و ستد خود با محیط زیست، راه خطرناک و مهلکی را در پیش گرفته که نتیجه آن چیزی جز به خطر افتادن سلامت و حیات انسان و دیگر موجودات نخواهد بود.
اندکی تأمل و تفکر در آمارهایی که همه روزه در مورد وضعیت محیط زیست بیان میشود، کافی است تا انسان خود را بر لب پرتگاهی احساس کند که ساخته و پرداخته خود اوست.
تکلیف در مقابل خداوند بر استفاده در راه تعالی
تا اینجا بیان کردیم که انسان حق دارد از محیط زیست سالم برخوردار باشد و آیات قرآن هم بر همین امر دلالت میکرد. اما نکته مهم این است، که هر حقّی، تکلیفی را در پی دارد؛ یعنی همان طور که انسان حق دارد از محیط زیست سالم بهرهمند باشد، این تکلیف را نیز دارد که این حق را برای دیگران به رسمیت بشناسد و از هر عملی که دیگران را از داشتن محیط زیستی سالم، محروم کند، خودداری نماید.
مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند:
«هدف متعالی اسلام، برخوردار ساختن همه نسلها از نعمتهای الهی، و ایجاد جامعهای سالم و به دور از فاصله طبقاتی، و مستعد برای رشد و شکوفایی است و الزامات شرعی، برای حفظ تعادل و توازن در استفاده از مواهب طبیعی، با پرهیز از زیادهروی، و تعبّد به عدم اضرار به غیر را، فراهم آورده است.»
بنابرین، تصرف انسان در طبیعت و محیط زیست مطلق و نامحدود نیست؛ بلکه مقید به چارچوبهایی است که باید آن ها را رعایت کند. از جمله: عدم اضرار به غیر، رعایت حقوق دیگران و حفظ حقوق نسلهای آینده. عواملی همچون ایمان و اخلاق اسلامیاز اموری است که میتواند رابطهای مسالمتآمیز بین انسان و محیط زیست برقرار کرده و به سلامتی و شادابی انسان و محیط زیست منجر شود.
بر همین اساس، در قرآن کریم، خداوند همان طور که حق بهرهبرداری از محیط زیست و طبیعت را برای انسان قرار داده، مسئولیت عمران و آبادانی زمین را هم بر عهده او گذاشته است. در سوره هود آمده است:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الارْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها»[۱۲۴]
یعنی: خداوند شما را از زمین پدید آورد و آبادی آن را به شما واگذاشت.
از این آیه استفاده میشود که محافظت، عمران و آباد کردن محیط زیست از وظایف انسان است و هر عملی که با آبادانی محیط زیست منافات داشته باشد، ممنوع است.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
به طور کلی بزهکاری اطفال و نوجوانان را می توان بخاطر علت خانواده به ۴ قسمت تقسیم کرد:

هریک از این ۴ فاکتور با ناهنجاریهای اجتماعی و بزهکاری کودکان در ارتباط است. تأثیرات متقابل بین این فاکتورها میتوانند فعالیت های بزهکارانه را افزایش دهند. بر اساس نتایج تحقیقات انجام یافته کودکان زوجهایی که ازدواجشان از حاشیه امنیت لازم برخوردار است، از اعتماد به نفس و استقلال خوبی برخوردارند. این در حالی است که کودکان خانواده های فاقد یک یا هر دو والدین به ناهنجاری های اجتماعی تمایل دارند. بنظر متخصصین زیادی، خانواده از هم گسیخته نشانه ای قوی در ارائه رفتارهای خارج از محدوده سنی در کودکان است. وقتی به شکل گیری شخصیت اجتماعی کودک در خانواده می اندیشیم این تفکر منطقاً اثبات می شود از آنجایی که خانواده های مختلط از ثبات کمتری نسبت به خانواده هایی با والدین بیولوژیک برخوردارند، کودکان زیادی که تعداد آن ها روز به روز بیشتر می شود در طول مدت کودکی خود موجب از هم گسیختگی خانواده خواهند بود. این امر احتمال وجود مشکلات رفتاری و بیش فعالی، در این کودکان را نسبت به کودکان خانواده های کامل را افزایش میدهد. از هم گسیختگی خانواده ، درگیری، دشمنی و رفتارهای تهاجمانه و پرخاشگرانه را به همراه دارد. در کودکان خانواده های طلاق قدرت تشخیص کم، وابستگی ضعیف به خانواده و ابراز تمایل شدید به بر آوردن خواسته های دوستان خود به چشم میخورد. وجود وابستگی مشخص میان از هم گسیختگی خانواده و بزهکاری کودکان، از اولین تحقیقاتی که در این مورد مطرح گردید. به نظر بعضی از تحقیقات نیز، کودکان خانواده های از هم گسیخته بیشتر از کودکانی که از حضور هر دو والدین برخوردارند دستگیر میشوند. دلیل این امر ارتکاب جرایم جدی تر توسط این کودکان نیست. بلکه این امر از نبود والدینی که به آن ها کمک کنند ناشی می شود. نتیجتاً بنظر محققین فقدان والدین بیشتر از رفتار کودک در عناصر عدالتی تأثیر میگذارد.
۲-۶-۱-۱-۶-تنبیه اطفال و نوجوانان
محققان معتقدند سوالات زیادی در مورد رابطه طلاق با بزهکاری بی پاسخ مانده است. پروفسور پونشن در باره ی این مسأله اعتقاد دارد که پایین بودن موفقیت تحصیلی، کم بودن احتمال کسب یک شغل ثابت و مناسب در آینده برای شوهر از عوامل تأثیر گذار بر طلاق در آینده میباشد. همه ی ازدواج های ناموفق به طلاق منتهی نمی شود. برخی در همان شرایط درگیرانه ادامه پیدا میکند و ادعا بر این بود که بزهکاری با تشخیص خوشبخت نبودن والدین از سوی کودک مرتبط است. تحقیقات معاصر نشان دادهاند کودکانی که در خانواده های ناسازگار و تحت خشونت بزرگ میشوند، ناراحتی های روحی و مشکلات رفتاری از خود بنمایش میگذارند. این موضوع مورد مباحثه بوده است که بزرگ شدن در خانواده های پر تنش مضرتر است یا پرورش یافتن در خانواده های مطلقه؟ تحقیقات نشان داده است که کودکانی که در هر دو نوع این خانواده ها بزرگ میشوند نسبت به کودکان خانواده های نرمال سازگارترند. احتمال وجود رفتارهای ارادی خشن و تنبیه فیزیکی در کودکانی که تحت تنبیه بدنی قرار گرفته اند تا حدودی ثابت است. والدین حتی اگر به ندرت باشد، در محیط هایی که خشونت رواج ندارد نیز کودکان خود را تنبیه میکنند. میان تنبیه فیزیکی و بزهکاری کودکان، همسر آزاری و بزهکاری کودکان ارتباط وجود دارد نتایج تحقیقاتی که در ترکیه صورت گرفته است ، تأکید تنبیه فیزیکی از سوی والدین یا معلمین با میزان آدم کشی مرتبط بوده است. تنبیه فیزیکی رابطه میان کودک و والدین را متزلزل کرده، میزان احترام به والدین در کودک را پایین می آورد و باعث از بین رفتن ایمان به عدالت در کودک می شود. در عین حال انضباط نامناسب نیز میتواند منجر به بزهکاری شود. احتمال ارتکاب جرم توسط کودکانی که مادران آن ها فرزندانشان را به اعمال شرایط انضباطی تهدید میکنند ولی در برقراری این ارتباط انضباط ناتوانند نسبت به کودکان مادرانی که در امور تربیتی و انضباطی جدی ترند، بیشتر است. کودکانی که باور داشته باشند رفتار آن ها توسط والدینشان کنترل می شود کمتر مرتکب جرم میشوند. رابطه والدینی که رفتار فرزندانشان را از نزدیک تعقیب کرده و بررسی میکنند با کودکانشان عمیق تر است. آن ها به کودکانشان در کم کردن اعمال مجرمانه کمک میکنند رابطه میان بزهکاری و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن نیز موضوع برخی تحقیقات است. دلایل با وجود ناکافی بودن در دستیابی به نتیجه ای واحد، وجود رابطه ای قوی میان بزهکاری و مورد آزار و بی توجهی قرار گرفتن را مطرح کرده ند: ۱- والدینی که خود در کودکی موجب آزار و اذیت قرار گرفته اند این امر را در کودکان خود نیز پیاده میکنند. ۲- مساعد تر بودن خانواده های طرد شده به کودک آزاری.

۲-۶-۱-۱-۷- وجود فرد بزهکار در خانواده
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
هیجانها پاسخهای مطمئن به مسایل انطباقی تکرار شونده[۱] در زندگی روزمره را برای ما فراهم میکنند . هیجانها ما را مجبور به پاسخدهی به شیوه معینی نمیکنند،ها فقط برخی از رفتارها را برای ما محتمل تر می سازنند، و این انعطافپذیری به ما اجازه میدهد تا هیجانهای خود را تنظیم کنیم؛ برای مثال، وقتی می ترسیم ممکن است فرار کنیم، اما همیشه این کار را انجام نمیدهیم، وقتی خشمگین هستیم، ممکن است به کسی حمله کنیم، اما این تنها کاری نیست که میتوانیم انجام میدهیم و وقتی شادیم، ممکن است بخندیم ،اما باز هم این تنها پاسخ رفتاری نیست که در مقابل برانگیختگی هیجانی انجام میدهیم.اینکه ما چگونه هیجانهای خود را تنظیم میکنیم اهمیت زیادی دارد، چرا که بهزیستی[۲] ما به طرز اجتناب ناپذیری به هیجانهای ما بستگی دارد( لازاروس[۳] ،۱۹۹۱).


ریشه مطالعه تنظیم هیجان به قرنی برمیگردد که اولین نظریهپردازی های روانتحلیلگرایانه درباره ی ماهیت دفاعهای روانشناختی انجام میگرفت ( بروئر و فروید[۴] ، ۱۹۵۷-۱۸۵۹؛ فروید، ۱۹۴۶، به نقل از گراس،۲۰۰۲). و دومین زیر شاخه آن مطالعات مربوط به استرس و انطباق[۵] بوده است ( لازاروس، ۱۹۶۶؛ لازاروس و فولکمن[۶]،۱۹۸۴،به نقل از گراس،۲۰۰۲). رویهم رفته، این تلاش های نظری پیشگام، زمینهای را برای کارهای تجربی اخیر بر روی تنظیم هیجان هم در کودکان ( تامپسون ،۱۹۹۱ ) و هم در بزرگسالان ( گراس، ۱۹۹۸) فراهم آورده است.
فراگیری مهارت های تنظیم هیجان در کودکی اولیه، یکی از دستاوردهای این دوره محسوب می شود ( گرولنیک،مک منامی و کوروسکی[۷]، ۲۰۰۶؛ کاپ،۱۹۸۹؛ به نقل از فنگ و همکاران،۲۰۰۸ ). با شروع سالهای پیش دبستانی، کودکان توانایی هماهنگ کردن هیجانهای خود را کسب میکنند تا حمایت بهتری از محیط دریافت کنند ( کاپ، ۱۹۸۹؛ به نقل از کوله و همکاران،۲۰۰۸). به این شکل تنظیم هیجان را می توان به صورت توانایی شروع، نگهداری و تعدیل برانگیختگی هیجانی به منظور بر آورده کردن اهداف فردی و تسهیل انطباق با محیط اجتماعی تعریف کرد ( تامپسون،۱۹۹۴؛ به نقل از کوله و همکاران،۲۰۰۸). تنظیم هیجان با بسیاری از حوزه های عملکرد ، شامل شایستگی اجتماعی ، پذیرش همسالان ( کالکینز، گیل، جانسون و اسمیت[۸] ،۱۹۹۹؛ ایزنبرگ،فیبس، گوتریه و ریزر،۲۰۰۲؛ به نقل از کوله و همکاران،۲۰۰۸ ) شایستگی تحصیلی ( گرول نیک، کوروسکی و گارلند[۹]،۱۹۹۹؛ به نقل از کوله و همکاران،۲۰۰۸) بستگی دارد. از طرف دیگر ، مشکلات در تنظیم هیجان اغلب مرتبط با مسایل رفتاری و آسیبشناسی روانی است ( کوله، تتی و ژان- واکسلر[۱۰] ، ۲۰۰۳؛گیلیوم، شاو،بک، اسچونبرگ و لوکان،۲۰۰۲،به نقل از کوله و همکاران،۲۰۰۸ ) است. مسئله ی ناراحت کننده این است که شمار زیادی از کودکان پیش دبستانی ،سالهای مدرسه را بدون داشتن مهارتهای ساده ی اجتماعی-هیجانی که برای یادگیری و کنارآمدن با همسالان در محیط مدرسه ضروری است،شروع میکنند(برادلی،توماسیو و رابرت[۱۱]،۲۰۰۹).و به این ترتیب است که بوید[۱۲] و همکاران(۲۰۰۵) میگویند:

” تنها دانستن حروف الفبا کافی نیست،برای آمادگی در مدرسه،کودکان باید نسبت به یادگیری تحریک و کنجکاو گردند( رشد انگیزشی).آن ها بایستی قادر باشند تا احساسات دیگران را درک کرده، احساسات و رفتارهای خود را مدیریت کنند و با معلمین و همسالان همراه شوند( مهارتهای اجتماعی-هیجانی). مربیان مهدکودکها بایستی به این مهارتها بیش از یادگیری مداد در دست گرفتن یا فراگیری مهارتهای خواندن توجه داشته باشند…”.
در چند سال گذشته، توجه زیادی به بافت اجتماعی رشد مهارتهای شناختی کودکان شده است( برای مثال، استرنبرگ و ویلیامز[۱۳]،۱۹۹۵؛بیکر[۱۴]،۱۹۹۴؛ فلیر[۱۵]،۱۹۹۲؛ رسنیک[۱۶]،۱۹۹۱؛ روگف[۱۷]،۱۹۹۰؛ تادج[۱۸] و روگوف،۱۹۸۹برنر[۱۹]،۱۹۸۵). بخش اعظم این توجه هم ناشی از نظریه های اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکی( ۱۹۷۸)، به ویژه نظر وی درباره مفهوم منطقه ی مجاور رشد است، که به معنای سطحی از رشد است که کودک در تعامل اجتماعی به آن دست مییابد( فانی و قائمی[۲۰]،۲۰۱۱). در این مطالعه قصد داریم که با استناد به نظریه ی یادگیری اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکی به کودکان تنظیم هیجان را آموزش دهیم.
هیجان
به این دلیل که در بحث درباره تنظیم هیجان، باید مشخص کنیم هیجان چیست( گراس و تامپسون،۲۰۰۷ ، کوله و همکاران،۲۰۰۴)، در ابتدا هیجان را در بافتاری از خانواده بزرگتر فرایندهای عاطفی که به آن تعلق دارد، معرفی میکنیم.
متاسفانه، توافقی درباره ماهیت هیجان وجود ندارد. نظریه های زیادی درباره هیجان وجود دارد، و هر کدام از آن ها تعریف متفاوتی را ارائه میدهد. به همین دلیل، ” استاندارد طلایی ” برای مطالعه هیجان وجود ندارد. از نظر پژوهشگران، برای هر پژوهشگر حوزه ی تنظیم هیجان ضروری است که به طور واضح یک رویکرد مفهومی را مشخص کرده و سازههای مشتق از آن را معلوم کند تا کار علمی گویاتر و قوی تر گردد( کوله و همکاران،۲۰۰۴). در این پژوهش نیز، پژوهشگر از نظریه هایی از هیجان کمک میگیرد که در ادبیات پژوهشی تنظیم هیجان در کودکی اولیه بیان شده اند ( از جمله بارت، کامپوس،۱۹۸۷؛فریجدا[۲۱]،۱۹۸۶؛ایزارد[۲۲]،۱۹۷۷؛لازاروس،۱۹۹۱؛سروف[۲۳]،۱۹۹۶؛ تامکینز[۲۴]، ۱۹۶۲؛ کوله،۲۰۰۴ ). علیرغم تفاوتهای محسوس بین این نظریه ها، همه ی آن ها از نظریه ی نئو-داروینی[۲۵] تاثیر میپذیرند؛ که در آن ها هیجانها آمادگیهای زیستی در نظر گرفته میشوند که ارزش فوق العاده ای برای بقا دارند، در بشر تکامل پیدا کرده و پایدار شده اند. هیجانها نوعی سیستم پاسخگویی سریع و رادار هستند،که سازنده و انتقال دهنده معنا در جریان تجارب زندگی میباشند. هیجانها ابزارهایی هستند که به وسیله ی آن ها ما تجارب را ارزیابی کرده و برای عمل در مقابل موقعیتها آماده میشویم( کوله و همکاران،۲۰۰۴).
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[یکشنبه 1401-09-20] [ 09:56:00 ب.ظ ]
|
|
۲ – ۷ – ۲ مهم ترین آلودگی های زیست محیطی ناشی از فعالیت نیروگاه های هسته ای
یکی از مهم ترین موانع توسعه نیروگاه های هسته ای در جهان دغدغه های زیست محیطی است . اثرات زیست محیطی ناشی از نیروگاه های اتمی به صورت مختصر عبارتند از :

۲ – ۷ – ۲ – ۱ آلودگی آب : آلودگی آب یعنی آمیختن مواد خارجی به آب به میزانی که برای موجودات و گیاهان زیان آور باشد . در همین باره بند ۲ ماده ۱ آیین نامه جلوگیری از آلودگی آب مقرر میدارد : آلودگی آب عبارت است از تغییر مواد محلول و یا معلق و یا تغییر درجه حرارت و دیگر خواص فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیکی آب در حدی که آن را برای مصرفی که برای آن مقرر است ، مضر یا غیر مفید سازد . منشأ مواد پرتوزای آب به شرح زیر میباشد :

مواد پرتوزای طبیعی پوسته ، جو و زمین ، عملیات استخراج مواد پرتوزا از معادن ، انفجارات هسته ای و ریزش راکتور ، فاضلاب مراکز تحقیقاتی مواد پرتوزا ، آب های دفعی نیروگاه های هسته ای .
همان طور که ملاحظه میگردد یکی از منابع آلاینده آب ، مواد پرتوزای نیروگاه هسته ای هستند . آب های استفاده شده در برج های خنک کن ف پس از گرم شدن دفع میگردند که احتمالاً مقادیری هر چند کم مواد پرتوزا به همراه خواهند داشت . مهم ترین هستههای پرتوزای آب شامل رادیم ۲۲۶ و پتاسیم ۴۰ ، هیدروژن ۳ و استرونسیم ۸۹ است که به طور کلی مقادیر آن ها در آب ها بسیار ناچیز بوده و تا به حال مشکلی از این نظر در آب های استفاده شده شرب مشاهده نشده است ( مگر در نزدیکی حوادث اتمی و انفجارات هسته ای ) . از مدت ها قبل وجود مواد پرتوزا در آب بسیاری از چشمه ها ، مورد توجه قرار گرفته است . این پرتوزایی مربوط به وجود گاز رادون است که از تجزیه خود به خودی رادیم حاصل می شود . مطالعات دقیق نشان دادهاند که تقریباً در تمام خاک ها و سنگ ها مقادیر بسیار جزیی از ماده پرتوزا به ویژه رادیم وجود دارد . آب چشمه های عمیق مقدار قابل زیادی از گاز رادون را در خود حل می کند . پس از خروج آب از زمین ، گاز به تدریج متصاعد شده و با گذشت زمان ، تجزیه می شود و از بین می رود . بنابرین ف هر چه آب از چشمه دورتر شود ، میزان پرتوزایی آن کمتر میگردد . آب نهرها و رودخانه ها تقریباً فاقد این خاصیت هستند . در مواد خیلی نادر در آب چشمه ها علاوه بر گاز رادون مقادیری جزیی از گاز تورون و سایر مواد پرتوزای خانواده توریم نیز مشاهده شده است . یکی دیگر از منابع پرتوزایی آب ها ، املاح پتاسیم هستند که تقریباً در تمام آب ها به مقادیر مختلف یافت میشوند . به طور کلی دو علت عمده برای آلوده شدن غیر طبیعی آب به مواد پرتوزا وجود دارد . یکی بارش طبیعی یا همراه باران ذرات حاصل از انفجارهای اتمی و دیگری ورود فاضلاب مراکزی که از ایزوتوپ های پرتوزا به آب رودخانه و دریاها استفاده میکنند . مراکزی مانند مراکز صنعتی و تحقیقات اتمی ، بیمارستان ها ، مراکز تحقیقات کشاورزی و غیره ( عباسپور ، مجید ، ۱۳۸۶ ) . در مراکز تولید انرژی اتمی ، در برج خنک کن معمولاً از آب استفاده می شود . این آب پس از غیر قابل استفاده شدن در برج ها ، به رودها جاری می شود . این نوع آب ها دارای دو صفت منفی هستند ، یکی آنکه دمای آب بالا است و در اثر جاری شدن در رودخانه ها ، دمای آب را بالا میبرد که این امر موجب آلودگی حرارتی رودخانه ها میگردد . دیگر آن که این آب به احتمال زیاد آلوده به مواد پرتوزا است که در این صورت نه تنها سبب مرگ رودخانه می شود ، بلکه برای انسان نیز خطر جانی خواهد داشت . مهم ترین فاضلاب های پرتوزا که آب ها و به ویژه آب های آشامیدنی را آلوده میسازند ، عبارتند از :
-
- پساب نیروگاه های هسته ای : این پساب دارای مقادیر زیادی فرآورده های حاصل از شکافت میباشد که بسیار فعال و خطرناک هستند .
-
- پساب صنایع وابسته به انرژی اتمی : تمامی مؤسسات انرژی اتمی نیز پساب پرتوزا تولید میکنند .
-
- فاضلاب پرتوزای بیمارستان ها : پرتوزایی فاضلاب بیمارستان هایی که ایزوتوپ پرتوزا مصرف میکنند نسبت به فاضلاب صنعت انرژی اتمی بسیار کمتر است .
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Forgas,J.P. ↑
-
- Hedonic ↑
-
- Hobbes , T. ↑
-
- Desade , M. ↑
-
- Bentham,J. ↑
-
- Ryan , R. ↑
-
- Kubovy, M. ↑
-
- Kahnema , N. ↑
-
- Schwarz , N. ↑
-
- Diener,C. ↑
-
- Weiner , B. ↑
-
- self – esteem ↑
-
- Cropanzano, R.S. ↑
-
- telic theories ↑
-
- Emmons , R.A. ↑
-
- Ross,M. ↑
-
- goal discrepancy ↑
-
- Csikszentmihalyi,A. ↑
-
- Rice,J.A. ↑
-
- desire ↑
-
- social comparisons ↑
-
- Michalos , A.C. ↑
-
- Taylor , S.E. ↑
-
- adaptation ↑
-
- Allman,A. ↑
-
- Silver , R.L. ↑
-
- Ryff,C.D. ↑
-
- Maslow,A. ↑
-
- self – acceptance ↑
-
- environmental mastery ↑
-
- postitive relations with others. ↑
-
- personal growth ↑
-
- purpose in life ↑
-
- autonomy ↑
-
- Horn,V.J. ↑
-
- Taris , T. ↑
-
- Schaufeli , W. ↑
-
- Scherus , P. ↑
-
- Wissing,V. ↑
-
- Vaneden , C.G. ↑
-
- sense of coherence ↑
-
- affect ↑
-
- cognition ↑
-
- behavior ↑
-
- self – concept ↑
-
- interpersonal relation ↑
-
- experience – sampling (ESH) ↑
-
- Seidlitz , L. ↑
-
- Rusting, C.L. ↑
-
- startle reflex ↑
-
- Eysenck Personality Questionnaire ↑
-
- NEO Presonality Questionnaire ↑
-
- Oxfork Happiness Questionnaire ↑
-
- Goldberg , D. ↑
-
- Doppy , M.N ↑
-
- Konu,A. ↑
-
- Lintonen , T. ↑
-
- Autio , V. ↑
-
- Cantril,H. ↑
-
- Cambell , A. ↑
-
- Ingle hart ,R. ↑
-
- Butt , D.S.& Beiser , M. ↑
-
- Ryff , C.D. ↑
-
- Robinson , L.& Regitier , D. ↑
-
- Haring , M.J. ↑
-
- Stock , W.A. ↑
-
- Okun , M.A. ↑
-
- Wood , W. ↑
-
- Rhodes , N. ↑
-
- Whelan , M. ↑
-
- Sedlitz , L. ↑
-
- Robins , L.& Regier , D. ↑
-
- Crocker , J. ↑
-
- Major, B. ↑
-
- Converse , P.E. ↑
-
- Henert , T. ↑
-
- Krauss , H.H. ↑
-
- Nadler , R. ↑
-
- Boyd , M. ↑
-
- Glenn , N.D. ↑
-
- Gove , W.R.Shin , H. ↑
-
- White , J.M. ↑
-
- Mastekaasa , A. ↑
-
- Gohm , C. ↑
-
- Kurdek , L.A. ↑
-
- Harning – Hardoer , M. ↑
-
- Witter , R.A. ↑
-
- Lee , G.R. ↑
-
- Seccombe, K. ↑
-
- Shahan, C.L. ↑
-
- Style, C.B. ↑
-
- Hughes, M. ↑
-
- Kessler, R.C. ↑
-
- Essexm M. ↑
-
- Pargament, K.I. ↑
-
- Cunningham, M. R. ↑
-
- Ekkusibm C. G. ↑
-
- Strawbringe, W.J. ↑
-
- Shoma, S.J. ↑
-
- Cohen, R.D. ↑
-
- Roberts, R. E. & Kaplan, G. A. ↑
-
- Batson, C.D. ↑
-
- Schoenrak, P.A. ↑
-
- Ventis, W.L. ↑
-
- Colasanto, D. ↑
-
- Shriver, J. ↑
-
- Wilson, w ↑
-
- Lykken, D. T. ↑
-
- Telligen, A. ↑
-
- Schimmack, U. ↑
-
- Funder, D. ↑
-
- Costa, P. T. ↑
-
- McCarae, R. R. ↑
-
- Izard, C. E. ↑
-
- Watson, D. ↑
-
- Clark,L.A. ↑
-
- Anonymous , P. ↑
-
- Butt, D. S. ↑
-
- Beiser, M. ↑
-
- Edwards , J. ↑
-
- Strickland , B.R. ↑
-
- Russo , N.F. ↑
-
- Keita , G.P. ↑
-
- McGrath,E. ↑
-
- Brisco, M. ↑
-
- Weissman, M. M. ↑
-
- Klerman, G. L. ↑
-
- Nolen – Heeksema, S. ↑
-
- Golombok, S. ↑
-
- Fivush , R. ↑
-
- Fabes , R.A. ↑
-
- Martin , C.L. ↑
-
- Zahn – Waxler , C. ↑
-
- Cole , P. ↑
-
- Barrett,R. ↑
-
- cultural self ↑
-
- individualist ↑
-
- collectivist ↑
-
- tradition. ↑
-
- Modernization. ↑
-
- Durkheim , E. ↑
-
- anomie ↑
-
- Urry,H. ↑
-
- Nitschke , J. ↑
-
- Dolski , I. ↑
-
- Jackson , D. ↑
-
- Dalton , K. ↑
-
- Mueller , C. ↑
-
- Rosenkranz , M. ↑
-
- Stedline , R. ↑
-
- Pavot , W. ↑
-
- assertiveness ↑
-
- Drucker ,P.F. ↑
-
- Mackenzie , R.A. ↑
-
- Lakein,A. ↑
-
- Mackenzie , R.A. ↑
-
- Sparks,D.C. ↑
-
- Born , M.W. ↑
-
- Wager.D.S. ↑
-
- Robbins,s. ↑
-
- Miller , L.E. ↑
-
- Dillon , R.D. ↑
-
- webber , R.A. ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مطالعه عقده های قاعده ای در مغز[۸۱] نشان میدهد که آسیب به این منطقه، ممکن است به مشکلاتی نظیر بیش فعالی منجر شود (اسنل، ۱۹۹۷ ؛ سرجنت[۸۲] و همکاران،۲۰۰۳). بررسی های تصویرنگاری های عصبی[۸۳]نشان داده است که کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی ، در مخچه و قطعه پیشانی که در برنامه ریزی، سازمان دهی، تصمیم گیری، ادراک زمان، حافظه فعال ،بازداری و تفکر، دست اندرکار هستند ، دارای مشکلات اساسی میباشند (بار کلی، ۱۹۹۸ ؛ گید[۸۴] و همکاران، ۱۹۹۴ ؛ هایند[۸۵] و همکاران، ۱۹۹۱ ). بررسی های سوخت و ساز بدن نیز نشان دادهاند که این کودکان در شیمی عصبی مغزتفاوت های متمایزی را با سایر کودکان نشان میدهند.

