۵- قطراتُ النّدی علیها دموعی أنت أدری مِنّی بما یبکینی ( همان، ص۳۶۵)
قطره های شبنم بر این گلها مانند اشکهای من است وتوبهتر ازمن بر آنچه که مرا به گریه وا می دارد آگاهی .
مراعاه نظیر میان کلمات « قطراتُ » و « دموع » و « یبکی »
۶- سفراءُ الصباح نورٌ وَ طیرٌ تتغنّی فی مائسات الغصون ( همان ، ص۳۶۶)
پیام آورندگان صبح ، نور است و پرنده ای که بر شاخه های خوش خرام آواز سر می دهد .
مراعاه نظیر میان کلمات « الصباح » و « نورٌ » و « طیرٌ » و « تتغنّی » و « الغصون »
۷- وَ جلالُ الودیان ملءُ الحنایا وَ جمالُ الجبال ملءُ العیون (همان، ص ۳۶۶)
و شکوه دره ها در انحناها و زیبایی کوهها در چشمه هاست .
مراعاه نظیر میان کلمات « الودیان » و « الحنایا » و « الجبال » و « العیون »
۸- نبَّهَتنی صوادحُ الأطیار تتغنّیِ علی ذُری الأشجار (همان، ص ۳۶۸)
آواز پرندگان که بر فراز درختان ترانه می سرایند مرا به خود آورد .
مراعاه نظیر میان کلمات « صوادحُ » و « الأطیار» و « تتغنّیِ »
۹- ضحکَ الروضُ حینَ فاضَت عیونهُ
وَ ترامی فوقَ الثّری یاسمینَهُ
هامَ صفصافهَ فناحت غصونهُ (همان، ص ۳۷۰)
باغ خندید آنگاه که چشمه هایش پر شدند و گلهای یاسش بر خاک سجده بردند ، و درخت بیدش شیفته و شیدا
شد و شاخه هایش ناله و شیون سر دادند .
مراعاه نظیرمیان کلمات « الروضُ » و« عیون » و« یاسمین » و« صفصاف» و«غصون»
۱۰- و کأنما شعرَ الرقاد بنعمه فأقام غیر مفارق جفنیها (همان، ص ۳۷۴)
گویی خواب ، فضل و نعمتی است که نمی خواهد از پلکهایش جدا شود .
مراعاه نظیرمیان کلمات « الرقاد » و« جفن »
۱۱- - هو یا روحی لِروحی کالندی للنَّرجس ( همان، ص۳۹۴)
او ای روح من برای جانم مانند شبنم است .
پایان نامه
مراعاه نظیرمیان کلمات « الندی » و« النَّرجس »
۱۲- عَلقتُ منهنَّ بِتِربِ النّهار وجهاً ، وَ صِنوِ اللّیلِ فرعاً وعَین ( همان، ص۴۰۲)
عاشق آنها که در چهره همچون روز و در گیسو و چشم همچون شبند ، شدم .
مراعاه نظیرمیان کلمات « وجه » و« فرع » و« عَین »
۱۳- یلذّ لی یا عینُ أن تسهدی و تشتری الصّفوَ بطیب الکـری ( همان ، ص۴۰۶)
ای چشم من شب نخوابی تو و اینکه خوشی آن را به سعادت و خوشبختی بفروشی ، برایم لذت بخش است .
مراعاه نظیرمیان کلمات « عینُ » و« تسهدی » و« الکری »
۱۴- فی ظلام اللیل لاحَت نجمه ٌ وَ هُنا نجمٌ إلیها مُطرقا ( همان ، ص۴۲۳)
در تاریکی شب ستاره ای درخشید و ستاره ای دیگر در آنجا به سویش روان است .
مراعاه نظیرمیان کلمات « اللیل » و« نجمٌ »
۱۵- وَ ما للطبیب یدٌ بالشفاء وَ لکنها یدُکَ الشافیه (همان، ص۴۲۷)
پزشک را هیچ دست شفا یی نیست جز آنکه شفا و بهبودی از آن توست .
مراعاه نظیرمیان کلمات « الطبیب » و« الشفاء »
۱۶- ألَم یَکُن فی قومِهِ کوکبا لاحَ لِیَمحُو نورُهُ الغیهَبا (همان، ص۴۴۰)
وآیا در میان قوم ، ستاره ای تابنده نشد تا تیرگی را محو کند.
مراعاه نظیرمیان کلمات « کوکبا » و« لاحَ » و« نور »
۱۷- و السِرَّ فی بطشِ الوری خوفُهم مِن هذهِ الأشواکِ یا وردتی (همان، ص۴۴۱)
و سرّ خشمشان در ترس از خار توست ، ای گل سرخم !
مراعاه نظیرمیان کلمات « الأشواکِ » و« ورده »
۱۸- حقُّ العروبه أن تأسی لشاعرها وَ تذرفُ الدمعَ منهلاً بمسکوب (همان، ص۴۷۴)
حق است که اعراب برای شاعرشان ( عبد االمحسن الکاظمی ) اندوهگین شوند و اشک فراوان و ریزان از
دیده جاری کنند .
مراعاه نظیرمیان کلمات « تذرفُ » و« الدمعَ » و« منهلاً » و« مسکوب »
۱۹- ذلک السیفُ الذی جرَّدَهُ فَضَحَتهُ عینُ هذا الصَیقل (همان، ص۴۸۵)
آن شمشیری که انسان غاصب بیرون کشیده ، چشم این جلا دهنده ( ملک فیصل ) آن را رسوا می کند .
مراعاه نظیرمیان کلمات « السیفُ » و« الصَیقل »
۲۰- هل رأیتَ الرَوضَ أیامَ الخریف
ذابل الأزهار مَسلوب الحفیف
متواری الحسن فی الغیم الکثیف (همان، ص۵۲۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...