همچنین بر اساس شواهد تحقیقی، نشان دادهاند که افراد دارای ADHD در سایر تواناییهای عمومی، مخصوصا عملکرد اجرایی دارای اختلال هستند (بار کلی،۲۰۰۶). منظور از کارکرد اجرایی طیف وسیعی از فرایند های مرتبط با توجه، حافظه فعال، سیالی فکر، طرح ریزی و تنظیم رفتار هدفمند میباشد. یکی از حوزه های مرتبط با عملکرد اجرایی مربوط به حافظه فعال میباشد. بنا بر نظر مولفان، حافظه فعال مکانیسم مهمی در اختلال نقص توجه و بیش فعالی میباشد. بر این اساس شواهد تحقیقی نمایانگر نقص این نوع حافظه در افراد ADHD میباشد. این نقص باعث حواسپرتی و ناتوانی در تمرکز در این افراد میگردد (کاستلانوس و تانوک، ۲۰۰۲؛ انگلهارت[۸۶]،۲۰۰۸؛ والرا[۸۷] و همکاران، ۲۰۰۴). بنابرین به نظر میرسد که اختلال در عملکرد اجرایی حافظه فعال با علائم اختلال نقص توجه-بیش فعالی مرتبط است (بار کلی،۱۹۹۶) و این ویژگی ممکن است در افراد دارای ADHD، که در زمینه استدلال، طرح ریزی، سازماندهی، و تنظیم هدف دارای مشکلات متعددی هستند، نقش مهمی داشته باشد (ریکل و براون[۸۸]، ۲۰۰۷).

مطالعات متعددی در مورد بزرگسالان مبتلا به ADHD انجام پذیرفته است و در آن ها به تاثیر آسیب دیدگی عملکرد حافظه فعال و تکالیف مرتبط با فعالیت مغز که به طور واضح دارای نابهنجاری اند ، در این افراد تأکید نموده است (داسون[۸۹] و همکاران،۲۰۰۴ ؛کاونر[۹۰] و همکاران، ۱۹۹۸؛ مکلین[۹۱] و همکاران ،۲۰۰۴ ؛ مورفی[۹۲] و همکاران ،۲۰۰۱ ؛ اسکتویتزر[۹۳] و همکاران،۲۰۰۴؛ والرا[۹۴] و همکاران، ۲۰۰۵).
مسائل و آسیب دیدگی هایی که این اختلال در دوره بزرگسالی برای فرد ایجاد میکند و همراه بودن آن با طیف گسترده ای از اختلالات همبود نظیر اختلالات اضطرابی، اختلالات عاطفی و اختلالات شخصیت لزوم مداخلات درمانی را در این اختلال، اجتناب ناپذیر گردانیده است. رویکردهای درمانی متعددی برای اختلال ADHD مطرح میباشد، که از آن جمله می توان به دارو درمانی و رویکردهای شناختی به عنوان رایج ترین درمان ها اشاره نمود. این روش ها علیرغم شیوع، مسائل متعددی را در مورد پایدار نبودن اثرات درمانی و یا عوارض جانبی داروها، نمایان ساخته اند. همچنین اثربخشی مؤثر این روش ها در گستره شناختی و یا بهبود مهارت های اجتماعی و یا ایجاد تأثیرات منفی در روند تحول از دیگر چالش های موجود در روش های درمانی رایج است (اسمیت، بار کلی و شاپیرو، ۲۰۰۶).
یکی از روش های نسبتأ نوین که در کنار سایر روش های درمانی، تحقیقات و تأییدات بالینی متعددی را به خود اختصاص داده است، درمان های نوروفیدبک میباشد. (لوبار، ۱۹۷۶ ؛ لوبار و شوس[۹۵]، ۱۹۷۷؛ آرنز[۹۶] و همکاران، ۲۰۰۹؛ موریاما[۹۷] و همکاران، ۲۰۱۲؛ لیکتی و همکاران، ۲۰۱۲[۹۸]؛ فازان و نزرودین[۹۹]، ۲۰۱۲؛ لانس برگن[۱۰۰] و همکاران، ۲۰۱۱).
درمان های نوروفیدبک بر اساس نظریه رابطه ذهن- بدن تحول یافته است و بر توانایی ذهن برای بازسازی، تغییر و التیام خود به روش طبیعی تأکید دارد (لاورنس[۱۰۱]، ۲۰۰۲). این روش از طریق تأثیر گذاری بر امواج مغزی و نیز افزایش انعطاف پذیری ذهنی امکان درمان اختلال ADHD را فراهم میسازد (دموس[۱۰۲]، ۲۰۰۵). در واقع نوروفیدبک، باعث کاهش امواج آهسته (تتا) و افزایش امواج سریع (بتا)، در کودکان و بزرگسالان مبتلا به ADHD میگردد (لوبار و دییرینگ[۱۰۳]، ۱۹۸۰؛ لوبار، ۱۹۸۴).
تحقیقات متعددی در مورد اثربخشی نوروفیدبک در درمان نقص توجه و تکانشگری و بیش فعالی (آرنز و همکاران،۲۰۰۹؛ لانس برگن[۱۰۴] و همکاران، ۲۰۱۱؛ فازان و نزرودین، ۲۰۱۲٫؛ مایر[۱۰۵] و همکاران، ۲۰۱۱) انجام شده است.
همان گونه که تصریح گردید یکی از حوزه های مؤثر در تبیین اختلال نقص توجه/بیش فعالی، اختلال در عملکردهای اجرایی-شناختی، نظیر حافظه فعال میباشد. بر اساس شواهدی که در مورد نقص حافظه فعال در افراد مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی تصریح گردیده است و نیز با تکیه بر شواهد متعدد بالینی، مولفان تلاش نموده اند تا با تقویت حافظه فعال و بهبود عملکرد این نوع از حافظه، روشی نوین در درمان نشانه های ADHD ارائه نمایند. به عنوان مثال، کلینبرگ[۱۰۶] و فرنل[۱۰۷] (۲۰۰۵)تحقیقی را با عنوان آموزش رایانه ای حافظه فعال در کودکانی که دچار نقص توجه/ بیش فعالی بودند انجام دادند. نتیجه این مطالعه نشان داد که برنامه رایانه ای باعث بهبود حافظه فعال در این کودکان می شود، همچنین این برنامه بازداری پاسخ و استدلال منطقی را در این کودکان افزایش داد.
میلتون[۱۰۸] (۲۰۱۰ ، به نقل از قمری گیوی ،۱۳۹۰) در مطالعه خود ، اثربخشی برنامه رایانه ای تقویت حافظه فعال را در انعطاف پذیری شناختی و بهبود حافظه فعال مورد تأیید قرار داد.
تحقیقات داخلی نیز اثربخشی نوروفیدبک را در درمان علائم بیش فعالی و نقص توجه تأیید میکند. برای مثال یعقوبی و همکاران (۱۳۸۸)، نشان دادند که آموزش نوروفیدبک در کاهش علایم اختلال به میزان درمان با ریتالین(Ritalin) ، در کاهش علائم بیش فعالی و نقص توجه دانش آموزان مبتلا مؤثر است.
در ایران، تأثیر نوروفیدبک بر الگوی امواج مغزی، توجه و تکانشوری در کودکان مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه (حمیدی، ۱۳۹۰)، بر عملکرد هوشی کودکان مبتلابه اختلال نقص توجه/بیش فعالی (یعقوبی و همکاران، ۱۳۸۵) ، مقایسه آن با ریتالین و درمان ترکیبی در کودکان مبتلا به ADHD (یعقوبی و همکاران، ۱۳۸۵) و بر اختلال یادگیری همراه با ADHD (نوری زاده و همکاران، ۱۳۹۱) مورد بررسی قرار گرفته است.
همچنین، اثر بخشی آموزش رایانه ای، در تقویت حافظه فعال کودکان مبتلا به نارسا خوانی و نقص توجه- بیش فعالی، در مطالعات قمری گیوی (۱۳۹۰)، مورد تأیید قرار گرفت.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و بند ب ماده ۳ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال ۱۳۸۱ ، ریاست و نظارت بر ضابطین دادستری از حیث وظایفی که به عنوان ضابط بر عهده دارند دادستان است .

ماده ۹۶ آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح مقرر داشته است:
پرسنل نیروی انتظامی از نظر انضباطی تابع آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح « مصوب فرماندهی کل قوا » میباشند .
ماده ۱۳۵ آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح :
رسیدگی به تخلفات پرسنلی که فرمانده نیروی مربوطه برای آنان پیشنهاد محرومیت از ترفیع ، تنزیل درجه یا رتبه ، معافیت از خدمت یا اخراج از خدمت میدهد و هم چنین رسیدگی به شکایات پرسنل از رده های بالاتر در امور خدمتی قانون ارتشی و هیئت های مشابه در ستاد فرماندهی کل قوا ، سپاه و نیروی انتظامی به عمل میآید .

تبصره : ذی نفع نسبت به آرای قابل اجرای هر دو هیئت ( قانون ارتش و هیئت های مشابه در ستاد فرماندهی کل قوا ، سپاه و نیروی انتظامی ) میتواند به مراجع صالحه قضایی تظلم نماید.
اصل ۱۱۰ قانون اساسی : وظایف و اختیارات رهبر :
……………….. ۴ – فرماندهی کل نیروهای مسلح ………………… ۶ – نصب و عزل و قبول استعفا : ……………….. و – فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی ………… .
اصل ۱۴۹ قانون اساسی : ترفیع درجه نظامیان و سلب آن به موجب قانون است .
با عنایت به مواد ذکر شده و سایر مقررات و آیین نامه های انضباطی نیروی انتظامی «ناجا» انجام دستورات مافوق در سلسه مراتب بین نیروهای انتظامی امری بدیهی است . از جهتی به موجب بند ب ماده ۳ قانون احیاء دادسرا ریاست و نظارت بر ضابطان دادگستری از حیث وظایف ضابطیت با دادستان است . از مجموع مطالب مذکوره مستفاد می شود که دادستان در عزل و نصب ، تشویق ، تنبیه نیروی تحت امر خود و تنزل درجه هیچ گونه اختیاری ندارد لذا نمی تواند به نحو شایسته بر انجام امور ضابطان نظارت نماید . مسأله زمانی بغرنج می شود که دو دستور متعارض از سوی دو مقام قضایی و انتظامی صادر گردد که عملاً این معضل به دفعات مشاهده گردیده است . در این تعارض اگر ضابط به اجرای دستور مقام قضایی قیام نکند به موجب ماده۲۰ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مرتکب جرم شده است . از جهتی سرپیچی از دستور مقام مافوق نیز ممنوع میباشد . حال تصور این فرض که نیرویی تحت امر کامل یک مقام باشد ولی آن مقام حق هیچ گونه اعمال قدرت در مورد ضابطین را نداشته باشد و حتی تعویض و یا تشویق مأمور از ید اختیار او خارج باشد امری محال است که متأسفانه این محال در کشور ماوجود داشته و تبعات منفی آن گریبان گیر دستگاه قضا میباشد .
مسأله قابل ذکر دیگر جدا بودن تشکیلات نیروی انتظامی از دادگستری است که موجب شده تعداد بسیار کمی از پرسنل نیروی انتظامی تکالیف ضابطیت را انجام دهند و عملاً بسیاری از قسمت های ناجا خود را خارج از ضابطان دادگستری قلمداد میکنند . برای نمونه پرسنل راهنمایی و رانندگی را می توان نام برد که با وجود نیروی انتظامی قلمداد شدن و به تبع آن طبق بند اول ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری جزء ضابطین دادگستری محسوب میگردند عملاً در هنگام صدور دستور از ناحیه ی دادستان مبنی بر دستگیری یک مجرم فراری نظیر سارق با بیان آن که فقط در مورد تخلفات راهنمایی و رانندگی انجام وظیفه میکنند از اجرای دستور استنکاف می نمایند . بدین ترتیب نیروی انتظامی در میان پرسنل خود ضابطان را مشخص نموده است نظیر پرسنل شاغل در کلانتری ها و آگاهی و در مقیاس کمتری در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی ، در این بین این محدودیت را حتی به درون این پرسنل نیز تعمیم داده است به گونه ای که حتی کل پرسنل کلانتری نیز وظیفه ی ضابطیت را به تمامی انجام نمی دهند .
در مورد مأمورین حفاظت و اطلاعات ناجا همواره بحث هایی در خصوص ضابط دادگستری محسوب گشتن و یا نبودن مطرح بوده است . در مجموعه نشست های قضایی نظرات زیر مطرح شده :
نظریه اکثریت : سازمان حفاظت اطلاعات ناجا مطابق قانون نیروی انتظامی ، سازمانی است مستقل که در کنار سازمان عقیدتی و سیاسی زیر نظر مستقیم رهبری انجام وظیفه می کند . مطابق قانون ناجا ، تمامی وظایفی را که سازمان حفاظت اطلاعات ارتش دارد این حفاظت نیز دارا میباشد پس با توجه به آن که اطلاق نیروی انتظامی به عنوان ضابط عام قوه قضائیه شامل سازمان حفاظت اطلاعات هم می شود و نیز با توجه به این که در خصوص جرایم نیروهای مسلح وظیفه دارد که حتی در جرایم مشهود این نظامیان وارد شده و اقدامات لازم را انجام بدهد ، قوه قضائیه محسوب می شود .
نظریه اقلیت : سازمانی است مستقل از نیروی انتظامی و تصریحی بر ضابط بودن آن هم وجود ندارد.
نظریه کمیسیون : با توجه به ماده ۵ قانون ناجا مصوب ۶۹ سازمان حفاظت و اطلاعات ناجا سازمانی مستقل و متمرکز است که وظایف آن اجرای بند ۲۵ ماده ۴ قانون مذبور ( تلاش مداوم و مستمر در جهت حفظ و صیانت سازمان در زمینههای امنیتی ) میباشد . پس سازمان یاد شده از اطلاق بند « ۱ » ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه ی عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ خارج بوده و ضابط قوه قضائیه محسوب نمی شود مگر در مورد جرایم امنیتی موضوع تبصره « ۱ » ماده ۵ قانون ناجا ناظر بر ماده ۱۶ قانون استخدامی ارتش که در محدوده وظایف و مأموریت های محوله قانونی با رعایت مقررات قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضابط تلقی میگردد .(سازمان قضایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران،۱۳۸۵،۲۴)
با این توضیحات و در مجموع با اخذ این روش عملاً ناجا برخلاف وظیفه ی ذاتی خود و حکم قانون قدم بر میدارد ، در کنار آن اعطای اختیاراتی در عرض صلاحیت مراجع قضایی نیز باعث بروز مشکلات عدیده در انجام وظایف خصوصاًً در مرحله ی تحقیقات مقدماتی و اجرای حکم شده است لذا با تدوین مقرراتی کامل و جامع که صلابت دستگاه قضا و پرسنل وابسته به آن را در پی دارد ، در جهت اجرای صحیح عدالت قدم برداشته تا از تشتت آرای و عقاید مختلف در زمینه قضایی جلوگیری شود.
گفتار دوم -تعدد محاکم رسیدگی کننده به جرایم ضابطان دادگستری
نقش ضابطان دادگستری همواره بعد از وقوع جرم ظاهر می شود. در فاصله ی زمانی وقوع جرم و یا شروع به آن تا مرحله ی صدور حکم و اجرای کامل آن رابطه بین ضابطان دادگستری با مراجع قضایی برقرار می شود . ویژگی خاصی که در خصوص ارتکاب جرایم توسط ضابطین دادگستری به چشم میخورد آن است که مرتکب از نظر رابطه ی استخدامی عضویت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را دارا است و قانوناً نظامی محسوب می شود و از طرفی به تبع انجام و ظیفه در مقام ضابط دادگستری تحت امر مقام قضایی است . بنا به اصل یکصد و هفتاد و دوم قانون اساسی که بیان میدارد : برای رسیدگی به جرایم مربوطه به وظایف خاص نظامی یا انتظامی اعضای ارتش ، ژاندارمری ، شهربانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، ضابط دادگستری مرتکب شوند در محاکم عمومی رسیدگی می شود .
تبصره ۲ ماده ۱ قانون دادرسی نیروهای مسلح مصوب ۱۳۶۴ : جرایمی که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شده باشند در محاکم عمومی رسدیگی می شود .
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۱) تعریف نظری هوش
مفهوم هوش شاید به اندازه خود انسان قدمت داشته باشد. به نظر میرسد که ما انسانها، مدتها است این عقیده را پذیرفته ایم که بعضی مردم در تصمیمگیری بهتر از بقیه هستند. با اینکه در کل پذیرفته شده بود که هوش به عنوان یک ویژگی فردی وجود دارد، تنها از اواخر قرن نوزدهم بود که برای اندازهگیری رسمی و علمی آن تلاشهای جدیدی آغاز شد. اولین کسی که در این مورد اقدام کرد فرانسیس گالتون[۹۳] بود، اما آلفرد بینه[۹۴] بود که در سال ۱۹۰۵ نمونه اولیه آزمون هوش واقعی را تهیه کرد (برادبری و گریوز، ۲۰۰۵، ترجمه گنجی، :۱۵۰-۱۴۸)؛ با این حال ارائه یک تعریف ثابت و مشخص برای هوش مشکل است، و بر سر تعریف آن توافق وجود ندارد، چرا که هوش کیفیتی قابل رویت نیست و تنها از روی آثارش بررسی میشود (گل پور، آقایی و خاکسار، ۱۳۸۴؛ به نقل از عباس آبادی، ۱۳۸۸). هوش توانایی سازگاری با محیط است (آقایار و شریفی، ۱۳۸۶، :۳۶؛ ربانی، ۱۳۵۷، : ۳۲ به نقل از ضمیری، ۱۳۸۷). گاردنر هوش را ظرفیت حل مسئله، تطابق با فرهنگ و تأکید بر آگاهی میداند (گلمن، ۱۳۸۳، :۷۲). و اینکه روان شناسان معمولا انواع هوش را شناسایی و به سه گروه اصلی هوش انتزاعی[۹۵]، هوش عینی[۹۶] و هوش اجتماعی طبقه بندی کردهاند (جانسون و ایندویک، ۱۹۹۹؛ به نقل از سبحانی نژاد و دیگران، ۱۳۸۷). بنابرین تعریفی کاملتر میباشد که سه مؤلفه بهره برداری از تجربیات گذشته، استعداد یادگیری امور و سازگاری با محیط برای حل مسائل را داشته باشد (یزدان پناه، ۱۳۷۹، :۵۶؛ به نقل از ضمیری، ۱۳۸۷).


۲-۴-۲)تعریف هیجان
واژه هیجان از فعل لاتین Moere به معنای حرکت گرفته شده است که تمایل به حرکت به سوی احساسات و عواطف را نشان میدهد (سبحانی نژاد و یوزباشی، ۱۳۸۷، :۱۵؛ خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۲). در فرهنگ لغت مایکروسافت (۲۰۰۰) مترادفهای این واژه عبارتند از پرتحرک، تاثر بار، رقت بار، پرشور و مهیج یا برانگیختگی (هاشمی، ۱۳۸۵ ؛ به نقل از ضمیری، ۱۳۷۸). تا قبل از سال ۱۹۸۰ تفکر عمده این بود که هیجان باعث تخریب هوش و حواس افراد میشود و فلاسفهی یونان قدیم، هیجانها را امور شخصی میدانستند که توسط افراد جذب شده و نمی توانند راهنمایی عقلایی باشند (اکبرزاده، ۱۳۸۳، :۹؛ به نقل از عباس آبادی، ۱۳۸۸)؛ امّا از اوایل دهه ۱۹۸۰ بود که دانشمندان متوجه شدند هیجانها به هوش کمک میکنند (برادبری و گریوز، ۲۰۰۵، ترجمه گنجی، : ۱۵۱-۱۵۰). بنابرین هیجانها احساساتی هستند هم به زندگی شور و نشاط میبخشند و هم سازگاری فرد را با محیط فیزیکی و هم با محیط اجتماعی آسان میسازند؛ و دارای سه ویژگی (مؤلفه) همراه بودن با تغییرات جسمانی، وجود محرک و انگیزه برای ایجاد هیجان و به دنبال داشتن تظاهرات قابل مشاهده فیزیولوژیکی و رفتاری میباشند (آقایار و شریفی، ۱۳۸۶، : ۴۰-۳۶؛ سپهریان، ۱۳۸۶، :۲) و این که هیجان واکنش شدید و کوتاه ارگانیکی به یک موقعیت است که با حالتی (خوشایند یا ناخوشایند) همراه میباشد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۲).
۲-۴-۳)تعریف هوش هیجانی
دو واژه هوش و هیجان که مشترکا واژه هوش هیجانی را میسازند به صورتهای گوناگون تعریف شدهاند (کریم زاده و سلسبیلی، ۱۳۸۷، :۷). با این حال هوش هیجانی نیز مانند هوش و هیجان از یک تعریف پیوسته و همه گیر برخوردار نیست، اما همین تعاریف مختلف لیکن مکمل از دیدگاههای مختلف، نقطه قوت هوش هیجانی هستند (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۳؛ نیکوگفتار ۱۳۸۵). لیکن با وجود این اختلافها و تعاریف، همگی در مفید بودن هوش هیجانی در عرصههای مختلف زندگی انسان متفق القول هستند. برخی از محققین هوش هیجانی را نیز نوعی از هوش میدانند که باعث شناخت خود و دیگران میشود و کمک میکند در زندگی شخصی و کاری با دیگران رابطهای سازنده داشته باشیم (پتن[۹۷]؛ ماریک الیاس[۹۸] به نقل از شریفی درآمدی، ۱۳۸۶). هوش هیجانی است که تعیین میکند چگونه رفتار خود را اداره کنیم، چگونه با مشکلات اجتماعی کنار بیاییم و چگونه تصمیماتی بگیریم که به نتایج مثبت ختم شوند (برادبری و گریوز، ۲۰۰۵، ترجمه گنجی، ۱۳۸۸، :۱۷). پت ریدیس و فارنهام[۹۹] (۲۰۰۱) هوش هیجانی را مجموعهای از خود ادراکیهای هیجانی مرتبط با تواناییها و خلاقیت هایی میدانند که توسط آزمونهای خود ابرازی اندازهگیری میشود (لاندا[۱۰۰]، ۲۰۰۸). گروهی از محققین هوش هیجانی را حاصل تعاملات خاص مغز و قلب آدمی میدانند (کوپر و ساواف، ۱۹۹۷). مایر و سالووی (۱۹۹۷) هوش هیجانی را شامل توانایی درک هیجان و آگاهی از هیجانها، توانایی دستیابی و ایجاد احساسات، تسهیل فعالیتهای شناختی، تعامل سازگارانه و توانایی تنظیم هیجانها در خود و دیگران میداند. (اکبرزاده، ۱۳۸۰). هوش هیجانی تمایز قائل شدن میان هیجانهای خود و دیگران به منظور کنترل اعمال و رفتار خود میباشد (کریم زاده، ۱۳۸۷، :۳۸). و این که هوش هیجانی زیر مجموعهای از هوش اجتماعی، و مدیریت هیجانها در روابط با انسانها و توانایی ترغیب دیگران میباشد (گلمن، ۱۹۹۵؛ به نقل از سپهریان، ۱۳۸۶، :۴).
۲-۴-۴) اهمیت هوش هیجانی:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

پیشرفت ها در دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات آنقدر قابل توجه بوده است که تاثیر آن بر روی زندگی افراد بسیار چشمگیر است. مسلماً حضور فناوری های جدید ارتباطی و اطلاعاتی از قبیل اینترنت که ابزار کاربردی و مناسب برای ایجاد ارتباط و گسترش اطلاعات است غیر قابل انکار بوده و برای کسب و کارها و صنایعی همچون گردشگری که نیاز به ایجاد ارتباط و اطلاع رسانی دارد بیش از یک نیاز است. از طرفی پیشبینی وضعیت صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۰ حاکی از آن است که تعداد گردشگران به ۶/۱ میلیارد نفر افزایش خواهد یافت و این یعنی ۵/۲ برابر آنچه در پایان دهه ۹۰ میلادی شاهد آن بودیم. (رنجبران و زاهدی، ۱۳۹۰: ۲۱۹) بنابرین این آمار نشان میدهد که این صنعت نیازمند بروز شدن و انطباق با فن آوری های جدید است تا بتوان آن را به سهولت به کنترل درآورد.

اتفاقی که در دهه اخیر رخ داده است این بوده که شبکه های سنتی توزیع امکانات اقامتی برای گردشگران به سرعت جای خود را به پایگاه های الکترونیکی و واسطه های اینترنتی دادهاند (Kasavana and Singh, 2001: 127). اینترنت به مشتریان بالقوه هتل ها اجازه میدهد که درمورد تسهیلات هتلها آشنایی پیدا کرده و قیمتها را بدون ارتباط با مسئول فروش هتل مقایسه نمایند (Connolly et.al., 1998). همچنین اینترنت فرصتی را برای شرکتها فراهم کردهاست که بتواند از طریق آن علاوه بر کسب بازار داخلی خود را به بازارهای جهانی نیز معرفی کنند (Yeh et.al., 2005). از طرفی دیگر شرکتهای ارئه دهنده خدمات پذیرایی (مانند هتل ها) از پایگاه های الکترونیکی به منظور بهره بردن از استفاده های عملی و خلاقانه تجارت اینترنتی استفاده میکنند (Kim et.al., 2006: 890). صنعت هتلداری از فناوری اطلاعات خصوصاً نظام دخیره اتاق به صورت اینترنتی با دانستن نیازهای اطلاعاتی مشتریان درمورد خدمات و محصولات هتل، استفاده میکند که در نهایت بتواند انتظارات مشتری را برآورده سازد و ضمن بهبود بخشیدن به خدمات خود درآمد را افزایش و هزینه ها را کاهش دهد (Siguaw et.al., 2000).
به این ترتیب استفاده هتلداران از خدمات اینترنتی به شکل راه اندازی پایگاه های الکترونیکی و قرار دادن اطلاعات لازم برای مشتریان به صورت چند رسانه ای در آن و همچنین برقراری امکان ذخیره اتاق و پرداخت اینترنتی بسیار مورد نیاز به نظر میرسد. حال باید دید که ایجاد و توسعه این پایگاه های الکترونیکی قادر خواهد بود تا میزان گردشگران و مراجعین به این پایگاه ها را افزایش دهد و در واقع ارتباطی بین این دو مورد وجود دارد یا خیر. در واقع دانستن این مطلب یک نیاز برای هتلداران محسوب می شود، چراکه اگر- با توجه به مزیتهایی که قبلا اشاره شد- ایجاد و توسعه یک پایگاه الکترونیکی علاوه بر رفع نیاز مشتریان بتواند مشتری هتل را نیز افزایش دهد با در نظر گرفتن میزان هزینه نسبتا اندکی که در بر میگیرد سودآوری بالایی را برای هتل ها خواهد داشت و در نگاه کلی می توان اعتماد به صنعت گردشگری را بیشتر کرده و آن را رونق بخشد. از طرف دیگر هتلداران میتوانند با اطمینانی بیشتر نسبت به روز کردن اطلاعات خود در پایگاه های الکترونیکی و اضافه کردن امنیت، نظم و سرعت بیشتر به آن که از جمله عوامل مؤثر در جذب مشتری از بازدید یک پایگاه الکترونیکی است میزان گردشگران را افزایش دهند. از سوی دیگر پژوهش حاضر با توجه به رشد فناوری اینترنت سعی در پی بردن به روابط تاثیر روزافزون آن بر گردشگری دارد. در دنیای امروز نقش اطلاع رسانی از طریق فضای مجازی سبب ایجاد مزیت رقابتی شده است که متاسفانه در ایران با روند کندی رو بروست. با توجه به موضوع مورد نظر این پژوهش و عدم فعالیت های خاص در این حوزه انتظار می رود این تحقیق دریچه ی تازه ای رو به هتل داران و متولیان گردشگری باز نماید تا نسبت به تحولات سریع دنیای مجازی و مزیتهای بالقوه ی آن هشیار گردند.
۱- ۴ اهداف پژوهش
هدف کلی از انجام این پژوهش پی بردن به وجود رابطه بین توسعه و ارتقا پایگاه های الکترونیکی هتلها و در نتیجه آن افزایش میزان گردشگر است. که این مطالعه روی برخی از هتلهای شهر یزد انجام میگیرد.
اما در پی این هدف کلی نیز اهداف زیر مد نظر است:
-
- شناسایی راهکارهای توسعه پایگاه های الکترونیکی و میزان کشش تقاضا توسط آن ها،
-
- بحث و بررسی در مورد عملکرد پایگاه های الکترونیکی هتلهای شهر یزد و میزان جذب آن ها.
- بررسی نقش اینترنت و پایگاه های الکترونیکی در افزایش و جذب گردشگر.
۱-۵ پرسش های پژوهش
پژوهش حاضر سعی در یافتن پاسخ برای پرسش های مطرح شده ی زیر دارد:
-
- آیا ارتباطی بین توسعه پایگاه های الکترونیکی هتلهای شهر یزد و افزایش میزان گردشگران وجود دارد؟
-
- به چه میزان گردشگران برای سفر خود از امکانات اینترنتی به منظور ذخیره محل اقامت بهره میبرند؟ (برای استفاده از هتل اقامتی خود)
-
- آیا گردشگران به ذخیره آنلاین اعتماد دارند؟
-
- آیا گردشگران ذخیره آنلاین را دارای امنیت می دانند؟
-
- آیا گردشگران ترجیح میدهند برای ذخیره اتاق از روش های سنتی استفاده کنند؟
-
- آیا گردشگران ترجیح میدهند برای ذخیره اتاق از روش های نوین استفاده کنند؟
- آیا طراحی زیبا و جذاب پایگاه الکترونیکی هتل روی انتخاب گردشگران تاثیر دارد؟
۱-۶ فرضیهها ی پژوهش
-
- به نظر میرسد گردشگران به ذخیره آنلاین اعتماد دارند.
-
- به نظر میرسد گردشگران ذخیره آنلاین را دارای امنیت می دانند.
-
- نظر میرسد گردشگران ترجیح میدهند برای ذخیره اتاق از روش های سنتی استفاده کنند.
-
- به نظر میرسد گردشگران ترجیح میدهند برای ذخیره اتاق از روش های نوین استفاده کنند.
-
- به نظر میرسد گردشگران ترجیح میدهند ذخیره آنلاین حتما از طریق پایگاه الکترونیکی هتل صورت گیرد.
-
- به نظر میرسد طراحی زیبا و جذاب پایگاه الکترونیکی هتل روی انتخاب گردشگران تاثیر دارد.
- به نظر میرسد توسعه پایگاه های الکترونیکی هتل ها بر افزایش میزان گردشگری تاثیر دارد.
۱-۷ روش انجام پژوهش
به منظور رسیدن به اهداف و اثبات فرضیه در این پژوهش تحقیق میدانی صورت پذیرفته است و از نظر نوع به صورت توصیفی- تحلیلی میباشد. ابتدا با توجه به سوالات مطرح شده فرضیات پژوهش شکل گرفته و مطابق با آن پرسشنامه ای تهیه شده است و در اختیار نمونه های جامعه آماری قرار داده شده. اطلاعات موجود در این پرسشنامه به سوالات پژوهش پاسخ میدهد و به اثبات فرضیهها می پردازد.
۱-۸ محدودیتهای پژوهش
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابرین انقلاب اسلامی بیش و پیش از هر چیز یک انقلاب فرهنگی است و نه یک انقلاب سیاسی یا اقتصادی . انقلاب اسلامی به معنی دگرگونی است که هدف آن برقراری ارزش های اسلامی در جامعه بوده است. کلمه اسلامی در این ترکیب دلالت بر آن دارد که در این شکل از حکومت ، اصول و آموزه های اسلامی حاکم است. انقلاب اسلامی اگرچه خصلت ها و غایات سیاسی و اقتصادی نیز دارد اما به صورت اولی و در پی استکمال روحی و معنوی افراد جامعه به واسطه تحقق یافتن ارزش های اسلامی است و سایر مقاصد آن جنبه فرعی دارند و تنها به سبب تاثیری که بر جنبه اصلی میگذارند، موضوعیت مییابند.


دینی بودن نظام جمهوری اسلامی
نظامی که در آن دین و شریعت مبنای اصلی اداره امور جامعه باشد و قوانین بشری در تطابق با قوانین الهی تهیه و تنظیم شود،آن نظام دینی است. بر اساس شریعت اسلام نظام دینی ، نظامی است که چارچوب کلی و سیاست گذاری اصلی آن را دین ترسیم کند و حاکمیت اصلی از آن خداوند باشد. «مراد و منظور اولیه مردم و رهبران انقلاب، به ویژه رهبر کبیر آن امام خمینی از جمهوری، جمهوری بود که در همه دنیا مطرح و غالبا حاکم بود. رهبر انقلاب تأکید داشت که ” طرز جمهوری همان جمهوری است که همه جا هست”.” حکومت جمهوری اسلامی هم یک جمهوری است مثل سایر جمهوری ها لکن محتوایش اسلام است.” “شکل حکومت ما جمهوری اسلامی است. جمهوری به معنای اینکه متکی بر آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است”. [۸۶]»
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اکثریت مردم با اعتقاد دیرینه خود به دین اسلام، محتوای حاکمیت را در قالب نظام اسلامی ،تعیین نموده اند. لذا اراده آزاد و اسلامی مردم به صورت مشارکت همگانی برای تعیین نظام سیاسی کشور، پدیدار شده است.
«در اندیشه سیاسی اسلام، حکومت برای حکومت نیست. یعنی حکومت منزلت ذاتی و غایی ندارد بلکه در حکم ابزار و وسیله برای رسیدن به مقصد و منظور دیگری است که همان ارزش های اسلامی است. اسلام به صورت ذاتی در پی تشکیل حکومت و برپایی نظام سیاسی نیست بلکه چون تحقق یافتن آموزه های آن متوقف به در اختیار گرفتن قدرت سیاسی است ، حکمرانی موضوعیت پیدا میکند.روشن است که لازمه تحقق یافتن ارزش های اسلامی در ساحت اجتماع،تشکیل حکومت است .زیرا این ارزش ها ، آنگاه اجرا و پیاده می شود که نظام های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در یک جامعه بر مبنای آن ها طراحی شده باشد. در غیر این صورت ، نظامات اجتماعی غیر دینی (سکولار)، مجال نخواهند داد که ارزش های اسلامی، حکم فرما و در جامعه مستقر شوند. به بیان دیگر تحقق تمام ارزش های اسلامی در جامعه، محتاج امکانات و مقدوراتی در ابعاد حکومت است. از این رو هر اندازه که به قدرتی فروتر از حکومت بسنده شود، از بضاعت و توان تحقق ارزش های اسلامی ،کاسته می شود.[۸۷]»
«بنابرین حکومت اسلامی مکلف است ارزش های معنوی و فرهنگی اسلام را در جامعه محقق سازد و این مهم ترین و عالی ترین تکالیف حکومت اسلامی است که آن را از حکومت سکولار متمایز میسازد.باید اضافه کرد که یکی از نتایج مهم مترتب بر این بحث آن است که در میان نهادهای درون نظام سیاسی ، نهادهایی که تکالیف تعلیمی و تربیتی (فرهنگی) را بر عهده دارند، از نهادهای دیگر اهمیت بسیار بیشتری دارند.
تفاوت جامعه دینی با جامعه سکولار، توجه به تکامل معنوی است. تفاوت اصلی جامعه دینی (اسلامی) با جوامع سکولار، در این است که در جامعه اسلامی امور معنوی و روحی برخاسته از دین اصالت دارد. به گونه ای که نیازها و خواسته های مادی باید در این چارچوب کلی و حاکم براورده شود. هدف اعلای زندگی اجتماعی، برآورده شدن حوایج و علایق مادی نیست بلکه استکمال معنوی و روحی انسان است.[۸۸]»
دولت اسلامی باید نسبت به اشاعه فرهنگ اسلامی و مقابله با فرهنگ ها و خرده فرهنگ های ناسازگار با آن در جامعه اسلامی احساس مسئولیت و اقدام کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی تصریح کردهاند که حکومت اسلامی موظف به هدایت فرهنگی جامعه است . به این معنی که کارگزاران فرهنگی در نظام سیاسی مبتنی بر اسلام، باید در چارچوب اسلام و ارزشهای فرهنگی آن، فضایل را ترویج کنند و رذایل را بزدایند.
«رهبر معظم انقلاب تأکید میکنند: تفاوت حاکم اسلامی با دیگر حاکمان، در این است که حاکم اسلامی مکلف است به واسطه هدایت فرهنگی مردم و بیان حقایق دینی برای آن ها و امر به معروف و نهی از منکر، مسیر سعادت اخروی و رسیدن آن ها به بهشت را بر ایشان هموار سازد. ایشان همچنین معتقدند که بر عهده مدیران و مسئولان در حکومت اسلامی است که مقدمات و زمینههای صلاح و خیر را در جامعه فراهم سازند و با مقدمات و زمینههای فساد و شر مبارزه کنند.ایشان بر این باورند که بر اساس شریعت اسلامی و قوانین نظام جمهوری اسلامی ، کارگزاران فرهنگی باید زمام و مهار فرهنگ عمومی را در اختیار گرفته و خود را متولی آن قلمداد کند. رهبر معظم انقلاب می فرمایند: نمی شود مسئولین کشور مسئولیتی احساس نکنند در زمینه هدایت فرهنگی جامعه. دولت و مسئولان موظفند که توجه کنند به جریان عمومی فرهنگ جامعه: ببینید کجا داریم می رویم، چه دارد اتفاق می افتد، چه چیزی در انتظار است.اگر چنانچه مزاحماتی وجود دارد،آن ها را برطرف کنند. جلوی موانع را،عناصر مخرب را، عناصر مفسد را بگیرند. ما مسئولیت شرعی داریم. مسئولیت قانونی داریم در قبال فرهنگ کشور و فرهنگ عمومی کشور. دولت وظیفه برای ترویج بیشتر دین دارد. باید توان خودش را صرف کند در راه تروبج فضایل و جلوگیری از آنچه مزاحم رشد فضایل است. پس بنابرین فرهنگ جامعه متولی میخواهد.[۸۹]»
در قانون اساسی وجود معیارهای زیر میتواند بیانگر دینی بودن نظام تلقی شود:
-
- «احاطه کامل دین رسمی بر اداره امور کشور: یکی از ویژگی های نظام دینی، اولویت قوانین شریعت بر سایر قوانین و مقررات موجود در جامعه است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، در اصل ۱۲ و ۱۴ صراحتا به دینی بودن نظام و الزام به تطبیق کلیه قوانین و مقررات با موازین اسلامی اشاره شده است.
-
- تأکید بر مبانی اعتقادی: در یک نظام دینی، مبانی اعتقادی پایه های اعتقادی را تشکیل میدهد. این مبانی در تمام امور جامعه، به ویژه در پایه ریزی نظام اجتماعی ، نقش راهنما را ایفا میکنند. قانون اساسی به خوبی بیانگر این چارچوب اعتقادی است. همان گونه که در اصل اول آمده است: تأسيس نظام جمهوری اسلامی ، بر پایه اعتقادات دیرینه مردم به حکومت حق و عدل و قرآن و بر پایه ایمان به توحید،نبوت،معاد،عدل، امامت و رهبری قرار گرفته است و ادامه حیات آن نیز بر پایه همین مبانی استوار است.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظامهای سیاسی قانونمدار که خود را مقید به رعایت حقوق اساسی و اولیه مردم در زمینههای مدنی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میدانند و نظامهای سیاسی فردسالار که همه امکانات موجود را برای استمرار بقای فرد حاکم و ایدئولوژی مورد قبول او به خدمت گرفته و نیازها، خواستهها و حقوق مردم را در پرتو اندیشههای آن فرد حاکم معنا، تعریف و تفسیر میکنند، بیتردید شخصیتها و رفتارهای فردی و اجتماعی متفاوتی را در بین جمعیت مردم ایجاد کرده و به عنوان یک عامل کلان میتوانند رفتارهای منحرفانه و مجرمانه متفاوتی را موجب شوند.


در نظامهای سیاسی نوع اخیر، بخش عمدهای از بزهکاران در واقع قربانیان سیاستهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و به طور کلی نحوه حکومتداری و حکمرانیاند. این افراد در واقع قربانی نقض انواع حقوق بشر در این قبیل نظامهایند، ولی محیط نوع دوم، یعنی محیط اجتماعی شخصی- همان گونه که از نام آن برمیآید- شامل فضای تولد، رشد و تحول انسان شده و در هر شخصی ویژگیهای مختلفی دارد. به عبارت دیگر، عوامل محیط اجتماعی شخصی هر کس با دیگری متفاوت است. لذا در مورد پیشگیری اجتماعی از جرم به توضیحات فوق بسنده نموده و در پایان ذکر این نکته لازم و ضروری به نظر میرسد که در برخی کشورهای عضو میثاق، با وجود دارا بودن امکانان مادی و فرهنگی و به رغم فرصتی که این میثاق برای تضمین این حقوق به آن ها داده، هنوز فقر اقتصادی و فرهنگی بر مردمان آن ها سیطره دارد و دولتهای متبوع آن ها اقدامهای اجتماعی لازم را برای پیشگیری عادلانه از بزهکاری، انحراف، ناسازگاری به عمل نیاوردهاند. در چنین جوامعی اگر نه همه، دستکم وقوع بخشی از جرایم در حقیقت ناشی از نقض حقوق بشر توسط خود دولتهاست؛ در نتیجه آن ها ناگزیر از تحمل هزینه های کیفری و پلیسی اعمال ارتکابی خود میباشند. از یک سو مردم از نظر اقتصادی و فرهنگی در فقر مادی و معنوی دست و پا میزنند و از سوی دیگر، از نظر اجتماعی خوردن انگ مجرمیت و سوء پیشینه کیفری آنان نمود بیرونی مییابد. هر اندازه ناعادلانه بودن پیشگیری اجتماعی یا به عبارت دیگر عدم تحقق و تضمین حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افراد پررنگتر شود، به همان میزان ضرورت پیشگیری وضعی و پیشگیری کیفری از جرم که عادلانه بودن تدابیر آن ها نیز ملازمه با رعایت حقوق بشر ولی این بار از نوع مدنی و سیاسی آن دارد، بیشتر احساس خواهد شد. (چاله چاله، اصول مبانی پیشگیری از جرم، ص۶۰).
۱-نقش رسانه در جرمزایی و جرمزدایی
هر روز شاهد شرح مفصلی از جرایم اتفاقی در مطبوعات و رادیو و تلویزیون کشورمان هستیم. بسیاری از نشریات قبل از این که نشریات علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی باشند نشریه جنایی هستند تا آن جا که بعضی حتی ادامه حیاتشان منوط به انتشار این اخبار و گزارشهای غیرواقعبینانه است. از طرفی استقبال مردم نیز از این گونه اخبار کم نیست. ۷٪ مطبوعات اروپایی مطلب خود را به بزهکاری اختصاص میدهند و از هر ده نفر شهروند فرانسوی ۷ نفر نگرانند که مبادا قربانی جرم شوند.
تحقیقی که کمیسیون جوانان دانمارکی در سال ۱۹۴۶ به عمل آورد حاکی از این امر است که متون مورد علاقه طبقه جوان دانمارک مباحث جنایی و ستون حوادث هفتگی است.
رسانه های جنایی با عادی جلوه دادن وقایع جنایی یا هیجان بخش به اخبار و گزارشها در جهت خلق شرایط جذبکننده برای مشتریان و حفظ مشتریان تلاش میکنند و به بزرگنمایی و تعریف و تمجید و توجیه پدیدههای جنایی میپردازند.
ادبیات مورد استفاده این قبیل رسانه ها را اصطلاحاً «سیاه» میگویند.
در موارد فوقالذکر بیشتر به کارکردها و مکانیسمهای منفی رسانه در افزایش دامنه جرم و خیانت اشاره شد و تأثیرات احتمالی و الگوبرداری مؤثر در تمایل به انجام اعمال ضداجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و گفته شد که جرمزدایی رسانه ها به عواملی همچون تعامل محتوای رسانه ها (خصوصیات جرایم و مجرمان آن ها) بافت رسانه ها، مقدار پوشش، سبک ارائه، پخش جرایم همراه با حمایت از آن ها و بافت اجتماعی (هنجارهای فرهنگی موجود، گرایشهای مصرفکنندگان، فرصتهای ارتکاب جرم و تعداد خلافکاران) بستگی دارد و این شواهد دلالت بر این امر داشتند که رسانه ها بر برخی افراد تاثیرات قابل توجهی گذاشته و اگرچه نمیتوانند از افرادی که زمینه آن را ندارند، مجرم بسازند اما نقش کاتالیزور، معلم و آموزشدهنده را به خوبی بازی میکنند، مخصوصاً کودکان و بیماران روانی و طالبان شهرت و تروریسمها را به شدت تحریک مینمایند اما در مکانیسم مثبت باید گفت رسانه ها به دلیل برخورداری از حجم زیاد مخاطب، میتوانند از لحاظ بسیج منابع جهت تحقیق جنایی و کمک به مأموران تحقیق مورد توجه قرار گیرند.
رسانه ها با توصیف اشخاص و علایم و نشانه های تبهکاری و تبهکاران فراری که پلیس در جستجوی آن ها است و انتشار مشخصات گمشدگان، انتشار علل وقوع جرم و توصیف اشیای مسروقه و وضعیت بزه دیده، انتشار شماره اسکناس های مسروقه، مردم را متوجه اعمال بزهکاران نمایند و از طرفی با آموزش و روشهای مقابله با جرایم و تنویر افکار عمومی نقش پیشگیرانه ایفا نمایند و با دادن اطلاعات هشداردهنده به افزایش مکانیزمهای نظارتی و کنترلی کمک نمایند یا آن که با شانتاژهای تبلیغاتی و زیر سؤال بردن جرم مانع اشاعه جرم شوند و یا با عدم پوشش خبری و استفاده از شگردهای خاص پوشش، مانع نشر اندیشهها و شیوع بزهکاری شوند و با تقویت فضای عقلانیت، آرامش و توازن عاطفی مانع بروز انگیزه های جنایی گردند.
رسانه های گروهی به شیوه های مختلفی میتوانند در پیشگیری از جرم و به موازات آن ارتقای دانش حقوقی جامعه مؤثر باشند که مهمترین موارد این گونه شیوه ها عبارتند از:
۱- پیشگیری از بزهکاری از طریق آموزش عمومی
۲- پیشگیری از بزهکاری از طریق انعکاس صحیح اخبار در جراید
۳- پیشگیری از بزهکاری از طریق انعکاس صحیح عوامل مختلف حقوقی، قضایی و اجتماعی منجر به جرم
۴- پیشگیری از بزهکاری از طریق اصلاح و بهبود و محتوای برنامه های نمایشی
۵- پیشگیری از بزهکاری از طریق افشای جرایم ملی. (چاله چاله، اصول مبانی پیشگیری از جرم، ص۵۲).
۲-نقش آموزش و تبلیغات در پیشگیری از جرم
چنان چه قوه قضائیه با جلب همکاری مردم و سایر ارکان دولتی دامنه آموزش را به کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده گسترش دهد، ایفای نقش پیشگیری در کنار اصلاح مقررات و قوانین عملیتر خواهد بود.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ثالثاً بحث در مواردیاست که شخص پیش از ارتکاب جرم و برای ارتکاب جرم، خودرا مست ننموده باشد و گر نه این امر عقلی و عقلایی است که در چنین فرضی، مسئولیت کیفری برای مست تصور نمود زیرا که الامتنا بالاختیار لاینافی الاختیار.


رابعاً بحث در مواردی است که مست پیش از استعمال مواد الکلی، نمی دانسته که ممکن است در اثر مستی، جرمی را مرتکب شود و گر نه اگر با توجه به سوابق و روحیات خود، می دانسته یا احتمال قوی می داده که ممکن است پس از مستی، مرکتب جرم شود، باز می توان برای وی به وجود مسئولیت کیفری قائل شد
حال با همه این تفاصیل در صورتی که کسی عالماً وعامداً مست شود و اراده اش به کلی زایل شود و در حال مستی مرتکب جرمی شود، در حالی که نه خود را برای ارتکاب آن جرم مست نموده و نه می دانسته که ممکن است مرتکب جرم شود و با این وجود مرتکب جرم شده است، آیا باید او را مسئول قلمداد نمود یا فاقد مسئولیت؟
دو عقیده در این میان دیده می شود:
۱٫ وجود مسئولیت ۲٫ عدم مسئولیت.
۱٫ادله وجود مسئولیت کیفری
طرفداران وجود مسئولیت کیفری به اموری استناد نموده یا میتوانند استناد نمایند.
۱٫ قاعده الامتناع بالاختیار لاینافی الاخحتیار اقتضا میکند که مست، مسئول کیفری جرایم ارتکابی در حال مستی باشد زیرا وقتی شخصی با اراده، خود را مست نماید، مطابق این قاعده مختار و دارای اراده شناخته می شود. به تعبیر دیگر زوال اختیار با اراده، مانع مختار دانستن شخص نیست. به هر حال کسی که با اراده میخواهد خود را مست کند، کاری غیرعقلایی اقدام نمی کنند که ممکن است جرم و نتیجه زیان باری به دنبال داشته باشد به همین جهت است که راننده ای که بی احتیاطی یا بی مبالاتی کرده و در اثر آن کسی را کشته است، مسئول شناخته می شود.
۲٫امر نامشروع نمی تواند رافع مسئولیت کیفری باشد. توضیح اینکه: بنابر اینکه مستی تعمدی جرم باشد (که در نظام حقوقی اسلام چنین است)، جرم نمی تواند خود رافع مسئولیت نسبت به جرمی دیگر باشد همان گونه که گاه جهل تقصیری رافع مسئولیت شمرده نشده است.
۳٫در حدیث رفع که پیامبر (ص) در مقام احصاء امور رافع مجازات هستند، از شش امر و یا به نقلی از نه امر همچون صغر و جنون و اکراه و جهل و اضطرار و … نام برده اند اما از مستی نامی به میان نبرده اند و نفرموده اند: رفع القلم عن السکران حتی یعقل
۴٫ در خصوص قتل در حال مستی، روایتی است که از آن فهمیده می شود که مست میتواند برای ارتکاب قتل در حال مستی قصاص شود و چون قتل خصوصیتی ندارد، در سایر جرایم نیز می توان به مسئولیت مست قائل شد. حتی شاید بتوان ازاولویت استفاده نمود و چنین گفت: وقتی کسی که در حال مستی تعمدی مرتکب قتل شده است، قاب قصاص است، به طریق اولی می توان او را به مجازات های کم تر از قصاص نفس نیز محکوم نمود.
این روایت که معتبره سکونی است بیانگر این حکایت است که چهار نفر شراب می خوردند ومست می شدند و با چاقو به همدیگر حمله میکردند. قضیه به اطلاع حضر ت علی (ع) رسید. حضرت ایشان را زندانی کردند. دو نفرشان مردند و دو نفرشان زنده ماندند. اولیاء دم دو مقتول از حضرت علی (ع) تقاضا کردند که دو نفر زنده مانده در مقابل کشته شدگان قصاص شوند. حضرت علیه السلام به ایشان فرمودند:«فلعل ذینک اللذین ماتا قتل کل واحد منهما صاحبه» یعنی شاید این دو نفر که کشته شدند هر کدام قاتل دیگری بوده است. اولیاء دم دو نفر کشته شده را بر عاقله هر چهار نفر قرار می دهم و دیه جراحت دو نفر زنده مانده را از دیه کشته شدگان کسر می کنم.»از اینکه حضرت علی (ع) فرمود: شاید آن دو نفر هر یک قاتل دیگری باشد استفاده می شود که اگر بدانیم که مست مرتکب قتل شده است یعنی استناد قل به او محرز باشد، قصاص وجود دارد لکن گون در خصوص این قضیه نمی دانیم چه کسی یا کسانی مرتکب قتل شده اند، قصاص منتفی است. برخی فقها به این روایت برای قصاص مست قائلند هر چه درحین قتل، اراده لازم را نداشته و کاملاً مسلوب الاراده بوده است.
۲٫ادله عدم مسئولیت کیفری
در قبال آنچه بیان شد، نظر دوم آن است که مست، مسئولیت کیفری نسبت به جرایم ارتکابی را به علت فقدان اراده ندارد. آنچه در حقوق کیفری برای تحقق مسئولیت کیفری لازم است، علاوه بر انجام عنصر مادی و رفتار مجرمانه جرم، وجود اراده و اختیار و علم در مجرم است. این است که در مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی ودیگر قوانین جزایی از «علم و آگاهی» صحبت شده است و در روایات نیز بر اراده تأکید شده چنانچه در تفسیر قتل عمد در روایات آمده: «چیزی را بخواهی و به آن بررسی»بنابرین چون مست، از اراده و شعور لازم در حین ارتکاب جرم برخوردار نبوده، مسئولیت کیفری نسبت به جرایم ارتکابی در چنین وضعیتی ندارد.
۳٫ ارزیابی و داوری
به نظر میرسد حق با کسانی است که به عدم مسئولیت مست قائل هستند و ادله ای که برای تحقق مسئولیت کیفری ذکر شد، همه قابل رد است.
اولاً قاعده الامتناع بالاختیار یک قاعده عقلی است و درمورد حدود و ثغور آن باید به عقل مراجعه کرد. عقل کسی را که به قصد ارتکاب جرم خودرا فاقد اراده کرده یا می دانسته که در معرض ارتکاب جرم قرار میگیرد، مسئول قلمداد میکند ولی عقل هیچگاه کسی را که قصد ارتکاب جرم نداشته واحتمال ارتکاب آن را نمیداده ولی اتفاقاً اینگونه شد، مسئول قلمداد نمی کند و گر نه باید بین ارتکاب قتل در حال مستی و سایر کارها فرقی نباشد یعنی اقرار مست، طلاق دادن او، معاملات او همه و همه باید به استناد قاعده الامتناع بالاختیار معتبر باشد وکسی به این امر ملتزم نیست.
دلیل دوم نیز مخدوش است. در اینکه چیزی رافع مسئولیت هست یا خیر، مشروع بودن شرط نیست. مگر جهل، جنون، کودکی و … متصف به مشروعیت میشوند که میتوانند رافع مسئولیت باشند؟ علاوه بحث این نیست که مستی، رافع مسئولیت است بلکه بحث این است که عدم اراده در حال مستی رافع مسئولیت است. به عبارت دیگر محور بحث، اراده وعدم آن است نه مستی هر چند به تسامح از «مستی»، بحث می شود.
دلیل سوم نیز صحیح نیست اولاً حدیث رفع در مقام حصر امور رافع مسئولیت نیست و لسان آن، لسان حصر نیست؛ ثانیاًً گر چه در این حدیث از مستی سخن به میان نیامده ولی از اموری مشابه آن مثل جنون و صغر صحبت شده است به عبارت دیگر میتوان از ملاکی که در مورد عدم مسئولیت مجنون است برای مست نیز استفاده کرد. جالب اینجا است که ابن حزم اندلسی برای عدم مسئولیت مست به این حدیث استناد کردهاست: رفع القلم عن الصبی حتی یبلغ و عن المجنون حتی یفیق. به اعتقاد وی در حدیث مذکور آمده است: بنابرین طبق حدیث مذکور صغیر و مجنون هیچ یک شرعاً مکلف نمی باشند. مست نیز فاقد عقل بوده و در حکم مجنون میباشد. بنابرین مست نیز فاقد تکلیف و در نتیجه فاقد مسئولیت خواهد بود.
دلیل چهارم نیز صحیح نیست زیرا اولاً لحن روایت در موردی است که مست میداند در معرض ارتکاب قتل قرار میگیرد و ما هم پیشتر پذیرفتیم که در چنین موردی می توان به قصاص قائل شد. زیرا متن روایت این است« کان قوم یشربون فیسکرون فتباعجوا سکاکین کانت معهوم» و شیخ طوسی این روایت را چنین نقل کردهاست: «کان قوم یشربون فیسکرون فیتباعجون بسکاکین». خلاصه مفاد روایت حکایت از استمرار یک فعل میکند یعنی چند نفر بودند که شراب می خوردند و مست میکردند وبا چاقو به جان همدیگر می افتادند. بنابرین این روایت از موضوع بحث خارج است.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کم توان ذهنی بر اساس تعریف” AAMD“[21] در این تحقیق مدنظر میباشد ومنظور آن دسته از کودکان کم توان ذهنی که درسطح آموزش پذیر بوده و محدوده سنی آنان بین۱۶-۶ سال ودارای بهره هوشی بین ۵۵-۷۰ میباشند و در حال حاضردر مدارس سراوان مشغول به دریافت برنامه های آموزشی، تحصیلی وتوانبخشی هستند.

والدین کودکان کم توان ذهنی: منظور از والدین در اینجا مادر و پدر کودکان میباشد که حداقل دارای یک کودک کم توان ذهنی آمورش پذیربوده که درمدارس استثنایی روزانه تحصیل میکند وخدمات توانبخشی دریافت می دارند و پاسخگوی پرسشنامه والدین است که مسئولیت دانش آموز را برعهده دارد.
در فرهنگ کودکان استثنایی تعریف شده است:
آموزش و پرورش ویژه به آموزش و پرورشی گفته می شود که برای کودکان با نیازهای ویژه در نظر گرفته شده یعنی کودکانی که به دلایل مختلف نمی توانند به طور کامل از برنامه درسی عادی بهره ببرند.

کودکان استثنایی: به کودکانی گفته می شود که بر خلاف اکثریت افراد هم سن خود درشرایط عادی قادربه سازگاری با محیط نباشد واز نظر فکری، جسمانی ، عقلانی، رفتاری با همسالان خود فرق کلی داشته و احتیاج به روش های خاص تربیتی و آموزشی، درمانی و …. داشته باشد( میلانی فر، ۱۳۷۴).
بنابرین از نظر آموزش کودکی استثنایی است که برای تامین حداکثر نیازهای تربیتی و آموزشی او تغییراتی در شیوه های تربیتی و آموزشی خانواده و در برنامه های مدارس عادی داده شود.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش
مبانی نظری و یافته های پژوهشی:
یکی از موضوعات مهم مورد توافق نظریه پردازان روانشناسی عملکرد مهم “خود[۲۲]۱ ” در فرایند شخصیت[۲۳]۲ است. اگر چه امروزه، این نظریه پردازان در مورد کانونی بودن “خود” و اهمیت آن در فرایند شخصیت توافق دارند، دیدگاه های مختلف روان شناسی تعاریف مختلفی از “خود” ارائه میدهند. در زمانهای مختلف توجه به خود دستخوش تغییراتی گشته است. اگر چه در بعضی از زمانها مطالعات روی “خود مورد غفلت قرار گرفته اند، در دهه های اخیر این مفهوم بار دیگر مورد توجه فراوان روان شناسان قرار گرفته است.
عزت نفس یکی از عوامل مهم و اساسی در رشد و شکوفایی انسانها است که در دهه های اخیر مورد توجه بسیاری از روان شناسان و پژوهشگران امور تربیتی قرار گرفته است. عزت نفس به معنای قضاوت شخص از ارزشمندی خود است و به نگرش فرد از خود دلالت میکند. افراد با بررسی نحوه ی کنار آمدن با استانداردها و ارزشهای مورد نظر خود و مقایسه ی چگونگی عملکرد خود با دیگران به این قضاوت دست می پردازند. عزت نفس چگونگی احساس خود درباره ی خود است و بر همه ی افکار، ادراکات، هیجانات، آرزوها، ارزشها و اهداف شخصی نفوذ دارد و کلید رفتار آدمی میباشد. بنابرین، عزت نفس هسته ی مرکزی ساختارهای روانشناختی فرد است که وی را در برابر اضطراب محافظت نموده و آسایش خاطر وی را فراهم می آورد. عزت نفس نقش محافظت کننده ای در مقابله با فشارهای روانی دارد که از فرد در مقابل وقایع فشار آور منفی زندگی حمایت میکند. فردی که از ارزشمندی بالایی برخوردار است، به راحتی قادر است با تهدیدها و وقایع فشارآور بیرونی بدون تجربه ی برانگیختگی منفی و از هم پاشیدگی سازمان روانی مواجه شود. عزت نفس پائین به عنوان عامل خطر برای پرخاشگری، بزهکاری، سوء مصرف مواد، افسردگی، عملکرد ضعیف تحصیلی، همسر آزاری، کودک آزاری و نظایر آن مشاهده شده است. اخیراًً برخی سیاستمداران و مسئولان مدارس پیشنهاد کردهاند که مدارس و دیگر مؤسسات اجتماعی باید برنامه هایی برای ارتقای عزت نفس افراد طراحی کنند. این پیشنهاد بر این فرض استوار است که عزت نفس علت و نه معلول مشکلات اجتماعی است، مستقل از موقعیت های خاص وجود دارد و میتواند با مداخلات خارجی ارزیابی شود. بی تردید عزت نفس یکی از مهمترین و اساسی ترین جنبههای شخصیت و تعیین کننده ویژگیهای رفتاری ما است .توجه به این امر، به ویژه در مورد کودکان دارای نیازهای آموزشی ویژه و نیز کسانی که به آن ها آموزش میدهند، از اهمیت خاصی برخوردار است. عزت نفس به مانند یک سرمایه ی ارزشمند حیاتی از مهمترین عوامل پیشرفت و شکوفایی استعداد و خلاقیت افراد میباشد. افراد دچار ناتوانی، به دلیل نگرشهای منفی والدین، تجارب منفی در برخورد با همسالان عادی و ناکامی های پی در پی در مدرسه به تدریج دلسرد و سرخورده شده و توالی چنین شکست ها و مشکلاتی موجب می شود که آن ها نسبت به خود احساس بی ارزشی داشته باشند و در نتیجه این احساس منجر به آسیب در عزت نفس آن ها شود(ولی زاده و همکاران،۱۳۸۷).
عزت نفس یک شاخص بسیار مهمی در شخصیت افراد است و به مقدار ارزشی که ما به خود نسبت میدهیم و فکر میکنیم دیگران برای ما قائل هستند، گفته می شود. قدمت تاریخی این موضوع به مباحثی که علما و فلاسفه تعلیم و تربیت در گذشته داشته اند برمی گیرد. در طول صد سال گذشته بسیاری از روان شناسان این نظر را پذیرفته اند که انسان دارای یک نیاز به عزت نفس میباشد(آدلر[۲۴] ۱۳۹۰).
بعضی از نظریه پردازان اظهار می دارند که به طور کلی ارزش گذاری نسبت به خویشتن را می توان عزت نفس نامید(آلپورت [۲۵]۱۹۳۷، راجرز[۲۶] ۱۹۵۹ ، سالیوان[۲۷]۱۹۵۳، طارن هورنی[۲۸]۱۹۳۷، جیمز[۲۹]۱۸۹۰،مازلو[۳۰]۱۹۷۰). اسمیت هارتر و روزنبرگ عزت نفس را عنصری از خود پنداره می دانند که به قضاوت ما نسبت به تواناییهای بالقوه و بالفعل دلالت دارد. فردی که عزت نفس بالایی دارد خود پذیرا و خود ارزشمند است. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی از خود می دانند. به طور کلی فرض می شود عزت نفس تا حدودی باثبات است. همچنین عزت نفس به عنوان یک احساس کلی از خود ارزش و کفایت شخصی یا به عنوان احساس عمومی پذیرش خود، خوبی و احترام به خود تعریف می شود(کوپر اسمیت [۳۱]، ۱۹۶۷، وایلی[۳۲] ،۱۹۹۰، شهرآرای، ۱۳۸۷). عزت نفس یا همان خود بزرگواری یکی ا ز خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل میدهد و به طور حتم روی سایر جنبههای شخصی انسان اثر میگذارد و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبههای شخصیت یا ناموزونی آن ها خواهد شد و حتی ممکن است پایه گذار بیماریهای روانی گوناگونی مانند افسردگی، کمرویی و ترس و…شود(بیابان گرد۱۳۷۳).
تحقیقات نشان داده است که بچه هایی که دچار ناتوانی یادگیریی هستند احتمالا سیکل منفی از عزت نفس پایین را تجربه میکنند، انگیزه و پشتکارشان برای انجام تکالیف کاهش مییابد و این باعث می شود شکست بیشتری را تجربه کنند(کاور، بروکواسکی [۳۳]۱۹۹۹، گریز[۳۴]۱۹۹۴، گارنی۱۹۸۸[۳۵]، به نقل از کوزن۱۹۹۹[۳۶]).
عزت نفس درقرآن مجید :
قرآن مجید در سه مورد، همه را از آن خداوند میداند و می فرماید:
ولله العزه و لرسوله وللمومنین ؛(منافقون آیه، ۸)یعنی اینکه عزت، مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است .
این آیات بیانگر آن است که خصلت عزت نفس، از صفات الهی است. آنان که دارایی این خصلت برزگ هستند، مظهر یکی از صفات الهی میباشند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

۳. ارزشیابی نامناسب
بیان نقاط ضعف و قوت به شکل منطقی و عادلانه نه تنها کسی را نمی آشوبد، بلکه راهکارهای مناسب در جهت تغییر رفتار و رعایت اصل یادگیری محسوب می شود. سنجش مناسب و عادلانه منجر به تشویق و ترغیب کارکنان واحدها و ارتقاء سطح کیفی کار (بهره وری) شده و چه بسا که تشویق به عنوان تقویت کننده انگیزه های تضعیف شده برای انجام بهتر وظایف تلقی شود. لذا با چنین رویکردی، رفتار کارکنان در راستای افزایش کارآئی سوق پیدا می کند در حالی که ارزیابی نامناسب و ناعادلانه نه تنها موجبات رشد را فراهم نمی کند، بلکه باعث استرس، اضطراب، کاهش اعتمادبه نفس و درگیری روانی افراد می شود.


۴. تعارض نقش
تعارض نقش به معنای عدم تطابق شخصیت با شغل میباشد. تفاوتهای فردی، نقش مهمی در رفتار اجتماعی و موفقیتهای علمی و یا شغلی دارد. اگر کارکنان واحدها، احساس کنند استعداد و توانایی انجام کاری را که به آن ها تفویض شده است را دارند هم در محیط کار سازگار نشان می دهند و هم در جامعه و خانواده مورد رضایت و احترام خواهند بود و برعکس اگر اشتغال فرد با بخشی از توانمندی و شخصیت وی سازگاری نداشته باشد در این صورت قسمتی از قابلیت های وی معطل میماند و این امر موجب بروز اختلال روانی شده و کارکنان واحد در مسیرهائی فعال میشوند که با هدف سازمانی مغایرت دارد. تعارض نقش در واحدهای سازمانی، زیانبار خواهد بود به همین دلیل بسیار مناسب است که در بخش ستادی هر سازمان، واحدی استقرار یابد تا با شناسائی افرادی که با عدم رضایت قلبی، عشق و علاقه در واحدها به کار گمارده میشوند.
اولاً در زمره مستخدمان در نیایند و ثانیاًً در صورت حدوث چنین امری با بررسی، آموزش و ارائه طریق در فعال کردن چنین کارکنانی در جهت تحقق اهداف سازمانی گام بردارند. بنابرین مدیران واحد باید در پی آن باشند تا با شناخت تفاوت های فردی بپردازند، چه بسا که شناخت تفاوت های فردی میتواند آن ها را در حل بسیاری از معضلات شغلی و سازمانی افراد کمک کند.بهترین شیوه هدایت تعارض های سازمانی، داشتن روابط اخلاقی و احترام آمیز با کارکنان در عین تعهد به قوانینی و مقررات است. صداقت در گفتار، متانت در کردار و احترام و تواضع در برابر سایر کارکنان همراه با رعایت قوانینی؛ حس اعتماد آن ها را نسبت به مدیر افزایش داده و زمینه اطلاعت از رهنمودهای او را فراهم می آورد. در هر حال چنین رویکردی باعث می شود تا اهداف سازمانی تحقق یابد و افراد در ایفای نقش فردی و اجتماعی خود موفق تر بوده و در نتیجه سازگاری با محیط کار و خانواده و رضایت مندی شغلی حاصل آید(عابدی،۱۳۸۱،ص۴۵).
۲- پیشینه تحقیق
الف) پژوهش های انجام شده در داخل کشور
احسانی و همکاران. (۱۳۹۱). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه سبک رهبری سرپرستان با میزان رضایت شغلی کارکنان در تنکابن” پرداختهاند و نتیجه نشان داد که اکثریت واحدهای دارای رضایت شغلی بالا، افرادی بودند که سرپرستاران آن ها از سبک رهبری متقاعد کننده استفاده میکردند و بر عکس اکثریت افراد دارای رضایت شغلی پایین پرستارانی بودند که سرپرستارانشان از سبک رهبری تفویضی برای سرپرستی بخش استفاده میکردند. در سازمانهایی که مدیران علاوه بر بعد وظیفه مداری به بعد رابطه مداری هم توجه بالایی دارند و با ایجاد محیط مشاوره ای سعی میکنند کارکنان را در تصمیمات مشارکت دهند میزان رضایت شغلی بالا می رود که این خود منجر به افزایش تعهد سازمانی در کارکنان، افزایش کیفیت ارائه خدمات و در نهایت بالا رفتن رضایت در بیماران می شود.

نکوئی مقدم و همکاران(۱۳۹۰). درپژوهشی با عنوان ” به بررسی رابطه سبک رهبری مدیران و رضایت شغلی کارکنان شبکه های بهداشت و درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمان” پرداختهاند و اکثر مدیران از سبک بینابینی رابطه مدار و وظیفه گرا استفاده میکنند و رضایت بیشتر کارکنان در حد متوسط است. میانگین نمره رضایت سبک انسانمدار به طور معنی داری از سبکهای تلفیقی و وظیفهمدار بیشتر بود. همچنین نتایج بررسی رابطه سبک رهبری و رضایت شغلی نشان داد که رابطه معنی داری میان این دو وجود دارد.
حسینی (۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “ به بررسی راهکارهای کاهش فشار شغلی و افزایش انگیزش در میان کارکنان سازمان زندان ها” پرداخته است که نتیجه به دست آمده نشان داد راهکارهای فشارهای شغلی میتواند از طریق مدیریت سازمان یافته کاهش یابد.
پرداختچی و همکاران(۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی مدیران و معلمان مدارس شهرستان تاکستان “ پرداخته است نتیجه حاکی ازآن است که کیفیت زندکی و فرسودگی شغلی معلمان یک نوع رابطه معناداری بینشان وجود دارد.

عابدی (۱۳۸۱). در پژوهشی با عنوان” بررسی و مقایسه اثربخشی روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری اجتماعی، سازگاری شغلی و مدل شناختی، رفتاری شادمانی فودایس بر کاهش فرسودگی مشاوران آموزش و پرورش شهر اصفهان” پرداخته که نتیجه نشان داد روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری میتواند فرسودگی شغلی را کاهش و نشاط در بین معلمان را افزایش دهد.
ب) پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
براچ (۲۰۰۹). در پژوهشی با عنوان “بررسی رویکردهای مختلف در زمینه رضایت شغلی کارکنان از طریق فعالیتهای رهبری هدفدار” پرداخته و این رویکردها را بر اساس دوبعد: انصاف و اعتقاد مورد تحلیل قرار داده و بر این اساس، ۴ نوع نگرش نسبت به رهبری هدفدار را شناسایی وتبیین نموده است.
دنیس وادوارد(۲۰۰۷). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه میان فشارهای شغلی و میزان توانمندسازی کارکنان” پرداخته است وبه بررسی رابطه عوامل زمینه ای شامل: رابطه با مافوق، روابط عمومی با شرکت، تیم کاری و تمایل به عملکردها با توانمندسازی پرداختند. نتیجه مطالعه آن ها به این صورت است که عوامل: رابطه با مافوق و روابط عمومی با شرکت به طور معناداری با جنبه های معنادار بودن شغلی، تاثیر وخود تعیینی مرتبطاند ولی با شایستگی ارتباطی پیدا نکردند.
رناتان(۲۰۰۵). درپژوهشی با عنوان” بررسی اثرات محیط بر فشارهای شغلی به وجود آمده توسط مدیران در بین کارکنان بانکی لندن” پرداختهاند و نیجه نشان داد که محیط می تواند فشارهای شغلی ثابت و غیر پایدار بر کارکنان ایجاد نماید.
سواراندی(۲۰۰۳). در پژوهشی با عنوان” بررسی عوامل مؤثر بر فشارهای شغلی کارکنان در افریقا جنوبی” پرداخته و نتیجه نشان داد که در این قاره فشارهای شغلی کارکنان از مدیریت در بین سطوح مختلف تابع شرایط اثرگذاری محیط میباشد.
پلگرینی و دونالدی (۲۰۰۱). درپژوهشی با عنوان” بررسی اثرات فشارهای شغلی و روانی دربین زنان ” پرداختهاند و نتیجه نشان داد که اثرات فشارهای شغلی در بین زنان با توجه به نوع فعالیتشان بسیار متفاوت میباشد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس دیدگاه شناختی ، اختلالات اضطرابی ، افکار و موردهای نادرست غیر واقعی و غیر منطقی هستند بویژه باورهای غیر منطقی اغرار آمیز نسبت به خاطرات محیطی .دیدگاه شناختی مانند دیدگاه روانکاوی ، به جریان های درونی به عنوان علل اختلالات اضطرابی توجه دارد.

د) دیدگاه زیست شناختی
بر اساس مطالعات انجام شده در سال های اخیر پیوندهایی بین اضطراب و کارکرد زیستی جسمانی آشکار شده است(ارگتا[۴۰] ، ۲۰۱۱). دستگاه عصبی افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به ویژه نسبت به محرک ها حساس تر است . بعلاوه آزمایشات مربوط به ترس و پرخاشگری هم نشان میدهد که اختلالات اضطرابی معمولا در بین افراد یک خانواده شایع تر است ( توبون، ولف ، فوتیکس ، هریس[۴۱]، ۲۰۱۱).
ه) دیدگاه انسان گرایی و اصالت وجود
کارل راجرز که مانند مازلو از رهبران روانشناسی انسان گرا محسوب می شود ،هسته ی مرکزی شخصیت فرد را خود فهمی میداند. راجرز ، توانایی عمل فهم خویشتن و تحقق خود را به احساس شخصی ، احترام به خود و ترک پذیرش اجتماعی توسط دیگران ارتباط میدهد .
خ) دیدگاه اجتماعی
دردیدگاه اجتماعی ، حالات روانی و اضطرابی به عنوان یک مسأله ی بهداشتی یا نقص شخصی نگریسته نمیشود بلکه نتیجه ومحصول ناتوانی در مقابله ی مؤثر یا فشار روانی مورد توجه قرار میگیرد. در این دیدگاه رفتار ناسازگار ، به عنوان یک مشکل که فقط در فرد وجود دارد تلقی نمی گردد بلکه دست کم آن را به عنوان شکست دستگاه اجتماعی حمایت کننده وی از قبیل زن و شوهر، خواهران ، برادران ، مسئولان ، دوستان و معلمان و… به حساب می آورند زیرا اضطراب کودک فعالیتهای مربوط به برادرها و خواهرها و والدین را محدود میکند(چات ، پینکوس ، ایبرگ [۴۲]، ۲۰۰۵ به نقل از تکالوی(۱۳۸۸).
۵-۲ افسردگی
افسردگی یکی از رایج ترین اختلالات روانی است . بر اساس مطالعه ی ملی بیماری ها و آسیب ها در ایران ، افسردگی ، سومین مشکل سلامتی کشور است . این پژوهش با بهره گرفتن از ابزارهای جستجو در پایگاه های الکترونیکی به بررسی نظام مند مطالعات انجام شده در زمینه ی افسردگی در ایران پرداخته است . در مجموع ۴۴ مقاله ی فارسی و ۱۲ مقاله ی اینگلیسی که در فاصله ی سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۸ در مجلات معتبر علمی – پژوهشی داخلی و بینالمللی منتشر شده بود ، مورد مطالعه و مرور قرار گرفت. بر اساس پژوهش های انجام شده شیوع افسردگی در جمعیت های مختلف ایرانی از۵٫۶۹ تا ۷۳ درصد متغیر بوده است . نتایج نشان داده که افسردگی در زنان و دختران بیشتر از مردان است . همچنین شیوع افسردگی در جمعیت روستایی و شهرهای کوچک به نسبت شهرهای بزرگ بیشتر بوده است( خدام، مادانلو، ضیایی، کشتکار[۴۳]، ۱۳۸۹).
افسردگی در کودکان و نوجوانان اختلال روانپزشکی مهمی است که تاثیر قابل ملاحظه ای بر عملکرد روانی – اجتماعی آنان میگذارد و با خطر مرگ به دلیل خودکشی همراه است (هایمان و چابشلم[۴۴]، ۲۰۰۶) شیوع افسردگی اساسی در کودکان سنین مدرسه حدود ۲ و در نوجوانان حدود ۴ تا ۸ درصد است(ماری و لپز[۴۵]، ۱۹۹۷). خطر ابتلا به افسردگی بعد از بلوغ به خصوص در دختران۲ تا ۴ برابر افزایش مییابد. . در کودکان مبتلا به افسردگی خطر خودکشی ۳ برابر بیشتر از افراد نرمال و ۲ برابر بیشتر از افراد مبتلا به اختلال اضطرابی است و این اختلال موجب اختلال عملکرد در حوزه های مختلف از جمله تحصیل ، روابط بین فرد ی، سو مصرف مواد و بزهکاری در کودکان ونوجوانان می شود)سادوک[۴۶]، سادوک و کاپلان[۴۷] ۲۰۰۳).
۱-۵-۲ تعریف افسردگی
افسردگی چهارمین عامل عمده ی بیماری ها در جهان است که به تنهایی بزرگترین سهم بار بیماری های غیر کشنده را به خود اختصاص میدهد . افسردگی از جمله اختلالات خلقی است که سلامت روان را دچار آسیب می کند . آسیب سلامت روان نیز به نوبه ی خویش علاوه بر آنکه روان انسانهارا پریشان میسازد ، بر ابعاد دیگر سلامت آن ها از جمله سلامت جسمانی و سلامت اجتماعی آن ها نیز اثر میگذارد. اختلال افسردگی اساسی ( که افسردگی یک قطبی نیز نامیده می شود)، بدون سابقه ای از دوره های مانیا ، مختلط یا هیپومانی رخ میدهد. دوره ی افسردگی اساسی باید لااقل ۲ هفته به طول انجامد . بیماری که دچار افسردگی می شود ، علاوه بر خلق افسرده یا کاهش شدید علاقه به امور لذت بخش ، لااقل ۴ علامت از فهرستی شامل تغییرات اشتها و وزن ، تغییرات خواب و فعالیت ، فقدان انرژی ، احساس گناه ، مشکل در تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده ی مرگ یا خودکشی را نیز از خود نشان میدهند( سادوک و کاپلان، ۲۰۰۸). نطریه پردازان یادگیری فرض میکنند که افسردگی و فقدان موقعیت به هم وابسته اند. بسیاری از نظریه پردازان یادگیری به طور وسیعی تحت تاثیر مطالعات ب. اف. اسکینر در مورد شرطی کردن عامل(کنشگر) بوده اند. وقتی افراد افسرده خود را در موقعت های پرتنش مییابند تمایل دارند با تأخیر و کوشش برای گرفتن حمایت عاطفی از دیگران با فشار روانی مقابله کنند. ممکن است جست وجوی افراطی حمایت باعث شود دیگران احساس ناراحتی و تقصیر کنند و یا باعث شود آنان سعی کنند از تماس با شخص افسرده اجتناب نمایند. که این موارد در کودکان بی سرپرست و کودکانی که زندگی باثباتی ندارند بیشتر رخ دهد و این پاسخ اجتنابی به نوبه خود ممکن است باعث تردید افراد افسرده نسبت به صداقت دیگران شود، و ممکن است به همین خاطر باشد که آن ها خود را دارای کمبود حمایت می بینند(اسکینر[۴۸]، ۱۹۸۲).

“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- نیابت در امور اعتباری و ارادی است از ظاهر ماده ۶۵۶ چنین بر میآید که موضوع وکالت ممکن است انجام «عمل حقوقی باشد»و یا امری دیگری که در شمار اعمال مادی است و برای موکل انجام می شود .با وجود این ،باید پذیرفت که نیابت در اموری قابل استفاده و تصور است که به اراده انجام می شود و آثاری به بار آورد که وضع حقوقی موکل را تغییر دهد.[۱۳]


۳- و به طور خلاصه می بایست گفت که موضوع وکالت می بایست از جمله اموری باشد که امکان انجام آن به وسیله موکل وجود داشته باشد .پس چنانچه که موکل فاقد اهلیت انجام آن باشد قابل توکیل به وکیل نمی باشد و موضوع وکالت می بایست قابلیت اعطای نیابت را داشته باشد و اموری که می بایست بالمباشره انجام شود و از شخصیت موکل جدا شدنی نباشد وکالت در آن صحیح نمی باشد .و در خصوص معلوم بودن موضوع وکالت گفته می شود که از آنجایی که عقد وکالت به منظور راهگشایی و رفع نیازها تشریح شده است ،پس باید آن را در زمره عقودی آورد که مبنی بر مساعدت است نه معامله به همین جهت معلوم بودن موضوع وکالت به صورت کامل ضرورت ندارد و از امور خاصی است که علم اجمالی به موضوع عقد برای نفوذ آن کفایت میکند.[۱۴]
به موجب عقد وکالت وکیل اختیار پیدا میکند به نمایندگی از طرف موکل با دیگران معامله کند. بنابرین اثر وکالت محدود به دو طرف عقد نمی شود و می توان درباره کسانی هم که طرف معامله یا اقدام مادی وکیل قرار میگیرد مطالعه شود . در رابطه با دو طرف باید به تعهدهای موکل و وکیل در برابر هم توجه کرد. چنانچه که گفته شد ،اثر مستقیم و بلاواسطه وکالت اعطای اذن به وکیل و به تعبیر دیگر دادن اختیار و سلطه درباره موضوع وکالت به اوست ولی چون اجرای این نیابت تعهدهایی را برای وکیل و موکل ایجاد میکند ،این تعهدات در زمره آثار وکالت قرار میگیرد و وکیل با پذیرفتن نیابت به طور ضمنی ملتزم به اجرای مفاد آن می شود . وکیل میتواند هر گاه بخواهد استعفا دهد و پیمانی را که با موکل دارد به هم بزند ولی تا زمانی که رابطه حقوقی باقی است باید آن را محترم شمارد این اثر نیز ناشی از جایز بودن این عقد و سایر عقود اذنی و نیابتی است . وکیل با پذیرفتن عقد وکالت علاوه بر تعهد به اجرای مفاد اصلی مورد وکالت ملزم به اجرای لوازم و مقدمات وکالت نیز می شود در ضمن رعایت حدود وکالت اموال موکل را حفظ نماید و اموالی که در این راستا به وکیل سپرده می شود امانت است وپس از انجام وکالت می بایست به موکل مسترد گردد.[۱۵] علاوه بر آن وکیل می بایست همانند امینی دلسوز به طور متعارف و معقولی رعایت مصلحت موکل را داشته باشد .وکالت مبتنی بر نیابت است و معامله مستقیم برای موکل انجام می شود وکیل امین موکل است تا آنچه را به دست می آورد نگاه دارد و به موکل بدهد .داوری در این مورد که آیا موکل استحقاق گرفتن آنچه در نتیجه معامله به دست آمده است دارد یا نه ؟واضع است ،با وکیل است که مورد امانت را به موکل برگرداند چنانچه که ماده ۶۶۸ قانون مدنی در این باره مقرر میدارد :«وکیل باید حساب مدت وکالت خود را به موکل بدهد و آنچه را که به جای او دریافت کردهاست رد کند». از آنجا که کار هیچ کس نباید بدون پاداش بماند وانگهی ظاهراین است که جز در موارد خاص کسی ،به رایگان خدمتی عرضه نمی کند ،وکالت بر مبنای تعهد موکل به پرداخت اجرت وکیل محسوب می شود مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد ماده۶۷۷ق.م.«اگر در وکالت مجانی یا با اجرت بودن آن تصریح نشده باشد ،محمول بر این است که با اجرت است ». علاوه بر پرداخت اجرت به وکیل موکل می بایست هزینه های مربوط به اجرای وکالت را بپردازد زیرا کاری که انجام می شود به دستور و سود او انجام شده است و پرداخت هزینه ها منوط به حصول نتیجه مورد نظر موکل نمی باشد .همان گونه که اشاره شد ،آثار عقدی که وکیل می بندد دامن گیر موکل می شود و اوست که باید مفاد آن را اجرا کند .ولی این التزام محدود به مواردی است که وکیل از واسطه ای که به او اعطا شده تجاوز نکرده باشد و معامله در حدود اذن موکل واقع شود .همچنین نفوذ معامله وکیل درباره موکل تنها در مورد آثار قراردادهایی که با نام او بسته می شود نیست با هر عملی که وکیل در حدود اختیار خود انجام دهد مانند این است که موکل انجام داده باشد . بنابرین تمام اسنادی که وکیل امضاء کردهاست ،درباره موکل از همان اعتبار برخوردار است که خود امضاء کند و از این نوشته ها میتواند به عنوان سند در برابر موکل استناد کرد .اقرار وکیل نیز نسبت به موضوعی که در حدود اختیار او است موکل را پای بند میکند .[۱۶]
وکیل واسطه انجام معامله بین طرف قرارداد و موکل است به نیابت از طرف موکل در انعقاد قرارداد دخالت دارد و شرط نفوذ عقد این است که در این راه رضای سالم داشته باشد ولی درباره آثار عقد بیگانه است و از او نمی توان انتظار اجرای تعهدی را داشت، همچنین منابع و حقوقی که از عقد ناشی می شود از آن موکل است هرچند که در نتیجه کوش وکیل و برخلاف انتظار موکل باشد. پس از بررسی عقد وکالت به دلایل ذیل عقد بیمه اتکایی نمی تواند عقد وکالت باشد هر چند که شباهتهایی با این عقد دارد.
۱- عقد بیمه اتکایی از جمله عقود لازم است و تا انتهای موضوع تعهد هیچ یک از طرفین به تنهایی بدون وجود موجبات حق فسخ قانونی یا قراردادی از اجرای تعهد سرباز زند و آن را فسخ نماید اما همان طوری که دیدیم وکالت عقدی جایز است و علاوه بر استعفا حق عزل و یا استعفای متعهدین به فوت یا جنون و یا یکی از آن در این عقد از هم می پاشد در صورتی که در عقد بیمه اتکایی، این ویژگی را نمی بینیم.
۲- مهمترین اثر عقد وکالت نیابت است و به موجب این نیابت وکیل به حساب و به نام موکل عملی حقوقی را انجام و سپس به موکل مراجعه و تمام هزینه های پرداخت شده را را دریافت میکند ولی در عقد بیمه اتکایی آنچه که بیمه گر اتکایی به عنوان خسارت به بیمه گذار اصلی پرداخت میکند به حساب خود وی میباشد نه به حساب موکل و بابت دریافت هزینه های پرداخت شده حق مراجعه به بیمه گر اصلی ندارد .هر چند که این پرداخت بعدا باعث مبری شدن بیمه گر اصلی میگردد .
۳- در عقد وکالت همیشه ما سه طرف داریم که هر سه طرف به موجب این عقد با هم مرتبط بوده و تعهداتی را نیز در مقابل همدیگر به عهده میگیرد وکیل با شخصی ثالث اقدام به انجام عمل حقوقی میکند .در صورتی که در عقد بیمه اتکایی بیمه گر اصلی به هیچ وجه به بیمه گذار اصلی هیچ ارتباطی برقرار نمی کند در مقابل وی عملی مادی (مثلا پرداخت) و یا حقوق انجام نمی دهد بلکه مستقیما با بیمه گر اصلی قرارداد بسته قرارداد می بندد و تعهد به پرداخت به بیمه گر اصلی صورت میگیرد وتعهد نیز در مرحله اجرا در مقابل بیمه گر اصلی اجرا میگردد و پرداخت به وی صورت می گیردو به بیمه گذار اولیه خسارتی مستقیما پرداخت نمی شود .
گفتار دوم- بیمه اتکایی و عقد شرکت
عده ای دیگر از دانشمندان و متخصصان بیمه سعی کردهاند قرارداد عقد بیمه اتکایی را نوعی قرارداد شرکت بشمار آورند از جمله این دانشمندان آقای هازیلی آلمانی میباشد. به نظر او قرارداد بیمه اتکایی خصوصیات یک شرکت تجاری را در بر دارد این خصوصیات عبارتند از :
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارزیابی مجدد خودکارآمدی با افزایش سن
ارزیابی باورهای خودکارآمدی در پیروی دشوار است. تواناییهای ذهنی و جسمی رو به کاهش می رود و بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره جدیدی از خودسنجی را منجر می شود. احساس کارآمدی شخصی پایین تأثیر بیشتری بر کنش وری های جسمی و ذهنی به جای میگذارد.

برای مثال کاهش احساس کارآمدی شخصی درمورد میل جنسی میتواند کاهش فعالیت جنسی را به همراه داشته باشد . کارآمدی شخصی پایین میتواند به خستگی و محدود شدن فعالیت های جسمی منجر شود.

در یک جمع بندی کلی می توان گفت خودکارآمدی ادراک شده، باورهای افراد درباره ی قابلیت هایشان برای تمرین مهار کنش وری هایشان و تمرین مهار رویدادهایی که بر زندگی شان تأثیر گذارند سروکار دارد. باورهای کارآمدی شخصی بر انتخاب در زندگی، سطح انگیزش، کیفیت کنش وری ها، مقاومت در برابر پریشانی ها و آسیب پذیری در مقابل تنیدگی افسردگی و اضطراب تأثیر میگذارد. باورهای افراد درباره کارآمدی شان تحت تأثیر منبع پنجگانه قرار دارد که شامل تجارب مسلط قانع سازی اجتماعی، تجارب جانشینی، حالت های فیزیولوژیکی و هیجانی و تصویرسازی ذهنی میباشد.
باورهای خودکارآمدی در خلال زمان و به واسطه تجربه تحول مییابند. تحول چنین باورهایی از نوباوگی شروع می شود و در سراسر زندگی ادامه مییابد و عواملی مانند خانواده، دوستان و همسالان، مدرسه، مرحله گذار نوجوانی و . . . در آن مؤثر هستند . (اعرابیان، ۱۳۸۳).
راهبردهای بهبود خودکارآمدی
سه راهبرد عمومی برای خودکارآمدی وجود دارد: الگوسازی[۸۰]، استفاده از بازخورد اطلاعاتی[۸۱] و بازآموزی اسناد. از این سه راهبرد، الگوسازی به دو دلیل مهمتر است:
دلیل اول اینکه، الگوبرداری به ویژه میان همسالان از سایر متغیرها بیشتر بر خودکارآمدی مؤثر است.
دلیل دوم این است که، الگوبرداری در بسیاری اشکال با آموزش کلاسی و آزمایشگاهی تلفیق می شود. الگوبرداری به فرایند عمومی بازنمایی و توصیف بخش های تشکیل دهنده یک مهارت به دانش، دانش آموز گفته می شود. الگوبرداری، اطلاعات واضحی در مورد مهارت میدهد، این انتظار نوآموز که میتواند در آن ماهر شود را بالا میبرد. همه الگوها مانند هم نیستند. معلم غالباً کسی است که میتواند در رویه های پیچیده کلاس، الگوی مناسبی باشد.
الگوبرداری، خودکارآمدی و استفاده از راهبردها را افزایش میدهد(شانک، ۱۹۹۱). به جز آموزش معلم محور، روش های دیگری برای الگوسازی یک مهارت جدید جود دارند. یکی از این روشها تدریس دو جانبه است که دو تا چهار دانش آموز در گروههای یادگیری مشارکتی با هم کار میکنند. بازخورد دریافت شده از معلم، هم عملکرد و هم خودکارآمدی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار میدهد. دانش آموزانی که در کلاس به دیگر دانش آموزان بازخورد میدهند در بسیار موقعیت ها موفق ترند(باتلرودان[۸۲]، ۱۹۹۵).
پژوهش ها نشان میدهند که انواع متفاوت بازخورد تأثیرها ی مختلفی روی عملکرد و کارآمدی دانش آموزان دارد. بازخورد پیامد، اطلاعات ویژه ای در مورد عملکرد میدهد و اثر کمی بر تصحیح اولیه یا عملکرد در آزمون های بعدی دارد. بازخورد شناختی که تأکیدش بر ارتباط بین عملکرد و ماهیت تکلیف است درک عمیقی از چگونگی انجام کامل تکلیف را فراهم آورده و تأثیر مثبت تری بر عملکردهای بعدی میگذارد. مطالعات نشان میدهند که بازخورد شناختی با کیفیت بالا در مورد عملکرد ضعیف، خودکارامدی و عملکرد بعدی را بهبود می بخشد(شروا و بروکس[۸۳]، ۲۰۰۰).
بازآموزی اسنادی به دانش آموزان کمک میکند تا پاسخ های اسنادیشان را بهتر درک کنند و پاسخ هایی را گسترش دهند که درگیری در تکلیف را تشویق میکنند. اکثر برنامه های بازآموزی اسنادیی کاملاً موفقیت آمیزند. پیامدهای عمومی این است که:
– به افرادی یاد داده می شود که چگونه رفتارهای نامطلوب مثل اجتناب از تکلیف را تعریف کنند.
– اسنادهای تحت رفتار اجتناب از تکلیف را تعریف کنند.
– اسنادهای تحت رفتار اجتماعی ارزیابی شوند.
– الگوهای اسنادی مطلوب تکمیل شوند.
بازآموزی اسناد، شرکت در تکالیف، پافشاری و پیشرفت را افزایش میدهد. اکثر برنامه های بازآموزی تلاش میکنند که اسنادهای یادگیرندگان را در جهتی تغییر دهند که یادگیرندگان موفقیت را به تلاش نسبت دهند. تلاش یک متغیر قابل کنترل و توانایی یک متغیر غیرقابل کنترل است. برنامه های منطبق بر این راهبرد، مبین افزایش شرکت در تکالیف، پافشاری و سطوح پیشرفت بوده اند تفکیک تلاش و توانایی برای دانش آموزان ضروری است. دانش آموزان بایددرک کنند که توانایی و تلاش نیز شیوه ای جهت افزایش دانش، استفاده از راهبرد و حل مسئله کارآمد است.
اهمال کاری تحصیلی
از نظر تاریخی اهمال کاری بر اساس دو دیدگاه قابل بررسی است . دیدگاه نخست ، آن را یک پدیده نسبتا” تازه و دیدگاه دوم ، آن را پدیده تمام زمان ها در نظر میگیرد که در سال های اخیر افزایش یافته است . ( استیل[۸۴] ، ۲۰۰۷ )
بر اساس دیدگاه دوم هزاران سال است که تعلل به عنوان به عقب انداختن کار امروز به فردا ،ایجاد مشکل نموده است . برای مثال حمورابی پادشاه بابل بر پایه قانون ۲۸۳ به منظور جلوگیری از اهمال کاری قانون مهلت مقرر برای طرح شکایت را به ثبت رسانیده است . رومیان اهمال کاری را واگذاری کار امروز به فردا دانسته اند و در عصر حاضر نیز توماس هابز ، ارزش شخصی هر فرد را در توانایی وی برای مدیریت و استفاده مؤثر از زمان تعریف میکند . ( استیل ۲۰۰۷ ).
باوجود این تنها در سال های اخیر در زمینههای ایجاد و چگونگی درمان آن توجه شده است .
از نظر لغوی واژه ی اهمال کاری معادل تعلل ، سهل انگاری و به تعویق انداختن میباشد . ( الیس ونال ، ۱۹۷۷ به نقل از فرجاد ۱۳۸۲ )
تعاریف
واژه لاتین تعلل،یا اهمال کاری از دو کلمه «پرو[۸۵]» و «کـراسینوس[۸۶]» تشکیل شده است که پرو به معنی جلو و کـراسینوس به معنی فردا میباشد . ( فراری[۸۷] و همکاران ، ۱۹۹۵ ) . فرهنگ نامه کمبریج ( ۲۰۰۳ ) عقب انداختن انجام امری را به دلیل ناخوشایندی یا ملال آوری آن ، تعلل میداند .
اوند ( ۱۹۹۶ ، به نقل از استیل ، ۲۰۰۷ ) . اهمال کاری را به تعویق انداختن عملی به خصوص هنگامی که تعویق بدون دلیل مناسب باشد ، میداند .
الیس وکنوس [۸۸](۱۹۹۷ ) اهمال کاری را تمایل به اجتناب از فعالیت، محول کردن انجام کار به آینده و استفاده از عذر خواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف نموده اند . در تعریف این سازه ، محققان به کاهلی و امروز و فردا کردن در انجام کارهای مهم ( در زمان مورد انتظار ) ، همراه با تجارب ذهنی ناراحت کننده اشاره نموده اند ( سنکال [۸۹]، کاستنر[۹۰] ، والراند[۹۱] ، ۱۹۹۵ )
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
در ایران نیز اگر چه سابقه اعطای یارانه را می توان در دوران صفویه جستجو کرد ؛ اما ایران اولین نظام سهمیه بندی همراه با یارانه را در زمان جنگ جهانی دوم تجنمود . اولین نهاد حمایت کننده که وظیفه آن اعطای یارانه بود ، در سال ۱۳۵۳ به علت ایجاد تورم ناشی از افزایش قیمت نفت تشکیل شد . وظیفه این نهاد حمایت مصرف کننده از نوسانات قیمتی و حمایت معقول از تولید کننده بود . البته اعطای یارانه در دوران بعد از انقلاب به خصوص در دوران جنگ تحمیلی نیز ادامه یافت به گونه ای که بزرگترین جنگ قرن بیستم از حیث زمانی ، با مدیریت یارانه و سهمیه بندی هدفمند ، بدون گزارش یک مورد فراگیر و قحطی به پایان رسید . ( رحیمی ، ۱۳۷۵ )

۲-۹ مخاطرات پرداخت نقدی یارانهها :
قاعدتاً وقتی یارانه را حذف کنیم، از محل آن درآمدهایی حاصل میشود و آنگاه بهاین سؤال میرسیم که چگونه این درآمد را هزینه کنیم؟ در این مورد، دو روش کلی برای هزینه کردن منابع یارانهها داریم؛ یکی مستقیم و دیگری غیرمستقیم. بسیاری از کارشناسان با پرداخت مستقیم یارانهها موافق نیستند چون پرداخت مستقیم به معنای تزریق نقدینگی به اقتصاد کشور است که عامل افزایش تورم است، ولی روش دیگر پرداخت غیرمستقیم است که تبعات منفی روش مستقیم را ندارد؛ مثلا قراردادن معافیتهای مالیاتی که به طور غیرمستقیم قابلیتهای قشرهای مختلف را افزایش میدهد و یا بحث سلامت در کشور که بسیار جای کار دارد. الان یکی از حلقههای مفقوده اقتصاد ما سلامت است .

مردم الان هزینه بسیار گزافی را بابت سلامت پرداخت میکنند. با وجود آنکه در برنامه چهارم تأکید شده بود که مردم ۳۰ درصد هزینه سلامت را پرداخت کنند، اما الان این رقم بین ۶۰ تا ۷۰درصد است. مسئله دیگر، بحث آموزش و کاستن از هزینه های آن است. بحث بسیار مهمتر، سرمایهگذاری است .
ریشه یارانهها از انفال است که مربوط به همه مردم است بنابرین از محل این درآمد باید در کشور سرمایهگذاری برای اشتغال انجام دهیم. این موارد پرداخت غیرمستقیم، مواردی است که باعث میشود درآمد سرانه که یکی از شاخصهای توسعه است، افزایش یابد. استفاده از این روشها باعث میشود که هم به اقشار ضعیف آسیب وارد نشود و هم به آن ها کمک شود و هم چرخه اقتصادی کشور به حرکت درآید. تزریق نقدینگی نهایتاًً به افزایش قیمتهایی می انجامد که این نقدینگی تکافوی آن را نخواهد داد ؛ یعنی در واقع عملاٌ هم قیمتها را افزایش میدهیم هم پرداختی که انجام میدهیم، متناسب با نیازهای جامعه نخواهد بود. این در اقتصاد دنیا عملاٌ اتفاق افتاده و نظریهپردازان اقتصادی هم این را تأیید میکنند.
ما اگر هم بازه زمانی را گستردهتر کنیم و هم پرداخت غیرمستقیم را افزایش دهیم به اجرای بهتر طرح کمک میکند، اما پرداخت مستقیم در جامعه تورم انتظاری ایجاد میکند. یارانه نقدی باید جزئی از بسته حمایتی باشد اما سهم آن باید کمرنگتر از یارانه غیرنقدی باشد. (کاظمی ،۱۳۸۸ )
۲-۱۰ آسیب های پرداخت یارانه نقدی به خانوارها :
حداقل ۱۰ مورد آسیب اساسی به شرح زیر از پرداخت نقدی یارانه به خانوار (اگر به صورت گسترده بخواهد انجام شود) متصور و مورد انتظار است :
ایجاد نارضایتی شدید در مردمی که به هر دلیل پرداختی به آن ها صورت نگرفته باشد.
در شرایطی که پرداختهای غیریکسان صورت گیرد، نارضایتی از مبلغ پرداخت در مقایسه با دیگرانی که بیشتر دریافت کردهاند.
وادار شدن مردم به سند سازی برای دریافت بیشتر یارانه.
خدشهدار شدن عدالت نسبت به کسانی که صادقانه اطلاعات خود را منتقل کردهاند.
غیر قابل تداوم بودن پرداخت نقدی برای سالهای متمادی.
ایجاد وابستگی غیرضرور مردم به دولت.
دامن زدن به تورم و ذوب شدن قدرت خرید یارانههای پرداختی و بیاثر شدن آن.
غیرمکفی بودن پرداختها نسبت به انتظارات ایجادشده فعلی و در نتیجه تشدید نارضایتی.
کاهش مشارکت مردم در تامین اهداف اصلی کارایی و عدالت، بر اثر کاهش ضریب اعتماد آن ها به دولت
هزینه بالای اداری اجرای طرح برای دولت و مشغول کردن دولت با زمینه کاری جدیدی در حاشیه موضوع اصلی. ( سیف ، ۱۳۸۸ )
۲-۱۱ هدفمند نمودن یارانه ها در ایران :
اولین تجربه نقد کردن یارانه ها، به برنامه ی دوم توسعه بازمی گردد که در آن برای نخستین بار مسأله ی بازنگری در سیستم یارانه ی کالاهای اساسی مطرح و گام هایی نیز در این جهت برداشته شد، از آن جمله می توان به تبدیل یارانه ی مرغ و تخم مرغ به یارانه ی نقدی و سپس حذف کامل این یارانه اشاره کرد، در برنامه ی دوم توسعه (۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸) به رغم افزایش۹/۲۳ درصدی بودجه ی عمومی دولت، میزان یارانه های اسمی از یک رشد ۹ درصدی برخوردار شد و به طور متوسط ۹ درصدی از بودجه ی عمومی را به خود اختصاص داد. سیاست های پیش گرفته شده ی برنامه ی دوم توسعه در برخی موارد با فشارهای اجتماعی و سیاسی و مخالفت کارشناسان روبرو شد به طوری که نگاه مسئولین دولت سازندگی که تا آن زمان معطوف به کاهش یا حذف یارانه ها بود، در اواخر دهه ۱۳۷۰، تعدیل شد و استفاده از واژه ی «هدفمند کردن یارانه ها» جای آن را گرفت . در واقع، سیاست گذاران به منظور اجتناب از نادیده انگاشتن آثار حذف یارانه ها بر گروههای هدف، تلاش کردند تا یارانه ها را به سوی گروههای هدف سوق دهند.
طی برنامه ی سوم توسعه، دولت اصلاحات، مکلف شد با انجام مطالعات و بررسی های کارشناسی، اقدامات قانونی، به منظور هدفمند نمودن پرداخت یارانه ی کالاهای اساسی و حامل های انرژی را انجام دهد، اما عملاً به دلیل مشکلاتی از قبیل عدم شناسی اقشار آسیب پذیر، عدم آمارهای دقیق در دهک های مختلف درآمدی و دیگر موارد، این هدف هیچ گاه محقق نشد. از لحاظ آماری طی برنامه ی سوم توسعه، سهم یارانه ها از بودجه ی عمومی دولت از ۲/۶درصد سال ۷۹ به ۱/۸ درصد در سال ۸۲ رسید. کل ارقام یارانه در سال ۸۳ نیز رقمی معادل۳۹۶۷۲۶/۲۸ میلیارد ریال رسید .
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از آنجا که جمعیت غیر نظامی و غیر مسلح به احتمال فراوان قادر به تهدید صلح نمی باشد، بعید است اعمال تحریم های اقتصادی علیه آن ها به عنوان اقدامی مؤثر به منظور اعاده صلح تلقی گردد

بر همین اساس یکی از وظایف کمیته های تحریم شورای امنیت بررسی موضوع تاثیر گذاری و کارآمدی تحریم های اقتصادی میباشد اعمال تحریم ها به صورت پلکانی و تشدید آن ها نیز نشانگر آن است که شورای امنیت به کارآمدی و مؤثر بودن تحریم ها توجه خاصی دارد.
۲-۱-۳-۲- بنددوم: هماهنگی در اعمال تحریم های اقتصادی
بند ۴ ماده ۱ منشور، یکی از اهداف ملل متحد را بودن مرکزی برای هماهنگ ساختن اقدامات ملت ها در دستیابی به اهداف مشترک ذکر کردهاست

اصل هماهنگی در ارتباط با تحریم های اقتصادی از دو منظر قابل طرح میباشد
نخست اینکه یکی از شرایط موفقیت تحریم های اقتصادی شورای امنیت همکاری و هماهنگی کشورها در اجرای برنامه های تحریم می باشد از این حیث ، اصل هماهنگی با اصل مؤثر بودن تحریم های اقتصادی در ارتباط میباشد
دوم اینکه عدم اقدامات گزینشی یا خودسرانه شورای امنیت، تحریم هایی که در قبال تخلفات یکسان از سوی کشورها علیه یک کشور اعمال میگردد و علیه کشورهای دیگر اعمال نمی شود مغایر با شرط هماهنگی میباشد همچنین تحریم هایی که در قبال تخلفات مشابه به صورت نابرابر علیه دو کشور اعمال می گردداصل هماهنگی را نقض خواهد کرد
بر این اساس ، از یکسو در استفاده از تحریم های اقتصادی ، شورای امنیت باید اصل عدم تبعیض را مراعات نموده و چنانچه شرایط و وضعیت در قضایای جداگانه مشابه بوده و اعمال تحریم اقتصادی ایجاب نماید ، به استفاده از تحریم اقتصادی مشابه مبادرت ورزد، از سوی دیگر، در اجرای برنامه های تحریم نیز تفاوتی میان کشورها مگر بر اساس شرایطی که برای موثرتر ساختن تحریم ها ضروری است قایل نشود، تحریم ها صرفا باید بر مبنای شرایط واقعی و نیز با رعایت اصل تناسب تنظیم گردد و شورا نباید بر اساس انگیزه ها و ملاحظات سیاسی عمل نماید.
تحریم به عنوان ابزاری در جهت تضمین اجرای قواعد بینالمللی و نیز حفظ و اعاده صلح و امنیت بینالمللی اساساً مشرروع است ، مگر آنکه هدف از آن اعمال فشار و سلطه بر سایر کشورها و یا مغایر با تعهدات قراردادی کشورها باشد.
اعمال تحریم های اقتصادی در مواردی هم که مشروعیت دارد منوط به رعایت قواعد بینالمللی میباشد و تابعات حقوق بین الملل باید در اعمال تحریم های اقتصادی برخی محدودیت های حقوقی را بپذیرند در این تحقیق محدودیت های حقوقی شورای امنیت در اعمال تحریم های اقتصادی در چهار چوب فصل هفتم منشور مورد بررسی قرار میگیرد.
اما سوالی پیش از آن مطرح است که آیا شورای امنیت در انجام وظایف خود به موجب فصل هفتم مقید به موازین حقوق بین الملل میباشد یا خیر؟
به عقیده برخی صاحبنظران بند ۱ ماده ۱ منشور به نحوی تنظیم گردیده که دست شورای امنیت را در اجرای فصل هفتم منشور کاملا باز گذاشته و آن را محدود به موازین حقوق بینالمللی ننموده است.
بند۱ ماده ۱ منشور :حفظ صلح و امنیت بینالمللی و به این منظور ، اتخاذ اقدامات جمعی مؤثر برای پیشگیری و رفع تهدیدات علیه صلح و سرکوب اعمال تجاوزکارانه یا سایر موارد نقض صلح و تعدیل یا فیصله اختلافات یا وضعیت های بینالمللی که ممکن است به نقض صلح بیانجامد از راه های مسالمت آمیز و مطابق با اصول عدالت و حقوق بین الملل باشد.
این بند شامل دو جزء است جزءنخست آن به حفظ صلح و امنیت از طریق اتخاذ اقدامات جمعی مؤثر ارتباط داردو جزء دوم به حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات مربوط می شوداز آنجا که لزوم انطباق با اصول عدالت و حقوق بین الملل تنها در جزء اخیر ذکر شده است شورای امنیت هنگامی که بر اساس فصل هفتم اقدام می کند ، به موجب منشور از نظر حقوقی ملزم به رعایت اصول حقوقی بینالمللی نمیباشد.
ارکان سازمان بین الملل تابعان حقوق بین الملل محسوب میشوند و در ایفای وظایفشان ملزم به رعایت حقوق بین الملل میباشند.
بنابرین شورای امنیت هنگام اعمال تحریم های اقتصادی در چارچوب فصل هفتم منشور، ملزم به رعایت حقوق بین الملل میباشد محدودیت های شورا که در تحقیق حاضر به بررسی آن پرداخته می شود، شامل اصول حقوق بین الملل عام، مقررات خاص منشور و قواعد حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه میباشد
۲-۱-۴- گفتار چهارم:محدودیت شورا به موجب قواعد حقوق بشر[۴۶]
۲-۱-۴-۱- بنداول: طرح موضوع
احترام به حقوق بشر و ارزشهای بشر دوستانه از جمله محدودیت های اساسی بر حق توسل به اقدامات متقابل به شمار می رود ، افراد مقیم در یک کشور نباید به این دلیل که رهبرانشان قواعد مربوط به صلح و امنیت بینالمللی را نقض کردهاند، از حقوق اساسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود محروم گردند.همچنین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اصول اساسی حمایت از جمعیت غیر نظامی در مخاصمات مسلحانه تصریح نموده: تعهد به احترام به حقوق بشر یک قاعده عرفی حقوق بین الملل میباشد که با تفسیر موسع و به طریق اولی به اقدامات اجرایی غیر نظامی نیز تسری مییابد.
ملاحظات مربوط به حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه، شورای امنیت را بر آن داشته است که به هنگام وضع مجازاتهای اقتصادی حتی الامکان آن ها را با موازین حقوق بشر و علایق بشر دوستانه منطبق نماید، مثلاً در جنگ کشور عراق و کویت شورای امنیت اقشار آسیب پذیر تر غیر نظامیا عراق و کویت همچون ، کودکان ، مادران باردار، بیماران و غیره را مورد توجه خاص قرار داده است
این گونه قیود استثنائی که به شروط استثنائات معافیت های بشر دوستانه موسوم گردیده اند حاکی از توجه ویژه شورای امنیت به موازین حقوق بشر در اعمال تحریم های اقتصادی میباشد.
۲-۱-۴-۲- بند دوم: حدود التزام شورای امنیت به قواعد حقوق بشر در زمینه اعمال تحریم های اقتصادی
پس از آنکه تکلیف شورای امنیت به رعایت موازین حقوق بشر در اعمال تحریم های اقتصادی محرز گردید نوبت به طرح این سوال میرسد که:
آیا شورا در این زمینه باید کلیه انواع حقوق بشر را مراعات نماید یا آنکه التزام به رعایت حقوق بشر، منحصر به حقوق اساسی بشر میباشد؟
در واقع رعایت قواعد مربوط به همه انواع حقوق بشر اعم از اساسی و سایر انواع حقوق بشر در اعمال تحریم های اقتصادی از سوی شورای امنیت الزامی تلقی می کند ولی جامعه بینالمللی قواعدی را در ارتباط با حدود و طول مدت این اقدامات به منظور رعایت موازیت حقوق بشر ، وضع نکرده است. این بدان معنا است که کسانی که از اقدامات شورای امنیت آسیب می بینند، در مقایسه با کسانی که تحت تاثیر یک وضعیت فوق العاده داخلی قرار می گیرند از حمایت به مراتب کمتری برخوردار میباشند به منظور جبران این فقدان مسئولیت شورای امنیت پیشنهاد شده است که شورا و دولتهایی که با مجوز آن اقدام میکنند، اصولاً و تا حد امکان همه انواع حقوق بشر را رعایت نمایند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-۳٫ نظام تخصیصی (Regalian system) در استفاده از منابع معدنی
مبنای اصلی این نظام آن است که منابع معدنی قبل از اکتشاف به هیچ کس تعلق ندارد. در نتیجه نفت و سایر منابع معدنی اموالی است که مالک خاص ندارد و شیوه توزیع آن توسط قانون مشخص و معین می شود. در این نظام دولت آیینی را برای تحصیل، انتقال و مالکیت منابع تعریف می کند. در خصوص معادن دولت قانونی را مقرر میسازد که مالکیت معدن و حقوق و تکالیف مالک را مشخص می کند.[۳۹]


۱-۴-۴٫ نظام حقوقی فقه شیعه در مالکیت منابع معدنی و نفت
در فقه، نفت و مانند آن را از معادن دانسته اند. در آرای فقها در خصوص نظام مالکیت معادن، به دیدگاه های متفاوتی برخورد میکنیم. به طور خلاصه میتوان گفت در این زمینه سه نظر وجود دارد: نخست دخول معدن تحت عنوان انفال، دوم مالکیت عمومی معادن و سوم تابعیت مالکیت معدن از زمین به این معنی که مالک زمین، مالک معدن موجود در آن نیز میباشد.[۴۰]
۱-۴-۵٫ نظام حقوقی مالکیت نفت در ایران
به نظر میرسد اولین مقرره قانونی که در خصوص حق بهره برداری از معدن به ویژه نفت در ایران وضع شد، ماده ۳ قانون معادن مصوب ۱۶/۱۱/۱۳۱۷ باشد. به موجب این قانون حق استخراج معادن نفتی در انحصار دولت قرار گرفت. سپس به موجب بند آخر ماده ۱ وبند ج ماده ۲ قانون معادن مصوب ۲۱/۲/۱۳۳۶ تصریح شد که مالکیت معدن نفتی مطلقا متعلق به دولت است.
قانون نفت مصوب ۸/۵/۱۳۵۳ در ماده ۳ مقرر نمود که منابع نفتی ایران ملی است، به این معنی که مالک این منابع ملت ایران است و دولت به نیابت از ملت اعمال این حق را از طریق شرکت ملی نفت ایران انجام میدهد. در ماده ۲ قانون نفت سال ۱۳۶۶ منابع نفتی کشور جزء انفال و ثروتهای عمومی شمرده شد و طبق اصل ۴۵ قانون اساسی در اختیار حکومت اسلامی قرار گرفت. اگر چه ممکن است واژه ثروتهای عمومی در ماده ۲ قانون مذبور این احتمال را به وجود آورد که قانونگذار انفال را معادل مشترکات عامه دانسته است، اما بلافاصله در عبارت بعدی تأکید می شود که: ” اعمال حق حاکمیت و مالکیت نسبت به منابع و تأسیسات نفتی متعلق به حکومت اسلامی است که بر اساس مقررات و اختیارات مصرح این قانون به عهده وزارت نفت است. “
به نظر میرسد که تا قبل از قانون اساسی سال ۱۳۵۸ دو تعریف در خصوص مالکیت نفت در نظام قانونی وارد شده است. در دوره نخست و بموجب تعاریف ارائه شده در قوانین سال عای ۱۳۱۷ و۱۳۳۶ مالکیت نفت مطلقاً متعلق به دولت شمرده شده است. سپس در دوره دوم و ما بین سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۸ به موجب تعاریف قانونی عبارات قانونگذار در معرفی مالک مخازن نفتی تغییر نمود وملت ایران به عنوان مالک این مخازن معرفی شدند. هر چند این تعریف قانونی با برخی آرای فقهی که قایل به اباحه عام در برداشت از معدن هستند نزدیک است ولی به نظر میرسد در همان دوره زمانی هم، در عمل بیشتر آثار و احکام انفال در خصوص معدن نفتی اجرا شده و نیت خاصی در این تغییر عبارت قانون گذار نهفته نبوده است.
مفاد این قانون در قانون نفت سال ۱۳۶۶ نیز تکرار شد ولی آثار این تغییر ماهیت قانونی در رویه های بعدی چندان تاثیر محسوسی نداشت زیرا در صورتی که این منابع جزء انفال باشد به نیابت از امام در اختیار ولایت فقیه است، در حالی که بعد از انقلاب و حتی بعد از تصویب قانون سال ۱۳۶۶ درآمدهای نفتی باز هم به حساب درآمدهای عمومی دولت واریز شد.[۴۱]
۱-۴-۶٫ نظام مالکیت و حاکمیت بر نفت در بیانیههای سازمان ملل (اصل حاکمیت ملتها بر منابع طبیعی)
در ۲۱ دسامبر سال ۱۹۵۲ مجمع عمومی سازمان ملل بیانیه شماره ۶۲۶ را صادر نمود که به موجب آن مقرر شده بود که: “حق ملتها در استفاده و بهره برداری از ثروتهای ملی و منابع طبیعی جزء لاینفک حاکمیت آنان است.”
ده سال بعد در ۱۴ دسامبر ۱۹۶۲ در هفدهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل بیانیه ۱۸۰۳ صادر شد که بموجب آن حاکمیت دائمی ملتها بر منابع ملی[۴۲]آنان تثبیت شد. این بیانیه مقرر میداشت: “حق حاکمیت دائمی ملتها بر ثروتها و منابع ملی آنان باید در راستای منافع ملی و رفاه مردم دولت مربوطه اعمال شود.”[۴۳]
فصل دوم:
اصول و تفسیر و تعدیل قراردادهای نفتی
گفتار اول: اصول حاکم بر قراردادهای بین المللی
۲-۱-۱٫ حاکمیت دولت بر منابع طبیعی
به دنبال ظهور نهضتهای آزادی بخش و ضد استعماری در دولتهای مختلف جهان و خودمختار شدن بسیاری از آن ها به خصوص پس از جنگ دوم جهانی و آغاز جنگ سرد دولتهای در حال توسعه درصدد برآمدند که اصل حاکمیت دائمی بر منابع طبیعی را به عنوان یکی از اصول حقوق بین الملل عمومی عرفی به منظور ایجاد تعادل و برابری در روابط بین المللی به کار برند.
«در واقع حاکمیت دائم بر منابع طبیعی در خلاء و تنهایی توسعه پیدا نکرده بلکه به عنوان یک وسیله و ابزار در طول یا به عنوان یک عکس العمل به وقایع سیاسی بینالمللی به کار رفته است که در برگیرنده موارد ملیسازی می شود و همچون قضیه شرکت نفت ایران و انگلیس (۱۹۵۱)، شرکت کانال سوئد (۱۹۵۶)، صنعت مس شیلی (۱۹۷۲) و صنعت نفت لیبی (۷۷ ـ ۱۹۷۶)».[۴۴]
۲-۱-۲٫ اصل آزادی قراردادی(حاکمیت اراده)
در قانون مدنی اکثر کشورها اصل آزادی قراردادی در عین اینکه محترم شمرده شده توسط عوامل محدود کننده ای کنترل می شود و قلمرو آن تا آنجایی است که به آزادی دیگران و همچنین به حقوق اجتماعی آسیب نرساند. اصل آزادی قراردادها به معنای نامحدود بودن اراده افراد در تنظیم و انعقاد قرارداد و تعیین آثار و شرایط آن نیست امروزه برخلاف باور و اعتقاد فرد گرایان قرن نوزدهم که حدی برای آزادی افراد قائل نبودند هیچ حقوقدانی قائل به آزادی بی حد و حصر اراده افراد نیست و قانونگذار برای جلوگیری از هرج و مـرج و اختلال در نظام اجتماعی و برای حفظ ضرورتهای اجتماعی برخی از محدودیتهای آزادی قراردادها ضمن مشروع و محترم شمردن اصل آزادی قراردادی برای این آزادی اراده حدود و ثغوری قائل گردیده که در همان حدود افراد آزاد هستند آن گونه که میخواهند مبادرت به تنظیم و انعقاد قرارداد نمایند و اصل آزادی اراده دارای اعتبار مطلق نیست. مهمتـرین عوامل محدود کننده اصل آزادی قراردادها عبارتنــد از : ۱- قانون ۲- نظم عمومی ۳- اخلاق حسنه.
۲-۱-۳٫ اصل حسن نیت
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- پرداخت خسارت عدم النفع
عدم النفع چیست؟ آیا عدم النفع ضر محسوب می شود؟ کدام دسته از عدم النفع ها در نظام فعلی ما قابل مطالبه هستند؟

سؤالات فوق مواردی است که بحث مفصلی را نیاز دارد ولی نگاهی اجمالی به آن ها مشخص خواهد کرد فروشنده ساختمان چه خسارتی را می بایست در صورت نرسیدن نفع به خریدار پرداخت کند.
۱ -کاتوزیان ناصر، دوره مفدماتی حقوق مدنی، اموال مالکیت،منبع پیشین، ص ۱۴ به بعد.
میان ضرر و عدم النفع تفاوت است، چه، در حالی که ضرر عبارت است از نقصی در مال یا جان یا آبرو، عدم النفع عبارت است از تغییر نکردن وضع شخص به طوری که نه چیزی از آن کسر و نه بر آن افزوده شود. بنابرین قاعده لاضرر به دلالت لفظی شامل عدم النفع نمی شود.(۱)

برخی از اساتید متعقدند قاعده شامل عدم النفع مسلم می شود ولی از بین رفتن منافع احتمالی را فرا نمی گیرد به این دلیل که ضرر امری است عرفی و از این روی در هر موردی باید به عرف مراجعه کرد و باید عرف خصوص آن مورد را ضرر می شمارد یا نه مثلاً هرگاه شخص محبوس صنعتگر، مهندس، پزشک یا کارگر متخصص باشد که کاری داشته و حبش او موجب بیکاری او و بیکاری او موجب عدم النفع او شده باشد بدیهی است که عرف این عدم النفع را ضرری شمارد.(۲)
برخی دیگر از اساتید پا را از این فراتر نهاده اند و معتقدند با توجه به قابل مطالعه بودن منافع ممکن الحصول (بند ۲ ماده ۹ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری) باید گفت چنانچه منافع مورد ادعا صرفاً احتمالی بوده و زمینه و مقدمات آن نیز به هیچ وجه فراهم نشده باشد و هیچ گونه قرنیه ای بر امکان حصول آن در آینده نباشد و از شمول عنوان” منافع ممکن الحصول” خارج است و مشمول عنوان عدم النفع گردیده و در نتیجه قابل مطالبه نمی باشد.(۳)نظرات بالا که به عنوان نمونه گفته شد به خوبی نشان میدهد که اطلاق تبصره ۲ ماده ۵۱۵ قانون آئین دادرسی مدنی مبنی بر قابل مطالعه نبودن عدم النفع قابل اعتماد و استناد نیست. در قرارداد پیش فروش ساختمان نیز فروشنده مکلف است در چهارچوب ذکر شده اقدام به دادن خسارت عدم النفع کند. به عنوان نمونه موردی را می توان تصور کرد که در آن فروشنده در موعد مقرر شده در قرارداد ساختمان را تحویل خریدار میتوانند از فروشنده خسارت عدم النفع دریافت کنند.
خسارت عدم النفع در اینجا ممکن است به علت عدم استفاده خریداران از مسکن و ساختمان مورد توافق
۱-محمدی، ابوالحسن، قواعد فقه،تهران،مؤسسه نشر یلدا،۱۳۷۴، ص ۱۶۶٫
۱-همان، ص ۱۶۷- ۱۶۸٫
۳-شمس، عبداله، آئین دادرسی مدنی، جلد اول، نشر میزان، چاپ دوم، بهار ۱۳۸۱، ش ۷۲۵، ص ۴۲۷
باشد. مثلاً اگر قرار بوده ساختمان در آبان ماه تحویل خریداران بشود ولی در اسفند ماه به آن ها داده شود خریداران میتوانند مطابق عرف اجاره بها را ماهانه از فروشنده با تأخیر در تحویل مانع از انتفاع خریداران از ساختمان موضوع توافق شده است .این مورد از مواردی است که ضرر در نظر عرف مسلم میباشد . ولی از سوی دیگر اگر خریداران در مثال فوق عنوان کنند که اگر ساختمان در موعد مقرر تحویل می شد، آن ها می توانستند وام بگیرند و با آن وام می توانستند در فلان تجارت سرمایه گذاری کنند و سودی به دست آورند، در این حالت منافع مورد ادعا صرفاً احتمالی است و مشمول تبصره ۲ ماده ۵۱۵ قانون آئین دادرسی مدنی خواهد بود.

۳- پرداخت خسارت تأخیر در انجام متعهد
خسارت تأخیر تأدیه برای جبران ضرری داده می شود که از تأخیر مدیون حاصل شده است و همین جهت مطالبه آن با درخواست اجرای اصل دین منافات ندارد.(۱)بنابرین خریداران ساختمان پیش فروش میتوانند خسارت ناشی از تأخیر در انجام تعهد را به همراه الزام فروشنده به تحویل ساختمان را همزمان بخواهند قانون آئین دادرسی مدنی جدید درخصوص خسارات ناشی از تأخیر در انجام تعهد هر دو شرط را مقرر کردهاست. ماده ۵۲۰ خساراتی را قابل جبران می شناسند که بلاواسطه یا مستقیم ناشی از تأخیر در انجام تعهد باشد. ماده ۵۱۵ نیز خساراتی را که ناشی از تقصیر خوانده نسبت به ادای حق یا امتناع از آن باشد قابل جبران می شناسد.(۱)
بر همین اساس اگر خریداران مجبور شوند به علت عدم تحویل ملک اقدام به اجاره ملی دیگر کنند در این حالت عرفاً اجاره ملک مستقیماً ناشی از عدم تحویل ملک مورد توافق است. باید توجه داشت در اینجا تعهد سازنده ساختمان تعهد به نتیجه است و صرف عدم تحویل در موعد مقرر خود تقصیر محسوب می شود و خریداران نیازی به اثبات تقصیر سازنده ندارند. تنها راه نجات سازنده اثبات فورس ماژور است.
در آخر باید توضیح داده شود خریداران در مورد خسارت عدم النفع مبلغی را که ممکن بود بابت اجاره ملک خودشان عایدشان شود از فروشنده دریافت میکردند حال آنکه در خسارت تأخیر در انجام تعهد مبلغی را که بابت اجاره بها ملکی دیگر مجبور به پرداخت هستند را دریافت میکنند.
۴٫ ساخت و تکمیل بنا مطابق شرایط قراردادی
مطابق با اوصاف مذکور در قرارداد و بر اساس نقشه ساختمانی بر طبق قراردادهای پیش فروش منعقد فی مابین سازندگان و متقاضیان ، مهمترین و اصلی ترین تعهد فروشنده آن است که ساختمان مورد توافق را
بر اساس نقشه ساختمانی و بر طبق اوصاف مذکور در قراردادهای پیش فروش ساختمان به طور معمول ، یکی از موارد قرارداد به تعهد ساخت ساختمان توسط فروشنده اختصاص دارد .
تعهد فروشنده به ساخت ساختمانی مشخص با ویژگی ها و اوصاف ذکر شده در قرارداد نشان میدهد تعهد فروشنده تعهدی به نتیجه است نه تعهد به سویله زیرا که به موجب قرارداد فوق فروشنده متعهد است ساختمان موصوف در قرارداد را بررطبق توافق صورت گرفته ساخته و پس از تکمیل آن به خریدار تحویل نماید البته نتیجه فوق از سوی فروشنده تضمین گردیده و فروشنده نمی تواند جز در موارد فورس ماژور و قوه قهریه از مسئولیت و تعهدات قراردادی خویش مبری شود.
ب- خریدار
مشتری یا خریدار طرف دیگر قرارداد پیش فروش ساختمان است. خریدار در قرارداد پیش فروش دارای حقوق متعددی است. می توان حقوق خریدار در قرارداد پیش فروش ساختمان را به دو دسته کلی حقوق عام و حقوق خاص تقسیم کرد .حقوق عام از آنجا برای خریدار ناشی می شود که قرارداد پیش فروش را بیع بدانیم. در این حالت خریدار مانند تمامی خریداران در بیع دارای یک سری حقوق خواهد بود:
-بایع می بایست مبیع را در زمان مورد توافق به تصرف مشتری بدهد به نحوی که مشتری متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد (ماده ۳۶۷ ق.م) مشتری میتواند درخواست الزام بایع به تسلیم مبیع را از دادگاه بخواهد.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1401-09-19] [ 09:56:00 ب.ظ ]
|
|
ارزش ها:
ارزش های مشخص کننده این موضوع میباشد که افراد،گروه ها و سازمان ها برای چه چیزهایی ارزش بیشتری قائل می باشد و ارزش ها با معیارها در ارتباط است و ارزش ها به عنوان یک معیار یا استاندارد برای هدایت رفتار تعریف کرد در یک تعریف ساده ارزشها به عنوان مجموعه ای از دوست داشتن ها،تنفرها،نقطه نظرات، بایدها، تمایلات درونی،قضاوت های معقول و غیر معقول،تعصبات و الگوهایی به هم پیوسته هستند که دیدگاه افراد را در مورد جهان تعیین میکند.. (مقیمی،۱۳۸۵،ص۱۷۹) .


مشتری مداری:
رهبر و کارکنان از خواسته های مشتری و نحوه ارتباط آن ها در فعالیت های روزانه مطلع بوده و فرایندهای سازمان را در جهت کسب رضایت مشتری سمت و سو بخشند.تشخیص و تامین نیازهای مشتری جزو استراتژی اصلی میباشد .دلیل این موضوع،آگاهی از این نکته است که تصمیم مشتری برای خرید،حکم نهایی موفقیت سازمان میباشد و هدف دستیابی به رضایت بالای مشتری و وفادار ماندن او به سازمان در دراز مدت است.(شاکری،۱۳۸۲،ص۷۸).
سیاست های بازار:
تغییر در مسیرهای استراتژیک سازمان چیزی نیست که خود به خود انجام شود .برای اینکه یک استراتژی کارساز واقع شود به سیاست هایی نیاز است که به توان امور روزمره را اداره نمود.با اتخاذ سیاست حل مسئله های روزانه آسان میگردد و رهنمود ی ارائه می شود که می توان بدان وسیله استراتژی ها را به اجرا در آورد.مقصود از سیاست ،رهنمودها،روش ها،رویه ها،مقررات و شیوه هایی از مدیریت خاص است که برای حمایت و تقویت کارها در نظر گرفته میشوند تا سازمان بتواند به هدف های تعیین شده دست یابد به طور کلی سیاست ها ابزار هایی هستند که بدان وسیله استراتژی ها به اجرا در میآیند.(دیوید،۱۳۸۳،ص۴۳۳).
تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره
“تصمیم گیری” یکی از مهم ترین و اساسی ترین وظایف مدیریت است و تحقق اهداف سازمانی به کیفیت آن بستگی دارد. از این رو به تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره به عنوان یک مبحث علمی نگریسته می شود که با حل مدلهای ریاضی در ارتباط است (موحدی و معتمدی ، ۱۳۸۹) .
۱-۹-۲٫تعریف عملیاتی
سیستم مدیریت کیفیت سیستمی است جهت تعیین خط مشی و اهداف و روش های دستیابی به آن اهداف جهت هدایت و کنترل سازمان از نظر کیفیت ، در واقع می توان گفت با مدیریت سیستماتیک کیفیت در یک سازمان میتوانیم به بهبود کیفیت برسیم و این یعنی سیستم مدیریت کیفیت
سیستم در سازمان هایی بر قرار می شود که از طریق سیستم مدیریت کیفیت در جستجوی مزیتی هستند و سیستم مدیریت کیفیت میتواند سازمان ها را در افزایش رضایتمندی ارباب رجوع یاری دهد.
مزایای استقرار سیستم مدیریت کیفیت عبارتند از: کاهش هزینه ها و قیمت تمام شده – بهبود فرایند ها – طراحی بهتر خدمات – بهبود بهره وری و کارایی – تغییر نگرش – افزایش سود آوری – کاهش دوباره کاری ها و موارد دیگر

عواملی که در این تحقیق به آن ها اشاره شده است عبارتند از:
مدیریت فراگرد به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی
مدیریت منابع انسانی معطوف به سیاستها ، اقدامات و سیستمهایی است که رفتار ، طرز فکر و عملکرد کارکنان را تحت تاثیر قرار میدهند
ساختار سازمانی در بر گیرنده طرح سیستم هایی می شود که به وسیله آن ها فعالیت های همه دوایر هماهنگ و یکپارچه میگردد
ارزش های مشخص کننده این موضوع میباشد که افراد،گروه ها و سازمان ها برای چه چیزهایی ارزش بیشتری قائل میباشد
- تشخیص و تامین نیازهای مشتری جزو استراتژی اصلی میباشد .دلیل این موضوع،آگاهی از این نکته است که تصمیم مشتری برای خرید،حکم نهایی موفقیت سازمان میباشد و هدف دستیابی به رضایت بالای مشتری و وفادار ماندن او به سازمان در دراز مدت است
سیاست بازار
به سیاست هایی نیاز است که به توان امور روزمره را اداره نمود.با اتخاذ سیاست حل مسئله های روزانه آسان میگردد و رهنمود ی ارائه می شود که می توان بدان وسیله استراتژی ها را به اجرا در آورد
فصل دوم
مطالعات نظری و
پیشینه تحقیق
۱٫ بخش اول
۲-۱-۱٫ مقدمه
سازمان هایی که به پیاده سازی سیستم های مدیریت کیفیت روی می آورند، بنا به ضرورت واحدی به نام تضمین کیفیت را ایجاد میکنند تا عهده دار وظایف طرح ریزی، استقرار و بهبود سیستم مدیریت کیفیت شود.
وظایف گوناگونی به عهده ی این واحد گذارده می شود از ممیزی داخلی سیستم مدیریت کیفیت گرفته تا انجام فعالیت هایی مانند اقدام اصلاحی و پیشگیرانه، کنترل مستندات، بهبود مستمر و در بعضی موارد آموزش و حتی مدیریت پروژه های درون سازمانی.
اگر کیفیت به معنای تامین خواسته های مشتریان تعریف شده باشد، نباید تردید نمود که کسب اطمینان از کیفیت محصول یا خدمت به عمده ترین و اصلی ترین وظیفه مدیریت تبدیل خواهد شد و از سوی دیگر، توسعه و گسترش تجارت جهانی نیز در گرو حصول چنین اطمینانی از کیفیت وبه عبارتی روش های تضمین کیفیت در مراکز اقتصادی، شناسایی و تجربه گردیده و طی نیم قرن گذشته ، تجارب گوناگونی در بخشهای مختلف صنعت و خدمات در کشورهای مختلف گرد آمده است. لذا سازمانها و صنایع در کشورهای مختلف، این تجربه ها را در قالب مقررات، ضوابط و استانداردهای بینالمللی مدیریت کیفیت و سیستمهای تضمین کیفیت عرضه کردهاند و بر مبنای آن ها نیز در دهه گذشته، استانداردهای بینالمللی مدیریت کیفیت و سیستمهای تضمین کیفیت، جایگاه ویژه ای برای خود در عرصه های مختلف اقتصاد جهانی، باز نموده اند(درکسلر[۲] ،۱۹۷۷).
اندیشمندان فراوانی، نظریه های مختلفی در زمینه چگونگی دستیابی به کیفیت مطرح و آزموده اند. از آنجایی که کیفیت پدیده ای فراگیر است و نه تنها به جنبههای عملیاتی یک مؤسسه، بلکه با صنایع در دسترس، فرهنگ و جنبههای انسانی و اجتماعی و اقتصادی ارتباط دارد، بسته به ویژگیهای سرزمینها و شرایط محیطی و زمانی متفاوت، تجارب و نظرات مختلفی وجود دارد.

با این حال، می توان به طور خلاصه، اصول یک سیستم تضمین کیفیت را به شرح زیر بیان نمود:
-
- تعهد مدیریت یک مؤسسه نسبت به کیفیت و میزان جذب مشتری.
-
- تأکید بر پیشگیری به جای تشخیص نقص و عیب پس از وقوع آن.
-
- بهبود مستمر محصول و عملیات از طریق شناسای ریشه اشکالات و انجام اقدامات اصلاحی.
-
- تعریف و شناسایی دقیق نیازها و خواسته های مشتریان و توافق بر آن.
-
- شناسایی فعالیتهای مؤثر بر کیفیت و تحت کنترل درآوردن آن.
-
- تحت کنترل درآوردن عوامل داخلی مانند طراحی، فرایندها و عملیات.
-
- تحت کنترل درآوردن عوامل بیرونی مانند خرید.
-
- تحت کنترل درآوردن اطلاعات، داده ها و مدارک.
- ثبت سوابق کیفیت برای اثبات قابل اطمینان بودن سیستم و فراهم آوردن امکان اصلاح.
۲-۱-۲٫ تعریف سیستم کنترل کیفیت
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۲-۲ – اهمیت، وظایف و اختیارات مجلس شورای اسلامی
مجلس شورای اسلامی رکن اصلی قوه مقننه در نظام جمهوری اسلامی ایران است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل شده و مصوبات آن در صورت تأیید شورای نگهبان برای اجرا به قوه مجریه ایران و قوه قضائیه ابلاغ خواهد شد( اصل ۵۸ قانون اساسی).

بی شک این انتخابات یکی از مهم ترین فعالیت ها در عرصه سیاسی کشور است که تاثیرات آن در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل بررسی و دقت نظر میباشد. به طور کلی این اهمیت و تاثیرگذاری را از دو جهت می توان بررسی نمود. اول: نفس برگزاری انتخابات با آثار قابل توجه آن در مشارکت سیاسی و نمایش مردم سالاری. دوم: انتخاب بیش از ۳۰۰ نماینده برای مهمترین جایگاه قانونگذاری برای مدت چهار سال. بر اساس اصول قانون اساسی مهمترین وظایف و اختیارات مجلس شورای اسلامی عبارت است: ۱٫ وضع، شرح و تفسیر قوانین عادی در عموم مسایل کشور.( اصول ۷۱ و۷۲)

۲٫ حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور.( اصل ۷۶) ۳٫ تصویب عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی. اصل۷۷) ۴٫ تصویب گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت.( اصل ۸۰) ۵٫ تصویب استخدام کارشناسان خارجی در موارد ضرورت.( اصل ۸۲) ۶٫ حق سئوال از رییس جمهور و وزیران.( اصل ۸۶) ۷٫ استیضاح هیئت وزیران یا هر یک از وزیران.(اصل ۸۹) ۸٫ رأی اعتماد به وزیران پیشنهادی دولت.(اصل ۸)
۹٫ استیضاح و رأی به عدم کفایت رییس جمهور.(اصل ۸۹) ۱۰٫ مرجع رسیدگی به شکایات مردم از سایر قوا. (اصل ۹۰) (چگینی، پایان نامه)
۵-۲-۲- تعاریف متغیرها و مفاهیم تحقیق
۱-۵-۲-۲- خبر
“خبر” در برنامه های تلویزیونی همانطور که گفته شد به لحاظ شیوه اطلاع رسانی (تصویر) مقبولیت عام خود را میان مخاطبان پیدا کردهاست و مخاطب با دیدن لحظه های وقوع، در جریان چگونگی حادثه قرار میگیرد.
خبر چیست؟
“دیگه چه خبر، خبر داری، خبر جدید چیه؟” و ده ها عبارت پرسشی دیگر که همه روزه از بامداد تا شامگاه از زبان هر فرد شنیده می شود، حاکی از روح جست و جوگر انسانهایی است که در پی کسب اطلاعات تازهتر و به اصطلاح داغتر از اطراف خود هستند.
انسان ها فطرتاً خواهان برقراری ارتباط با اطراف خود، شناسایی محیط و بهره گیری از آن برای به حرکت درآوردن چرخهی زندگی هستند، اطلاعات تازه رد و بدل میکنند و در سایه آن قوی تر، آماده تر و آگاه تر با آینده مواجه میشوند؛ اما خبر چیست؟
با تعاریف متعدد و کاربردی خبر از کارشناسان و پژوهشگران علوم ارتباطی در این جا آشنا میشویم:
-
- “خبر گزارشی از واقعیتهاست ولی هر واقعیتی را نمی توان خبر نامید.
-
- خبر پیامی است که احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد.
-
- خبر الزاماًً گزارش رویداد جاری (تازه ها) نیست، ممکن است واقعهای که سالها قبل اتفاق افتاده با معلوم شدن اطلاعات تازه ای راجع یه آن، ارزش خبری پیدا کند. (بدیعی و قندی، ۱۳۸۲: ۱۹)
- رویدادی که امروز خبر است، ممکن است فردا خبر نباشد.
“ریدبلیک” و “ادوین هارولدسن” در تعریف خود از خبر میگویند:
“خبر آگاهی [ای] است که مردم در اتخاذ مواضع خود نسبت به جهانی که به سرعت در حال تغییر است به آن نیاز فوری دارند. هر جا که وضعیت مبهم بوده یا شقوق مختلفی در کار باشد، یا لازم باشد که تصمیمی گرفته شود، هر آگاهی تازهای که بتواند بر نتیجه امر تأثیر بگذارد، خبر به شمار می آید. خبر آگاهی [ای] است که برای کسی حائز اهمیت است”.(بلیک و هارولدسن، ۱۳۷۸:۱۳۸)
گروه ر سانه ای “گلاسگو” که کتب متعددی در زمینه خبر و ماهیت آن منتشر کردهاند، خبر را نه یک پدیده طبیعی که محصول مصنوع ایدئولوژی میدانند و میگویند خبر یک گفتمان است که نه تنها واقعیتهای اجتماعی و حقایق را بیطرفانه منعکس نمیسازند؛ بلکه در “ساخت اجتماعی واقعیت” هم مداخله میکنند.(شکرخواه، ۱۳۷۴: ۷-۶)
نعیم بدیعی و مهدی محسنیان راد در تعریف خود از خبر گفتند:
“خبر گزارشی از رویداد واقعی و عینی است که دارای یک یا چند ارزش خبری باشد. جگونگی ارائه این گزارش تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شکل میگیرد”.
همانگونه که ملاحظه می شود هر یک تعریف خاصی از خبر ارائه کردند و هر کدام ویژگیهایی برای آن بیان کردند؛ دستیابی به تعریف مشترک و بهعبارتی ارائه نظریهای جامع و مانع برای خبر بسیار دشوار است اما اگر خبر را گزارشی نسبتاً بیطرفانه، دقیق، عینی و صحیح از رویداد بدانیم به بیراهه نرفتهایم و تا حدودی به اصل تعریف این واژه ارتباطی مورد نیاز بشر نزدیک شده ایم. (قربانی، ۱۳۸۵، ۲۲- ۲۵)
سه نوع سخت خبر۱ نرم خبر۲ و شبه خبر۳ از انواع خبر میباشند که سخت خبر، گزارش مسائل و رخدادهای گذشته و یا در شرف وقوعی است که بر پایه صحت، عینیت و بی طرفی درصدد ارائه اطلاعات است؛ نرم خبر نیز مطلب خبری سبکی است که می تواند رنگینتر، بذله گویانهتر و توأم با تفسیری نسبی ارائه شودو در نهایت، شبه خبر به اخباری گفته می شود که برای تولید آن ها از قبل قرار و مدار گذاشته می شود و بدین ترتیب همان قدرتی که قادر به “ساختن” یک رویداد قابل مخابره است، قادر به تجربه سازی برای مخاطب هم می تواند باشد. (شکرخواه،۱۳۷۹؛ ۹)
____________________________________
۱٫Hard News
۲٫Soft News
۳٫Pseudo-News
۲-۵-۲-۲-شیوه ارائه خبر:
۱-۲-۵-۲-۲- مصاحبه:
مصاحبه یکی از انواع خبرگیری مستقیم است که به وسیله آن عقاید و افکار شخصیت های مهم جامعه، یا نظرهای مردم عادی کوچه و بازار را درباره موضوعات مختلف به ویژه مسائل روز به دست می آورند. مصاحبه گاهی نیز برای گرفتن اطلاعات خاصی است که در اختیار شخصیت طرف مصاحبه قرار دارد و خبرنگار با تماس با این شخصیت اطلاعات به دست آمده را در اختیار مردم قرار میدهد.
مصاحبه یکی از انواع بسیار مهم کسب خبر است که مورد استفاده زیاد روزنامه نگاران قرار میگیرد. “امیل لودویگ”نویسنده معروف میگوید: “مصاحبه از جالبترین و سرگرم کنندهترین انواع خبرهاست”.
اما دکتر مهدی محسنیان راد در کتاب “روش های مصاحبه خبری” خود پس از تفسیر چند تعریف به این باور میرسد که “مصاحبه گزارش و حاصلی است از فراگرد ارتباط میان دو سوی ارتباط به منظور دستیابی به واقعیتی که دارای یک یا چند ارزش خبری باشد. این گزارش ضمن آنکه تحت تأثیر ویژگیهای دو سوی این فراگرد ارتباطی میباشد احتمالاً از عوامل درونسازمانی و برونسازمانی تأثیر میپذیرد.” (نصراللهی، ۱۳۸۵، ۹۷)
مصاحبه از چند جهت برای استفاده کنندگان وسایل ارتباط جمعی جالب است:اول اینکه گفتههای مصاحبه شونده، داستان خبر را زندهتر جلوهگر میسازد که در تلویزیون این امر کاملاً واقعیت پیدا میکندو بیننده شخص طرف مصاحبه را عیناً میبیند.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عهده او گذاشته شود. با توجه به مطالب بالا به نظر میرسد اصول حقوق قراردادهای اروپایی(PECL) درمورد شروطی که به طور خاص و مستقل مورد مذاکره قرار نگرفتهاند، دیدگاه دستورالعمل جامعه اروپایی در مورد شروط غیرمنصفانه در قراردادهای مصرف کننده را در مورد سایر قراردادها پذیرفته و تعمیم داده است. بنابرین اگر شرطی مغایر با حسن نیت باشد و سبب عدم تعادل فاحش در حقوق و و تعهدات طرفین گردد قابل فسخ خواهد بود. اما شروطی که قیمت را معین کرده یا موضوع اصلی قرارداد را مشخص میکنند مشمول این حکم نخواهد بود ولی بر اساس ماده ۱۰۹-۴ قابل ملاحظه و بررسی هستند. در برخی از قراردادهای تجاری شرطی گنجانده میشود که بر اساس آن در صورتی که یکی از متعاملین از انجام آنچه قرارداد به عهدۀ وی گذاشته است،خودداری کند یا به انجام عملی مبادرت ورزد که در قرارداد ممنوع اعلام شده است، باید مبلغی را که در قرارداد معین شده است به عنوان خسارت به طرف مقابل پرداخت کند. شرط یاد شده در حقوق تطبیقی به شرط جزایی تعبیر میشود. قانونگذار در مادۀ ۷۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی و مادۀ ۳۴ قانون ثبت از آن به وجه التزام یاد کردهاست. دادگاههای انصاف از سدۀ پانزدهم به بعد، شرطی را که به موجب آن بدهکار تعهد میکرد در صورت عدم پرداخت اصل و منفعت بدهی در موعد مقرر، مبلغی به مراتب بیشتر از آن را به عنوان خسارت پردخت کند، غیرقابل ترتیب اثر اعلام میکردند. در واقع دادگاههای انصاف هرجا که با تقلب طلبکار مواجه میشدند یا تأخیر بدهکار در تأدیه بدهی را ناشی از تقصیر وی نمیدانستند، به شرط پرداخت وجه التزام، عمل نمیکردند، بلکه خود میزان خسارت واقعی را تعیین و متعهد را به پرداخت آن محکوم میکردند. بعدها در سدۀ هجدهم هر نوع شرط مبنی بر پرداخت وجه التزام چنانچه جنبۀ تنبیه داشته یا نامعقول تشخیص داده میشد، باطل اعلام شد(اسکینی،۱۳۶۵، ۲۸)از طرفی به علت اختلافی که در قانونهای اعضای اتحادیۀ اروپا در مورد شروط غیرعادلانه در قراردادهای مصرف کننده وجود داشت، این اتحادیه در ۵ آوریل ۱۹۹۳ دستورالعمل ۹۳/۱۳/EEC را به منظور حمایت از مصرف کنندگان در برابر شروط غیرعادلانه پذیرفت. در مقدمۀ این دستورالعمل بر نیاز از بین بردن شروط غیرعادلانه از قراردادها میان فروشندگان و ارائهکنندگان کالا و خدمات و مصرفکنندگان آن ها تأکید می شود. قراردادهای کاری نیز که میان کارفرما و پیمانکاران منعقد میشوند، موضوع این دستورالعمل هستند. منطبق با آن دستورالعمل، شروطی که در قراردادهای کاری به طور خاص مورد مذاکره طرفین قرار میگیرند، جزو شروط غیرعادلانه تلقی نمی شوند. در مقابل هرشرطی که به طور خاص مورد مذاکره طرفین قرارداد کاری قرار نگیرند، غیرعادلانه تلقی میشود، اگر مغایر با اصل حسن نیت باشند و سبب عدم تعادل در حقوق و تعهدات ناشی از قرارداد شوند.


بخش دوم : آثار شروط ناعادلانه قراردادی
فصل اول : آثار شروط ناعادلانه
مبحث اول : بطلان قرارداد
هر عقد که واجد شرایط ماهوی یا تشریفاتی مقرره نباشد باطل است، بالنتیجه آثاری بر آن عقد مترتب نخواهد بود. هرگاه در انجام عقدی یک قاعده قانونی رعایت نشود ضمانت اجرای این تخلف بطلان و عدم تاثیر آن عقد است .(شهیدی، ۱۳۷۹، ۴۷ ) نباید این شائبه را به میان آید که ضمانت اجراء باید حتماً جنبه جزائی داشته باشد. گرچه عده ای از علماء حقوق را عقیده برآن است که ضمانت اجرا عبارت از تنبیه بدنی است که به مناسبت نقض یک قاعده قانونی اعمال می شود. البته این تعبیر برای ضمانت اجراء صحیح نیست چه ممکن است فشار مالی به عنوان ضمانت اجرا بر فردی وارد آید که آثار روحی آن به مراتب شدیدتر از یک جزای بدنی باشد. حتی اشخاصی هستند که از لحاظ علاقه ای که به مال دنیا دارند حاضرند در موقع تحمل مجازات جان خود را بدهند ولی چیزی از مال خود را به عنوان جریمه از دست ندهند. برای درک بهتر مفهوم ذهنی ضمانت اجرا تعریف ساده حقوقی آن را در نظر می گیریم: ضمانت اجرا نتیجه یک قاعده حقوقی است. این ضمانت اجرا یک واکنشی ایجاد می کند، یعنی به طور کلی یک واقعه ناگواری را برای مسبب نقض قاعده پیش می آورد. در صورت لزوم ممکن است که این ضمانت اجرا از طرف نیروی عمومی ( قدرت دولتی ) تحمیل شود، ضمانت اجرا تعریف ساده حقوقی آن را در نظر می گیریم : ضمانت اجرا نتیجه نقض یک قاعده حقوقی است. این ضمانت اجرا یک واکنشی ایجاد می کند، یعنی به طور کلی یک واقعه ناگواری را برای مسبب نقض قاعده پیش می آورد. در صورت لزوم ممکن است که این ضمانت اجرا از طرف نیروی عمومی ( دولتی ) تحمیل شود، ضمانت اجراء مذکور به وسیله یک قاعده حقوقی تعیین میگردد. تئوری حقوقی غالباً کلمه اجبار را دو مورد همین ایده استعمال میکند، مع هذا هر وقتی از کلمه اجبار صحبت میکنند موضوع عبارت از الزام یک نفر متخلف به انجام آن تعهدی است که از اجراء آن امتناع دارد. در صورتی که اصطلاح ضمانت اجرا اکثراً به موردی اختصاص دارد که نمی توان ملتزم را مجبور کرد بلکه فقط می توان تحت اشکال دیگری نتایج رفتار غیر قانونی او را بر او بار کرد. فی الواقع منظور از ضمانت اجرا اعمال یک فشاری براشخاص مسئول در قبال مقام قضائی است تا بدین ترتیب اولاً آن ها اطاعت ازحقوق بنمایند ثانیاًً آثار یک روش مخالف حقوق را خنثی یا جبران کنند. به هر صورت با در نظر گرفتن مفهوم ذهنی ضمانت اجرا می توان گفت که بطلان طبیعت مجازات یا جنبه تاوان را دارد. به طوری که گفته
شد بطلان عقد همان ضمانت اجرای عدم اند،(شهیدی،۱۳۷۹، ۶۴) چنان که آقای دکتر شایگان درباره ی این موضوع در کتاب حقوق مدنی خود ( در صفحه ۱۵۲- پاراگراف ۱۹۳ ) تحت عنوان اشکال سوم چنین می نویسند : اشکال سوم ناشی از خود بطلان و عدم نفوذ نیست بلکه ناشی از امر دیگری است که در نتیجه بطلان و عدم نفوذ را مغشوش میسازد. توضیح آن که قانونگذار جلد اول قانونی مدنی عدم اهلیت را برخلاف فقها غیر از حجر دانسته اند یعنی منع تصرف در اموال را در مورد صغیر و سفه و مجنون عدم اهلیت و در سایر موارد حجر خوانده اند به این دلیل است که ماده ۲۱۲ میگوید: معامله با اشخاص که بالغ یا عاقل یا رشید نیستند بواسطه عدم اهلیت باطل است. ماده ۲۱۳ میگوید : معامله محجورین نافذ نیست. در جلد سوم قانونگذار تغییر اصطلاح داده و صغر و سفه و جنون را از موارد حجر شمرده چنان که ماده ۱۲۰۷ میگوید : اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:
-
- صغار
-
- اشخاص غیررشید
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1401-09-18] [ 09:58:00 ب.ظ ]
|
|
۲-۲-۱-۶- عوامل مختلکننده روابط زوجین
تاثیرات اجتماعی
استرسهای ناشی از مشکلات اقتصادی، زایمان در سنین بالا و فرصتهای شغلی بخصوص برای زنان چگونگی ازدواج را تحت تاثیر قرار داده اند (نظری، ۱۳۸۶).


- عوامل عمودی
عوامل عمودی، شامل ادراکات درونی زوجهاست؛ که در خانواده اصلی کسب کرده و به رابطه زوجی وارد میکنند. اصطلاح عمودی به این اشاره دارد که عوامل استرس زا از شاخه های بالاتر یا نسلهای قبلی به سمت پایین میآیند. خاطرات، الگوهای رفتاری اکتسابی، اسطورههای ازدواج و انتظارات عواملی هستند که زوجها از خانوادههای قبلی خود کسب کرده و در شکل گیری ازدواج آنها تاثیر می گذارد.
- عوامل افقی
اتفاقات استرسزایی که ممکن است از شروع ازدواج تا پایان زندگی رخ دهند. بعضی از این اتفاقات قابل پیش بینی هستند مانند تولد فرزند، ازدواج فرزندان. بعضی نیز قابل پیش بینی نیستند مانند مرگ، بیماری یا ورشکستگی اقتصادی.
- عوامل سیستم- سطح
شامل تاثیرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و تاثیرات خانواده گسترده بر ازدواج می شود. این گروه از استرسورها شامل فشارهایی است که از تعهد به خانواده، گروه های کاری، سازمانها و دوستانی که زوج با آنها رابطه دارد ناشی می شود (نظری، ۱۳۸۶)؛ بنابرین عواملی هستند که زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار می دهند. در این بین زوجین به عنوان گردانندگان زندگی زناشویی وظایف مختلفی جهت ارتقای روزافزون زندگی مشترک دارند؛ که در ادامه به بیان آن ها میپردازیم.
۲-۲-۱-۷- وظایف زوجین
- تحکیم استقلال روانشناختی و ایجاد ارتباطات جدید با خانواده اصلی
این تکلیف شرط لازم برای زوجین برای همراهشدن با یکدیگر در مسیر زندگی است که از این طریق زوجین از خانواده اصلی جدا میشوند و در عین حال توانایی این را دارند که ارتباط سالمی به شکلی جدید با آنها برقرار کنند. جداشدن از خانواده اصلی به معنی پشتکردن به آنها نیست بلکه، به معنی تغییر در شیوه و میزان نوع ارتباط با آنهاست.
- ایجاد هویت زوجی باهم بودن در مقابل خودمختاری
این وظیفه شامل ایجاد رابطهای دونفره است که در آن واژه «ما» معنی پیدا می کند. زمانی که فرد علائق شخصی خود را که کاملاً خودمحورانه بوده رها می کند و به عوض، رفاه و آسایش را در رابطه زوجی دنبال می کند، دوستی، صمیمیت و عشق شکوفا میگردد. در این حالت زوجها علائق فردی را در درون رابطه جستجو میکنند.
۲- ایجاد هویت جنسی زوج
هویت جنسی به فراوانی، شدت و کیفیت ابراز احساسات جنسی در رابطه بین زن و شوهر اطلاق می شود. این هویت زمان و مکانی را برای فارغشدن از استرسها و رنجهای زندگی فراهم می کند.
۳- شکلدادن ازدواج بهعنوان یک حوزه اطمینانبخش و پرورشدهنده
رابطه زوج موقعیتی را فراهم می کند که در آن شکستها، تلاشها، شرایط و ترسهای زوج در یک جوّ حمایتی و مراقبتکننده مدنظر قرار میگیرد. هر عضو باید در لحظه وقوع استرس به راحتی به همسرش دسترسی داشته باشد.
۴- والد بودن
زمانیکه زوجها تصمیم به بچهدارشدن می گیرند، باید فضای روانشناختی رابطه را برای پرورش فرزند آماده کنند. این فضا به گونه ای آمادگی را ایجاد کند که بتواند ضمن پرورش فرزند از ایجاد لطمه به رابطه خود جلوگیری کند.
- ایجاد رابطهای جالب و جذاب
یک ازدواج خوب احساس تکراریبودن را در زوج ایجاد نمیکند. تجارب لذتبخش زوج در کنار هم بخشی از خاطرههای مشترک آنها را تشکیل میدهد که در شرایط سخت به زوج کمک می کند سرزنده و شاداب بمانند.
- ایجاد دیدگاهی دوگانه که ایدهآلهای اولیه را با واقعیت موجود ترکیب می کند
با گذشت مدتی از ازدواج، زوجها واقعیات زندگی را بیشتر درک میکنند و ممکن است شیوه های ابراز محبت آنها نسبت به اوایل زندگی تغییر کرده و واقعبینانهتر شود. لازم است زوج هر چند وقت عواملی که آنها را به هم علاقمند کرده را به خاطر آورند و به آنها بهعنوان حالتهای مخصوص و منحصر بفرد نگاه کنند (نظری، ۱۳۸۶). همان طور که بیان شد بخشی از وظایف زوجین، تحکیم استقلال روانشناختی از خانواده اصلی و ایجاد هویت زوجی باهم بودن است؛ بنابرین مهمترین وظیفه تحولی در مرحله ازدواج می تواند گسستن پیوندهای عمیق با والدین در ابتدا و سپس انتقال انرژیهای شخصی از خانواده قبلی به زندگی با همسر باشد (حسینی، ۱۳۸۹). با توجه به مواردی که بیان شد به نظر میرسد زوجین برای رسیدن به حد مطلوب روابط با یکدیگر بهتر است نسبت به خانواده اصلی خود اقدامات خاصی را انجام دهند؛ بنابرین در سطور بعدی به بررسی تعاریف و نظریات سلامت خانواده اصلی به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر سلامت و عملکرد ازدواج پرداختهایم.
۲-۲-۲- سلامت خانواده اصلی
۲-۲-۲-۱- تأثیر خانواده اصلی بر روابط زوجین
۲-۲-۲-۱-۱- دیدگاه های روانتحلیلی
دیدگاه کلاسیک روانپویشی مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درونروانی همسران میداند در این دیدگاه اعتقاد بر این است که تجربیات اولیه کودکی، خودآگاه و ناخودآگاه حفظ شده و بر فرد و خانواده او در سالهای آینده اثر خواهند گذاشت و برای تغییر فرد و خانواده بهتر است فرد را در زمینه و تاریخچه رشدی در نظر گرفت (بارکر، ۱۹۸۱). بر طبق دیدگاه روابط بین فردی دیدگاه روانتحلیلی، اشخاصی که در ازدواج وارد میشوند، هرکدام دارای تاریخچهای شخصی، یک شخصیت بیهمتا و مجموعه ای از افراد درونیکرده و مخفی هستند که آنها را در تمامی تبادلاتی که متعاقباً با یکدیگر خواهند داشت دخالت می دهند. روابط زناشویی مسئلهدار و ناآرام تحت تأثیر درونفکنیهای آسیبزا یعنی اثرات یا خاطرات مربوط به والدین یا سایر اشخاص قرار دارد (گلدنبرگ[۲۲]۱ و گلدنبرگ، ۲۰۰۱).
فرامو[۲۳]۲ از نظریهپردازان این رویکرد معتقد است که معمولاً مشکلات خانوادگی ریشه در نظام خانوادگی گسترده دارد. ماهیت و کیفیت رابطه زناشویی به خانواده پدری زن و شوهر و خصوصاًً به اینکه تا چه حد تعارضات خانوادههای آنها حل شده باشد بستگی دارد (بارکر، ۱۹۸۱). آنا فروید[۲۴]۱ بر این باور بود که برخی احساسات بقدری برای خود تهدیدآمیز و حتی غیرقابلتحمل هستند که «خود» مکانیزم های خاصی برای بیرونراندن آن احساسات از حیطه آگاهی ایجاد می کند. به عنوان مثال ممکن است فرد برای مقابله با احساسات طردشدگی یا ترکشدن، احساس صدمهدیدن، تحقیر و احساس از دستدادن از مکانیزم های دفاعی اجتناب، انکار یا برونریزی استفاده کند. فردی که این مکانیزم ها را برای مقابله با اضطرابهایش یاد گرفته است طی ارتباط با همسر نیز هنگام بروز تهدیدها از این مکانیزم های دفاعی استفاده می کند که تخریب رابطه زناشویی را در پی دارد. همچنین درمانگران شناختی مانند یانگ[۲۵]۲ نشان داده اند که دفاعها چگونه به افراد کمک میکنند تا از درد و رنج مرتبط با باورهای زیربنایی درباره ارزشمندی خود، ایمنی و شایستگی شخصی و بسیاری از مسائل مربوط به هویت بنیادی اجتناب نمایند (مک کی[۲۶]۳، فنینگ[۲۷]۴ و پالگ[۲۸]۵، ۲۰۰۶).
۲-۲-۲-۱-۱-۱- نظریه دلبستگی
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
یکی از ارکان مسئولیت مدنی ارتکاب فعل زیانبار است بدین معنا که شخص با رفتار و اعمال خود به دیگران ضرری برساند.ضرر هنگامی ضمان آور است که نتیجفعل باشد زیرا ایجاد ضرر بدون فعل زیانبار از مصادیق قاعده لا ضرر، قاعده اتلاف و تسبیب نیست.[۳۸] بنابرین فعل زیانبار هنگامی سبب ایجاد مسئولیت مدنی خواهد شد که در نظر اجتماع ناهنجار باشد و در قانون برای آن مجوزی تعیین نشده باشد.[۳۹] مثلاً اگر عده ای کارشناس از محصول یک کارخانه انتقاد کنند و این انتقادات زیان هایی به محصول و نیز سازندگان آن وارد سازد در صورتی که مطابق با واقع باشد به سبب فقدان عنصر نامشروع بودن هیچ گونه حقی بر سازندگان محصول بر علیه کارشناسان به وجود نمی آورد.[۴۰]


در سیستم های حقوقی مبتنی بر تقصیر مانند فرانسه تقصیر بیانگر نامشروع بودن فعل زیانبار است اما در نظام حقوقی آلمان، سوییس، کامن لا و همچنین ایران که مسئولیت مطلق( مسئولیت بدون تقصیر) به طور استثنایی پذیرفته شده است قید لزوم نامشروع بودن فعل زیانبار لازم و ضروری است.[۴۱] قانون مسئولیت مدنی در ماده ۱ فعل زیانبار را فعلی دانسته که بدون مجوز قانونی باشد بدین معنا که یک فعل هنگامی ضمان آور است که بدون مجوز و در نتیجه عمد و بی احتیاطی صورت گرفته باشد، بنابرین عملی که سبب زیان به دیگری شده است اگر با حکم قانون یا شرع صورت گرفته شده باشد مسئولیتی را به دنبال نخواهد داشت.[۴۲]
در مسئولیت مدنی بین تقصیر و فعل زیانبار ملازمه عقلی و عرفی برقرار است طوری که نامشروع بودن فعل زیانبار در تقصیر آشکار می شود[۴۳] بدین معنا که هرگاه شخصی مرتکب تقصیر شود یا از رفتار یک انسان متعارف تجاوز نماید فعل زیانبار به وجود میآید.[۴۴] البته در حرفه هایی که نیاز به تخصص خاص دارند رفتار یک شخص متخصص، ملاک سنجش قرار میگیرد[۴۵] قانونگذار در ماده ۹۵۱ [۴۶] و ماده ۹۵۲ [۴۷] قانون مدنی به تعدی و تفریط و در ماده ۹۵۳ [۴۸] به تقصیر که اعم از تعدی و تفریط است اشاره کردهاست[۴۹] بدین ترتیب تقصیر انجام دادن یک فعل یا ترک فعل را شامل می شود.
در قانون مجازات اسلامی سابق در ماده۳۶۳ و ماده ۳۳۲ قانون مدنی قانونگذار در صورت اجتماع سبب و مباشر، مباشر را ضامن دانسته است مگر اینکه سبب اقوی باشد که در این صورت سبب ضامن جبران خسارت وارده است اما در قانون مجازات جدید در ماده ۵۲۶ در صورت اجتماع سبب و مباشر عاملی که جنایت مستند به اوست ضامن است هرچند که سبب باشد و فرض اقوی بودن در مورد سبب از سوی قانونگذار مطرح نشده است و یا در صورت تساویِ تأثیر مباشر و سبب هر دو به طور مساوی مسئولیت دارند. در واقع قانونگذار در قانون مجازات جدید کسی را که فعل زیانبار مستند به اوست و تقصیر وی منجر به ورود خسارت شده است را ضامن جبران خسارت میداند اعم از اینکه مباشرباشد یا سبب، و تقصیر رکن اصلی ضامن بودن فرد است.
و همچنین در ماده ۴۹۵ قانون مجازات اسلامی مصوّب ۹۲ قانونگذار بیان میدارد که پزشک در صورت ارتکاب تقصیر و یا عدم رعایت موازین علمی و فنی مقصر فرض می شود و یا راننده طبق ماده ۵۰۴ قانون مجازات جدید در صورت ارتکاب تقصیر، ضامن شناخته شده است و همچنین در ماده۵۵۲ قانون مجازات جدید اگر مالک حیوان در نگهداری و حفظ حیوان مرتکب تقصیر شود مسئول خسارات وارده است.
طبق توضیحات داده شده در قانون مجازات جدید در صورتی فرد را می توان به عنوان ضامن معرفی کرد که مرتکب تقصیر شده باشد بدین معنا که فعل زیانباری از او سر زده باشد در غیر این صورت ملزم به جبران خسارت نیست زیرا رابطه سببیّت منتفی میگردد.
در قانون مجازات اسلامی مصوّب ۹۲ در تبصره ماده ۱۴۵ قانونگذار مقرر کرده « تقصیر اعم از بی احتیاطی و بی مبالاتی است. مسامحه، غفلت، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی و مانند آن ها حسب مورد از مصادیق بی احتیاطی یا بی مبالاتی محسوب می شود» و در تبصره ماده ۳۳۶ قانون مجازات مصوّب ۷۰ آمده بود « تقصیر اعم است از بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت، عدم رعایت نظامات دولتی» مصادیق فعل زیانبار در دو ماده فوق در قانون مجازات اسلامی مصوّب ۷۰ و ۹۲ از سوی قانونگذار به روشنی ذکر شده است که هریک را به طور جدا و مختصر و به همان ترتیب که در قانون مجازات اسلامی بیان شده است مورد بررسی و مطالعه قرار خواهیم داد.
بند اول: بی احتیاطی
بی احتیاطی نوعی تقصیر محسوب شده که فردی به دنبال انجام فعل زیانبار و از روی بی دقتی و سهل انگاری در صورتی که قصد انجام فعل زیانبار و بسط نتیجه را نداشته به بار میآید[۵۰] به طور مثال چنانچه در اثر بی احتیاطی فرد یا افرادی که مسئول طراحی ساختمان مورد احداث توسط یک شرکت ساختمانی میباشند بنایی ریزش نموده و ده ها نفر کشته و زخمی شوند فرد یا افرادی که مشخصاً بی احتیاطی آن ها باعث بروز حادثه شده است مسئول پرداخت خسارت به حادثه دیدگان به شمار میروند و مسئولیتی در این خصوص متوجه شرکت ساختمانی سازنده بنای فوق نخواهد بود.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
غفوری، مشهدی، حسن آبادی( ۱۳۹۲) پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی رواندرمانی معنوی مبتنی بر بخشودگی در افزایش رضایتمندی زناشویی و کاهش تعارضات خانواده انجام دادند. روشکار در این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری با گروه شاهد در سالهای ۸۹-۱۳۸۸، نمونه آماری شامل ۱۰ نفر از زوجین مراجعهکننده به درمانگاههای سطح شهر مشهد بودند که با بهره گرفتن از شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. درمان به مدت ۹ جلسه برای گروه آزمون انجام و پرسشنامه های رضایتمندی زناشویی انریچ و سنجش تعارضات خانواده در جلسات پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری (۱ ماه) در دو گروه اجرا شد. داده های پژوهش با بهره گرفتن از شیوه تحلیل واریانس مختلط تحلیل گردید. نتایج نشان داد که رواندرمانی معنوی مبتنی بر روش بخشودگی باعث افزایش معنیدار بخشودگی و در نتیجه رضایتمندی زناشویی و کاهش معنیدار تعارضات زوجین در مرحله پسآزمون شده است (۰۰۱/۰>P)، اما با این وجود، تغییرات در دوره پیگیری معنیدار نبوده است (به ترتیب ۱۰/۰=Pو ۲۰/۰=P).


پژوهش جمشیدی، ترخان، اکبری، زارع، (۱۳۹۱) با هدف بررسی میزان اثربخشی معنادرمانی گروهی بر روی افسردگی و رضایت زناشویی زنان مبتلا به تعارضات زناشویی شهر رشت انجام گردید. به همین منظور تعداد ۳۰ نفر از افراد مبتلا به تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره و روانشناسی پاسارگاد شهرستان رشت، در دو گروه آزمایش و کنترل به طور تصادفی جایگزین شدند (۱۵ نفر در گروه آزمایش و ۱۵ نفر در گروه کنترل). پرسشنامه افسردگی بک و رضایت زناشویی انریچ مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه معنادرمانی گروهی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت ننمود. نتایج نشان داد که معنادرمانی گروهی بر روی افسردگی و رضایت زناشویی مؤثر بوده و باعث کاهش افسردگی و افزایش رضایت از زندگی زنان مبتلا به تعارضات زناشویی شهر رشت میگردد.
حمید، دهقانی(۱۳۹۱) پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی آموزش تحلیل ارتباط محاورهای مذهب محور بر میزان عشق و علاقه، احترام به همسر و رضایت زناشویی اجرا گردید.. طرح این پژوهش از نوع تجربی، پیش آزمون ـ پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری بوده است. از میان زوجهای با مشکلات خانوادگی و تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره محقق، و با بهره گرفتن از نمونه گیری در دسترس، تعداد سی زوج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۴۵ دقیقهای تحت آموزش تحلیل ارتباط محاورهای مذهب محور قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. ابزار پژوهش عبارت بود از مقیاس عشق و علاقه، پرسشنامه احترام به همسر و پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ . داده های حاصل، با روش تحلیل واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده آشکار ساخت که میان گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ میزان عشق و علاقه، احترام به همسر و رضایت زناشویی تفاوت معنا داری وجود دارد (۰۰۱/۰>P)؛ یعنی میزان عشق و علاقه، احترام به همسر و رضایت زناشویی در گروه آزمایش، به گونه ای معنادار، بالاتر از پیشآزمون و گروه کنترل بوده است. این نتایج، همچنان در دوره پیگیری به گونه ای معنادار پایدار بوده است (۰۰۱/۰>p).
اصغری و همکاران (۱۳۹۰) پژوهشی با هدف بررسی تأثیر معنادرمانی گروهی به عنوان روش توانبخشی بر کاهش افسردگی سالمندان انجام شده استاین تحقیق تجربی با به کارگیری طرح آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل اجرا شده است. جامعه این پژوهش شامل سالمندان زن فرهنگسرای سالمند بودند. برای انتخاب نمونه با اجرای تست افسردگی بک، افرادی که به افسردگی مبتلا بودند گزینش شد، و سپس از بین آن ها ٢٠ نفر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش به مدت ٨ جلسه تحت روش معنادرمانی گروهی قرار گرفت. پس از اتمام دوره درمانی هر دو گروه مجددا مورد آزمون فوق قرار گرفتند . برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون معناداری ضریب همبستگی استفاده شده است. روش معنادرمانی در بهبود افسردگی گروه آزمایش تأثیر داشت، به نحوی که نمرات افسردگی گروه آزمایش از ۸/۲۰ در پیشآزمون به ۶/۲۰ در پس آزمون کاهش یافت. بنابرین میتوان گفت که معنادرمانی گروهی به عنوان روش توانبخشی در بهبود افسردگی سالمندان تأثیر بسزایی دارد و لازم است توجه بیشتری به درمانهای غیردارویی مؤثر در کاهش افسردگی سالمندان شود.
صادقی (۱۳۸۹) پژوهشی با هدف تعیین اثر بخشی آموزش گروهی غنیسازی زندگی زناشویی بر رضایت و صمیمیت زناشویی اجرا گردید. به این منظور از میان داوطلبانی که جهت شرکت در کارگاه، پس از اعلام عمومی ثبت نام کرده بودند، سی زوج به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای هر گروه قبل از برگزاری جلسات آزمونهای رضایت زناشویی انریچ و صمیمیت زناشویی(اولیاء، فاتحی زاده و بهرامی، ۸۵) اجرا گردید. برای گروه آزمایش، آموزش غنیسازی زندگی زناشویی در هفت جلسه نود دقیقهای اجرا شد و گروه دوم هیچ آموزشی را دریافت نکرد. جلسات با فاصله زمانی یک هفته برگزار گردید. بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه پس از آن، ارزیابیهای مرحله پسآزمون و پیگیری با بهره گرفتن از همان آزمونها انجام گرفت. سرانجام با بهره گرفتن از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نتایج تحلیل شد. بر اساس فرضیه های تحقیق، آموزش غنیسازی زندگی زناشویی، رضایت و صمیمیت زوجین را در پسآزمون و پیگیری افزایش داد. نتایج نشان داد که بین گروههای آزمایش و کنترل در صمیمیت و رضایت زناشویی(p<0/01) معنا دار بود.
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
فراوانی

درصد درصد خالص خیلی کم ۵ ۴٫۲ ۴٫۲ کم ۹ ۷٫۵ ۷٫۵ متوسط ۴۸ ۴۰٫۰ ۴۰٫۰ زیاد ۴۷ ۳۹٫۲ ۳۹٫۲ خیلی زیاد ۱۱ ۹٫۲ ۹٫۲ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰
“میزان درخواست برای پوشش بیمه ای کامل (کلوز(Aبه دلیل دزدی دریایی افزایش یافته است.”

جدول۴- ۱۴ : دزدی دریایی و افزایش در خواست برای کلوز A
فراوانی درصد درصد خالص کم ۱۵ ۱۲٫۵ ۱۲٫۵ متوسط ۵۰ ۴۱٫۷ ۴۱٫۷ زیاد ۴۷ ۳۹٫۲ ۳۹٫۲ خیلی زیاد ۸ ۶٫۷ ۶٫۷ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی باعث درخواست تغییر پوشش بیمه ای از پوشش های پایین تر (مثلاً C یا B ( به پوشش کامل (کلوز( A می شود .”
جدول۴- ۱۵ : دزدی دریایی علت تغییر کلوز از C یا B به A
فراوانی درصد درصد خالص کم ۱۱ ۹٫۲ ۹٫۴ متوسط ۳۸ ۳۱٫۷ ۳۲٫۵ زیاد ۵۷ ۴۷٫۵ ۴۸٫۷ خیلی زیاد ۱۱ ۹٫۲ ۹٫۴ جمع ۱۱۷ ۹۷٫۵ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۳ ۲٫۵ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی باعث خرید پوشش بیمه های باربری است ؟”
جدول۴- ۱۶ : دزدی دریایی و خرید پوشش بیمه باربری
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۱۲ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ کم ۲۹ ۲۴٫۲ ۲۴٫۴ متوسط ۳۸ ۳۱٫۷ ۳۱٫۹ زیاد ۲۸ ۲۳٫۳ ۲۳٫۵ خیلی زیاد ۱۲ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ جمع ۱۱۹ ۹۹٫۲ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۱ .۸ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی روی حق بیمه باربری با توجه به آزادسازی نرخ های بیمه های باربری تاثیر ندارد .”
جدول۴- ۱۷: دزدی دریایی، آزاد سازی نرخ بیمه های باربری و حق بیمه باربری
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۱۱ ۹٫۲ ۹٫۲ کم ۵۱ ۴۲٫۵ ۴۲٫۹ متوسط ۴۶ ۳۸٫۳ ۳۸٫۷ زیاد ۵ ۴٫۲ ۴٫۲ خیلی زیاد ۶ ۵٫۰ ۵٫۰ جمع ۱۱۹ ۹۹٫۲ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۱ .۸ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی باعث افزایش خسارت در بیمه های باربری شده است .”
جدول۴- ۱۸ : دزدی دریایی و افزایش خسارت باربری
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۴ ۳٫۳ ۳٫۴ کم ۳۱ ۲۵٫۸ ۲۶٫۱ متوسط ۶۱ ۵۰٫۸ ۵۱٫۳ زیاد ۱۲ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ خیلی زیاد ۱۱ ۹٫۲ ۹٫۲ جمع ۱۱۹ ۹۹٫۲ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۱ .۸ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی علت اصلی خسارت بیمه های باربری (حمل و نقل) دریایی در سال های اخیر است.”
جدول۴- ۱۹ : دزدی دریایی علت اصلی خسارت باربری در سالهای اخیر
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۴۲ ۳۵٫۰ ۳۵٫۰ کم ۳۸ ۳۱٫۷ ۳۱٫۷ متوسط ۲۷ ۲۲٫۵ ۲۲٫۵ زیاد ۱۰ ۸٫۳ ۸٫۳ خیلی زیاد ۳ ۲٫۵ ۲٫۵ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی عاملی در ایجاد خسارات فاجعه آمیز در بیمه های باربری است.”
جدول۴- ۲۰ : دزدی دریایی عامل ایجاد خسارات فاجعه آمیز
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۲۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۶ کم ۳۸ ۳۱٫۷ ۳۲٫۲ متوسط ۳۳ ۲۷٫۵ ۲۸٫۰ زیاد ۲۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۶ خیلی زیاد ۳ ۲٫۵ ۲٫۵ جمع ۱۱۸ ۹۸٫۳ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۲ ۱٫۷ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی باعث وابستگی اصلاحات قانون داخلی بیمه شده است.”
جدول۴- ۲۱ : دزدی دریایی و قوانین داخلی
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۳۰ ۲۵٫۰ ۲۵٫۲ کم ۳۴ ۲۸٫۳ ۲۸٫۶ متوسط ۲۹ ۲۴٫۲ ۲۴٫۴ زیاد ۲۶ ۲۱٫۷ ۲۱٫۸ جمع ۱۱۹ ۹۹٫۲ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۱ .۸ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“دزدی دریایی سبب تغییر قانون (اصل) اعمال صلاحیت جهانی شده است.”
جدول۴- ۲۲ : دزدی دریایی و اصل حاکمیت جهانی
فراوانی درصد درصد خالص خیلی کم ۱۸ ۱۵٫۰ ۱۵٫۳ کم ۳۰ ۲۵٫۰ ۲۵٫۴ متوسط ۵۳ ۴۴٫۲ ۴۴٫۹ زیاد ۱۷ ۱۴٫۲ ۱۴٫۴ جمع ۱۱۸ ۹۸٫۳ ۱۰۰٫۰ بی پاسخ ۲ ۱٫۷ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰
“افزایش دزدی دریایی باعث تحکیم چارچوب قضایی برای مسئله دستگیری دزدان شده است.”
جدول۴- ۲۳ : دزدی دریایی و چارچوب قضایی دستگیری دزدان دریایی
فراوانی درصد درصد خالص کم ۴۵ ۳۷٫۵ ۳۷٫۵ متوسط ۳۶ ۳۰٫۰ ۳۰٫۰ زیاد ۳۶ ۳۰٫۰ ۳۰٫۰ خیلی زیاد ۳ ۲٫۵ ۲٫۵ جمع ۱۲۰ ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۰
“افزایش دزدی دریایی باعث تعقیب تلاش های بهبود یافته دیپلماتیک از سوی سازمان های بینالمللی گردید.”
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 10:20:00 ب.ظ ]
|
|
“
-
- ۳۵- بوشهری، جعفر، حقوق اساسی تطبیقی، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۱۶۵ ↑

-
- ۳۶- بوشهری، حقوق اساسی حکومت، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۲۹۰ ↑
-
- – قاضی، ابوالفضل، جزوه درسی حقوق اساسی، دوره کارشناسی دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ ↑
-
- – بشیریه، حسین، پیشین، ۱۳۸۲، ص۴۰۹ ↑
-
- – ابوالحمد، عبدالحمید، پیشین، ۱۳۸۲، ص۲۸۳ ↑
-
- -Opinion ↑
-
- ۴۱- ابوالحمد، عبدالحمید، پیشین، ۱۳۸۲، ص۲۸۷ ↑
-
- – بشیریه، حسین، پیشین، ۱۳۸۲، ص۳۴۲ ↑
-
- ۴۳- خسروی، حسن، حقوق انتخابات آزاد و دموکراتیک، تهران، انتشارات مجد، چاپ اول، ۱۳۸۷ ، ص ۲۵۴ ↑
-
- ۴۴- قاسمی، کبری، «دموکراسی یعنی فعالیت آزاد مخالفان»، گفتگو با فرح کریمی نماینده ایرانی الاصل پارلمان هلند، روزنامه یاس نو، سال اول، ۱۳۸۱، ش ۲۸۱، ، ص ۸ ↑
-
- ۴۵- دیوید ای. اپتر و چارلز اف. اندی پین، ترجمه محمد رضا سعیدی، اعتراض سیاسی و تغییر اجتماعی، تهران، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص۲۲۶ ↑
-
- – بشیریه، حسین، پیشین، ص۴۰۸ ↑
-
- – نقیب زاده، احمد، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص۲۰۸ و ۲۰۷ ↑
-
- -Blondel, Jean, Comparative Government An Introduction, Philip allan Publication, 1990, p.200 ↑
-
- – هاشمی، محمد، پیشین، ۱۳۹۰، ص۲۲۴ ↑
-
- ۵۰- بشیریه، حسین، پیشین، ۱۳۸۲، ص ۴۰۴ ↑
-
- ۵۱- خسروی، حسن، پیشین، ۱۳۸۷، ص۳۵۶ ↑
-
- – پروفسور گای. اس گودوین گیل، انتخابات آزاد و منصفانه، ترجمه سید جمال سیفی و دکتر سید قاسم زمانی، تهران، انتشارات شهر دانش، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص۱۲۰ و ۱۱۹ ↑
-
- -Political Socialisation ↑
-
- ۵۴- عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست، تهران، انتشارات نی، چاپ اول، ۱۳۷۳، ص۱۱۷ ↑
-
- ۵۵- هاشمی رفسنجانی، اکبر، تحزب و حزب جمهوری اسلامی، ، فصلنامه یاد، شماره ۱۱، ۱۳۷۷، ص۳ ↑
-
-
- ۵۶- آلموند، گابریل آبراهام، چهارچوبی نظری برای بررسی سیاست تطبیقی، تهران، ترجمه علیرضا طیب، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۶۹ ↑

-
- ۵۷- دوورژه، موریس، احزاب سیاسی، ترجمه رضا علومی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۷، ص۶۲۳ ↑
-
- ۵۸- بوشهری، جعفر، حقوق اساسی حکومت، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۲۶۴ ↑
-
- ۵۹- دورماگن، ژان ایو و موشار، دانیل، مبانی جامعه شناسی سیاسی، ترجمه عبالحسین نیک گهر، تهران، انتشارات آگه، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص۱۵۶ ↑
-
- – Hoogh, Marc& Stolle, dietland& Stoutbuysen, Patrick, The recruitment function of youth organization of political parties in Belgium(Flanders), party politics, vol 10, no.2. pp. 193-212 ↑
-
- ۶۱- نقیب زاده، احمد، احزاب و گروههای ذینفوذ، ، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص۳۴ ↑
-
- ۶۲- همان، ص ۳۶ ↑
-
- ۶۳- ابوالحمد، عبدالحمید، پیشین، ۱۳۸۲، ص۴۳۵ ↑
-
- ۶۴- نوروزی، امید، نقش احزاب در نظام جمهوری اسلامی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشگاه تهران، پردیس قم، آذر ۱۳۸۸ ↑
-
- ۶۵- ای. اپتر، دیوید و اف. اندی پین، چالرز، پیشین، ۱۳۸۰، ص۲۲۷ ↑
-
- ۶۶- رضائی، اسدالله، پیشین، ۱۳۸۶، ص۱۲۷ ↑
-
- ۶۷- همان، ص ۱۳۸ ↑
-
- ۶۸- آلموند، گابریل آبراهام، پیشین، ۱۹۶۶، ص۹۹ ↑
-
- ۶۹- رحیمی، حسین، نقش احزاب در توسعه سیاسی و امنیت ملی، فصلنامه مطالعات راهبردی، ش ۴، ۱۳۷۸، ص۱۳۹- ۱۳۵ ↑
-
- ۷۰- اسمیت، بی.سی، احزاب سیاسی و کثرت گرایی در جهان سوم، ترجمه دکتر امیر محمد حاجی یوسفی، ماهنامه اطلاعات سیاسی-اقتصادی، ش۱۴۰-۱۳۹، ص۵۹ ↑
-
- – بشیریه، حسین، دولت عقل، تهران، انتشارات نگاه معاصر، چاپ دوم، ۱۳۸۶، ص۴۹۹ ↑
-
- ۷۲- عباسی، بیژن، پیشین، ۱۳۸۸، ص۲۰۹ ↑
-
- ۷۳- بارنت، اریک، پیشین، ۱۳۸۶، ص۱۸۸ ↑
-
- Lobbying- ↑
-
- Voting Record- ↑
-
- Consumers Association- 76 ↑
-
- -The Unfair Contract Terms Act 77 ↑
-
- ۷۸- زارعی، محمد حسین، پیشین، ۱۳۸۴، ص۲۱۳ ↑
-
- ۷۹- هریسی نژاد، کمال الدین، پیشین، ۱۳۸۷، ص۵۲ ↑
-
- Whips- ↑
-
- ۸۱- هریسی نژاد، کمال الدین، پیشین، ۱۳۸۷، ص ۵۲ ↑
-
- ۸۲- دوورژه، موریس، پیشین، ۱۳۷۲، ص۴۳۱ ↑
-
- ۸۳- قاضی، ابوالفضل، پیشین، ۱۳۸۵، ص۲۱۹ ↑
-
- -Discipline ↑
-
- ۸۵- برگرفته از مقاله مرکز تحقیقات قانونگذاری در انگلستان ↑
-
- ۸۶- ماده۷۶ آیین نامه داخلی مجلس ↑
-
- www.strategicreview.org- ۸۷ ↑
-
- ۸۸- زارعی، محمد حسین، پیشین، ۱۳۸۴، ص۴۲ ↑
-
- ۸۹- هریسی نژاد، کمال الدین، پیشین، ۱۳۸۷، ص۳۴ ↑
-
- ۹۰- قاضی، ابوالفضل، پیشین،۱۳۸۳، ص۵۳۳ ↑
-
- ۹۱- همان، ص۵۳۴ ↑
-
- ۹۲- هریسی نژاد، کمال الدین، پیشین، ۱۳۸۷، ص۳۵ ↑
-
- ۹۳- هاشمی، محمد، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات میزان، ۱۳۷۷، ص۲۰۹ ↑
-
- ۹۴- هریسی نژاد، کمال الدین، پیشین، ۱۳۸۷، ص۵۴ ↑
-
- ۹۵- همان، ص۵۴ ↑
-
- ۹۶- زارعی، محمد حسین، پیشین، ص۱۴۲ و ۱۴۱ ↑
-
- – همان، ص ۱۴۱ ↑
-
- – همان، ص ۵۴ ↑
-
- – همان، ص۱۳۹ ↑
-
- – بوشهری، جعفر، حقوق اساسی۲، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۷۶ ↑
-
- – ارفعی، عالیه، پارلمان یونان؛ بنیانها و ساز و کارها، نشریه مجلس و پژوهش، ش۱۷، ۱۳۷۴ ↑
-
- ۱۰۲ – Divided Government ↑
-
- ۱۰۳- مطالعه احزاب مخالف پارلمانی در دموکراسیهای قدیم و جدید: موضوعات و رویکردها، لاجر هلمز، ترجمه حسن وکیلیان، مجله مجلس و پژوهش،گفتارهایی در قانون وقانونگذاری(مجموعه مقالات)، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی،۱۳۹۰ ↑
-
- – پیشینه و کارکرد مجالس دنیا، پارلمان یونان، بنیانها و ساز و کارها، مجله مجلس و پژوهش، ترجمه عالیه ارفعی ↑
-
- – عمید زنجانی، عباسعلی، حقوق اساسی تطبیقی، چاپ اول، تهران، انتشارات میزان، ۱۳۸۴، ص۱۶۷ ↑
-
- – عباسی، بیژن، نقدی حقوقی بر ساختار و صلاحیتهای پارلمان در انگلستان، مجله حقوق و مصلحت، ش۵، ۱۳۸۸، ص۷۴ ↑
-
- ۱۰۷ – Sir Garfield Barwick, “Parliamentary Democracy in Australia:some supplementary thoughts” , chap 10, vol.7 ↑
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“
پژوهش حاضر به بررسی این موضوع می پردازد که اگر شرکت ها به نحو صحیح موقعیت های سرمایهگذاری خود را با توجه به محیط فعالیت انتخاب نموده و در پی آن سیاست های خود را به نحوی تنظیم نمایند که منابع را به بهترین موقعیت ها تخصیص دهند در آن صورت قادر خواهند بود به نتایج رضایت بخشی دست یافته و به دنبال آن رضایت صاحبان سهام و اعتبار دهندگان خود را جلب نمایند. مفاهیم مالی و اصول نظری مدیریت استراتژیک بیانگر این موضوع میباشند که شرکت ها قبل از اتخاذ تصمیم در مورد سرمایهگذاری های خود باید منابع مالی خود را مورد بررسی قرار داده و وجوه خود را به نحوی تخصیص دهند که ضمن گردش عملیات شرکت در کوتاه مدت، موفقیت بلند مدت خود را نیز در نظر گرفته باشند. در این راستا بررسی همه جانبه و کلی عوامل اثرگذار بر عملکرد شرکت ضروری به نظر میرسد، برخی از این عوامل۱- ناشی از محیط فعالیت شرکت میباشند که در سطوح کلان، صنعت و خود شرکت میتوانند مؤثر بر کارایی و سودآوری شرکت شوند. ۲- به دنبال محیط فعالیت شرکت، سیاست های تدوین شده توسط مدیریت عالی نیز مؤثر میباشند. ۳- ساختار سرمایه نیز از طریق هزینه سرمایه و ریسک ناشی از وام گیری میتواند بر عملکرد شرکت تأثیرگذار باشد(چاسوس و السن،۲۰۰۷). عامل نخست یعنی ریسک عبارت است ازاحتمال از دست دادن تمام یا قسمتی از سود و یا اصل سرمایه، یا بهطورکلی، نوسان پذیری بازده سرمایهگذاری، ریسک نامیده می شود(شارپ، ۱۹۸۵، ص۲۳).

ریسک میتواند ناشی از سیاست ها و عوامل کلان اقتصادی یک کشور مانند خصوصی سازی، تولید ناخالص داخلی و… و یا سیاست های اتخاذ شده در سطح خود شرکت ها از قبیل نحوه تأمین مالی، سیاست های نقدینگی، رشد بالقوه شرکت و غیره باشد.
 
در مورد عامل دوم یعنی استراتژی شرکت، از دیدگاه مدیریت استراتژیک تعاریف متعددی صورت گرفته است به عنوان مثال از نگاه مینتزبرگ (۱۹۸۱)، مفهوم استراتژی ناشی از نظریات و نگرشهای مختلفی است که در خصوص استراتژی مطرح شده و بر مبنای مکاتب استراتژی توسعه یافته است. این در حالی است که برخی از این تعاریف با مکتوبات و تعاریف سنتی استراتژی که از ادبیات نظامی یا تجاری سرچشمه گرفته است، متفاوت میباشد.
چندلر[۱] ( ۱۹۶۲)، استراتژی را چنین توصیف می کند:”تعیین اهداف بلند مدت شرکت، اتخاذ تصمیم های متناسب و مطابق با این اهداف و تخصیص منابع به نحوی که اهداف مورد نظر حاصل شوند.”همچنین او چنین بیان می کند که استراتژی عبارت است از یک طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی که نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصتها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر میسازد. عامل سوم یعنی ساختار سرمایه بیانگر آن است که شرکت چگونه منابع مالی مورد نیاز خود را تأمین می کند: بدهی یا حقوق صاحبان سهام؟برای مدیران اهمیت دارد که ساختار سرمایه را به صورتی تعیین کنند که ضمن حداکثر نمودن ارزش شرکت، هزینه تأمین سرمایه نیز حداقل باشد، البته باید توجه شود که تصمیمات تأمین مالی شرکت ها تحت تأثیر محیط خارجی شرکت و خط مشی شرکت میباشد. ساختار سرمایه تأثیر به سزایی در سودآوری و عملکرد بهینه شرکت ها دارد. امروزه درجه بندی شرکت ها از لحاظ اعتباری تا حدود زیادی به ساختار سرمایه آنان وابسته است و در واقع مبنای تولید و ارائه خدمات، به نحوه تأمین و مصرف وجوه مالی وابسته است. از طرفی ساختار سرمایه هرشرکت هشدار اولیه ای درباره میزان مضیقه مالی شرکت است و لازم می باشد در برنامه ریزی استراتژیک شرکت ها و تعیین عوامل مؤثر بر کارایی تأمین مالی آنان مورد توجه جدی باشد (رس و همکاران،۱۹۹۹).

سودآوری و عملکرد مطلوب یک شرکت ، ثروت صاحبان سهام و اعتباردهندگان را تحت تأثیر قرار میدهد، این در حالیست که این دو گروه(سهامداران و اعتباردهندگان) دارای تضاد منافع با یکدیگر بوده وبه سودآوری و عملکرد شرکت از دیدگاه های متفاوتی توجه میکنند(کاپن و همکاران[۲]،۱۹۹۰).
در تحقیقات مختلف برای ارزیابی عملکرد شرکت از معیارهای حسابداری مثل بازده حقوق صاحبان سهام، بازده دارایی ها، بازده فروش و بازده سرمایه و از معیارهای مالی مثل جریان های نقدی استفاده می شود، در این تحقیق از بین معیارهای حسابداری و مالی، بازده حقوق صاحبان سهام و جریان نقدی آزاد هر سهم به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد شرکت انتخاب شده اند. لذا مسئله اصلی در این پژوهش این است که آیا عوامل محیطی، سیاستها و نحوه تأمین مالی شرکت بر بازدهی و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد؟

-
- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
“
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|